صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      بخش های پیشین سایت....     مهمان مدرسه....  
 

حساسیت به ساخت فرهنگی اجتماعی پدرسالارانه / گیتی سلامی

17 آذر 1387

<:voir_en_ligne:> : اخبار روز

در این متن به این پرسش ها می خواهم بپردازم: از چه زاویه ای توجه و پرداختن به روش تفکری دوگانه انگاری که برنگاهی یکجانبه ویک حقیقت (مطلق گرا) استوار است و بدین طریق فقدان ِ چشم مرکب را (به مفهوم مختاری) درشناخت شناسی مان نهادینه می کند، برای جامعه ما لازم می باشد و چراحساسیت به این روش تفکری نمی تواند یکی از پارادیم های معرفت شناسی باشد و از آن شابلونی ساخت.این سوالات ، انگیزه ی نوشتن این متن شد که در رابطه با خواندن مقاله ی خانم مژگان ثروتی تحت عنوان " کمپین یک میلیون امضا روایتی از بیرون (2): نقدی بر نقد دو انگاره بینی گیتی سلامی1" برایم بوجود آمد که در ضمن کوششی می باشد برای رفع ابهامات ومشخص کردن نکات کلیدی در دو نوع بینش وروش . به این سوالات بطورغیرمستقیم و ارتباط این روش با دین را در مطلبی تحت عنوان"نگاهی برروش تفکری دو گانه انگاری موجود در مذهب" اشاره کرده ام که در سال 2004در "نشریه ی گاهنامه" منتشره از هانوفر، ود ر آرشیو سایت های "صدای ما" و" شبکه بین المللی همبستگی با مبارزات زنان ایران" موجود می باشد. برای روشن شدن منظورم و جلوگیری ازتکرار، این مطلب را دوباره ضمیمه ی این متن می کنم. تا دو زاویه ی متفاوت با دوروش و دو برخورد متفاوت به مسئله ی دین مشخص شود ،زیرا به گمان من نقطه ی تفاوت من و خانم ثروتی (به عنوان نمونه) درروش برخود مان به دین نهفته است. تا آنجایی که مطالب ایشان را خواندم (همانطور که ایشان نوشتند من قبلا با نگاهشان آشنا نبودم) دین در نگاه خانم ثروتی به طور کلی به دوجریان تقسیم می شود ،جریان عقل گرا یا خرد گراکه مطابق با رشد و توسعه ی علم است و جریانی که بر اساس وحی و ایمان است. مطابق با این روش ، دین اسلام را به دو جریان تقسیم میکند یکی عقل گرایان (مانند ابن رشد و ابن سینا و معتزلیون که یک جریان عقل گرا در الهیات یا علم کلام بودند) ودیگری جریان موسوم به فقه ـ ارتدوکسی که نمایندگان آن راعلمای دین یا روحانیون میداند. و بر این نظر هستند که "در واقع آنچه که ما تا به امروز با آن روبرو بود یم ، باز تولید اسلام فقه – ارتدوکسی است (اسلام دفاعی – تهاجمی) و نه اسلام در مفهوم دکترین تبادل فرهنگی (اسلام هلنیزه شده و الویت عقل در معرفت و کشف حقیقت ). اما ارو پا ئیان فقه و اسلام ارتدوکسی را به خود ما واگذار کردند و اندیشه عقلانی موجود در فلسفه ، اللهیات هلنیزه شده و علوم طبیعی شرق اسلامی را گرفتند و در درون خود توسعه دادند. در واقع بنیاد گرایی جریانی بود که در آن مسلما نان بر ضد دست آورد هایی بر خواستند که خود در آن - یعنی عقلانی کردن و راز زدایی از جهان- ، سهم بسزایی داشتند"2 .

با توجه و مقایسه ی نگاه خانم ثروتی به دین (البته اگر برداشت درستی کرده باشم) و پرسشی که در مقاله ی "نگاهی به جهان اسلام از فراز تاریخ فرهنگ" (از جانب دن دینر) مطرح می کند "چرا اسلام که در آغاز توانست تمدنی را بوجود آورد به یکباره از حرکت باز ماند و به عقب رفت؟ با سوال و نقطه عزیمت من در رابطه با دین، ("چرا مذهب علی رغم هدف اش که گسترش فرهنگ عدل، دوستی، رحم، بخشش، عشق و هم بستگی میان انسان ها می باشد، همیشه فقط توانسته است در بسیج توده ها خلاف هدف خود حرکت کند و به جای فرهنگ دوستی و نزدیکی بین انسان ها، نفاق و جدایی میان آن ها بیاندازد؟ چه چیزی در مذهب مانع از تحقق فرهنگ انسان دوستی ادعا شده و پذ




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    5 شهریور: سالگرد اعلان عمومی کمپین یک میلیون امضاء    8 مارس : روز جهانی زن    22 خرداد : روز همبستگی زنان ایران    ائتلاف علیه لایحه حمایت از خانواده    دانشگاه و زنان    دردسر جنسیت    زنان زندانی    مهمان مدرسه    همگرایی جنبش زنان در انتخابات    چالش ما(ه)    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان