صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      بخش های پیشین سایت....     مهمان مدرسه....  
 

گفتگو با صفا پوینده سرپرست کارگاه خیاطی دروازه غار* / فرخنده احتسابيان

3 آذر 1387

<:voir_en_ligne:> : امرداد بانو

فرخنده احتسابيان: خواهش می کنم قدری در مورد خودتان برایمان بگویید و انگیزه ای که برای انجام این کار داشتید.

صفا پوينده: من همیشه که کودکان خیابانی را می دیدم بسیار متأسف می شدم و دلم می خواست که بتوانم کار اساسی برایشان انجام دهم . وقتی با انجمن کودکان کار آشنا شدم متوجه شدم که خانواده هایشان هیچ کاری برای آنها در مورد تربیت و آموزش انجام نداده اند . البته در وهلۀ اول مشکل این است که این خانواده ها به سختی با ورود این کودکان به این مرکز موافقت می کنند چرا که ما نمی توانیم با حد اقل در آمدی که اینها اینجا کسب می کنند خانواده ها را راضی کنیم .

 این کودکان چگونه با این مرکز آشنا می شوند و یا به این مرکز معرفی می شوند ؟

 این پروژه بر می گردد به سه سال پیش که در منیریه با بودجه ای که از طرف یونیسف رسید آغاز به کار کرد که قرار بود طرح آموزش خیاطی برای دختران را داشته باشیم ولی چون بودجه محدود بود پروژه منیریه بعد از هشت ماه نا تمام ماند و تنها چیزی که از آنجا برایمان باقی ماند همین چرخهای خیاطی بود و در واقع شروع کار با همان بچه های خانه کودک در محل جدید آغاز شد و به مرور در محل شناخته شدیم .

 با وجود اینکه معضل اصلی این کودکان خانواده است ، با تحصیل این کودکان به خصوص کودکان افغانی چگونه برخورد می شود ؟

 کودکان افغانی و ایرانی فرقی نمی کند . بچه هایی که کار می کنند قطعا به مدرسه نمی روند . ما اینجا امکان سواد آموزی بوجود آوردیم و انجمن های دیگر هم همینطور . اولین هدف ما همیشه سواد آموزی بوده .

 نگرش خانوادۀ این کودکان را به این مرکز و فعالیتهایش چگونه ارزیابی می کنید؟

 وقتی بعد از مدتی خانواده ها می آیند و بچه ها را توانمند می بینند دیگر قبول می کنند و تقریباً مشکل خاصی در این ضمینه نداریم . البته ما برای مادران نیز کلاس سواد آموزی و خیاطی داریم و از وقتی مادران از نزدیک با این فضا آشنا شده اند خیلی ارتباطمان با خانواده ها موثرتر شده است .

 عکس العمل پدرها چگونه است ؟

 معمولا مادران با زودتر با مسائل خانواده کنار می آیند ولی پدرها اغلب حاضر نیستند بچه هایشان از کار پر در آمدی مانند تکدی گری برای آمدن به این مرکزدست بکشند .در ضمن پدر ها در این هشت سال تجربه ای که من با این خانواده ها داشتم چندان وجود خارجی ندارند و اکثراً یا معتادند یا نیستند البته موارد استثنایی هم وجود دارد که ما داریم از کار اموزانمان که پدر مرتب به کارگاه سر می زند و نگران فرزندش هست .

 آیا هستنند بچه هایی که شناسنامه ندارند ؟

 البته یکی از مشکلات ، نداشتن شناسنامه است . البته اخیراً قانونی تصویب شده که اگر پدر به هر دلیلی نباشد ، مادر بتواند برای بچه خود شناسنامه بگیرد ولی متاسفانه زنها در اینجا آنقدر درد ومشکلات دارند که ما حتی یک مادر را نتوانستیم متقاعد کنیم که پی گیر این قضیه باشد . بچه های افغانی هم اگر کارت نداشته باشند نمی توانند کار کنند و مدرسه بروند . بنابر این هر کدام از اینها وقتی شناسنامه ندارند از تحصیل محروم می شوند .

 خواهش می کنم کمی از مشکلات برخی از این کودکان صحبت کنید.

 ما در اینجا دخترهشت ساله ای داریم که شبها پدر فلجش را با چرخ برای گدایی بیرون می برد و اغلب شبها ساعت یک بعد از نیمه شب برمی گردد و روزها به همین دلیل خیلی دیر به مرکز می آی




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    5 شهریور: سالگرد اعلان عمومی کمپین یک میلیون امضاء    8 مارس : روز جهانی زن    22 خرداد : روز همبستگی زنان ایران    ائتلاف علیه لایحه حمایت از خانواده    دانشگاه و زنان    دردسر جنسیت    زنان زندانی    مهمان مدرسه    همگرایی جنبش زنان در انتخابات    چالش ما(ه)    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان