صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

جنجال «آش نذری» و فمینیست های خطاکار

نوشین احمدی خراسانی-4 بهمن 1386

یک روز سرد زمستانی، در یکی از محله های متوسط تهران، گرد هم آمدیم و در حیاط خانه ای جمع شده بودیم که در فضای کوچکش بوی مطبوع و خاطره انگیز «آش رشته» از دیگ بزرگی که توسط مادر جلوه جواهری و برخی دیگر از مادران کمپینی بار گذاشته شده بود به مشام می رسید. در سالن بزرگ خانه اما انبوهی از دفترچه های توضیح قوانین چیده شده بود و بحث ها داغ بود از وضعیت بغرنج کمپین یک میلیون امضا و فشارهای فزاینده ای که بر اعضا و فعالان جنبش زنان وارد می شود، و از جلوه و مریم (دو عضو فعال کمپین) که در زندان اوین بودند و از هانا و روناک که در کردستان بازداشت شده بودند. و سرانجام به همراه کاسه های آش رشته، دفترچه های توضیح قوانین نیز توزیع شد و بالاخره گزارش این مراسم « متفاوت» در سایت های اینترنتی انتشار یافت. در ابتدا به نظر ساده می آمد و صمیمی، اما کوتاه مدتی پس از انتشار، واکنش های عجیب و نامنتظر، آغاز شد.

چرایی آن که مراسم ساده و معمولی مانند مراسم آش نذری مادر جلوه جواهری برای آزادی جلوه و مریم، توانسته این همه برانگیزاننده و واکنش خیز باشد، جای تامل و مکث دارد. به راستی چرا در برابر چنین رسم معمولی و جاافتاده، این همه واکنش های عجیب و غریب ایجاد شده است؟

شاید به این دلیل که مراسم آش نذری «خیلی» زنانه است و برآمده از دل آیین ها و رسومی است که غالبا «مختص زنان» قلمداد می شود در نتیجه این همه واکنش برانگیخته است اما مناسک و آیین هایی که به همین اندازه با مذهب و سنت (مثل برگزاری مجلس ترحیم در مسجد) درآمیخته باشد اگر خاص «زنان» نباشد و توسط «مردان مشروع» و رادیکال حوزه روشنفکری سیاسی که نیاز به «اثبات» خودشان ندارند برگزار شود لابد برای همگان امری مشروع و پذیرفتنی است. یعنی مراسمی صمیمی و مختص زنان مثل پختن آش نذری آن هم توسط خود زنان که طبعا «مشروعیتی» هم ندارند و همواره باید خود و هر کنش و عمل شان را «توضیح» دهند، پس «نامشروع» است و مستوجب سرزنش و عتاب؟

شاید هم به این دلیل که در فرهنگ پدرسالار و «مرگ اندیش» ما، از آن جایی که «مرگ» پدیده ای است که هنوز به عنوان موضوعی «پر رمز و راز» و «ابهام آمیز» قلمداد می شود (که انسان معاصر را نیز با چالش های ماوراء طبیعه درگیر می سازد) در نتیجه افرادی که حتا به ضدیت با مذهب افتخار می کنند با «سربلندی» به خود حق می دهند که از همه آیین ها و مناسک کهن و چندهزار ساله ای که با مذهب و دیدگاه های ماورای زمینی و روحانی درآمیخته است برای برگزاری مراسم بزرگداشت مردگان بهره ببرند بدون این که متهم به سنتی بودن یا استفاده ابزاری از این آیین ها شوند، اما برای احترام و پاسداشت آیین هایی که به آرزوهای انسانی و در مجموع به «زندگی» (که ارزش زیادی در جامعه ما ندارد) نظر دارد، باید منزه طلبانه و با خط و مرز و اخم و تخم برخورد کرد و «مدرنیسم» خود را در برابرش به رخ کشید.

در طول سالهای اخیر بسیاری از روشنفکران ایرانی به دفعات از برگزاری آیین های کهن و مناسک سنتی بهره گرفته اند. مگر یکی از انجمن های روشنفکری همچون کانون نویسندگان ایران پیشگام برگزاری مراسم و آیین هایی در گورستان ها و بر مزار افراد مشهور، یا برگزاری مراسم ختم در « مساجد » نبوده است؟ مگر برپایی مراسم ختم زنده یاد پوینده و مختاری در «مسجد»، پدیده ای نیست که از دل مناسک و آیین های کهن و سنت




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان