صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

درباره سلطه و عشق

پیر بوردیو / ترجمه نریمان رحیمی-9 اسفند 1386

متن زیر، ترجمه پی نوشت پیر بوردیو در کتاب «سلطه ی مردانه» است. پیش از آن کتاب «سلطه مردانه» بوردیو معرفی و دیدگاه وی در این کتاب به طور مختصر در مقاله ای تحت عنوان «سلطه مردانه و تاریخ زنان» به چاپ رسید که می توانید آن مطلب را در اینجا بخوانید. بخش پایانی این کتاب نیز تحت عنوان «سلطه مردانه» (توسط مترجم هر سه بخش یعنی آقای نریمان رحیمی [email protected]) در سایت مدرسه فمینیستی منتشر شد که این مطلب را نیز می توانید در اینجا بخوانید.

اینکه روابط جادویی عاشقانه را از تحقیق درباره ی موضوع «سلطه» کنار بگذاریم مانند تسلیم شدن به آن چیزی است که ویرجینیا وولف "لذت وهم زدایی" می نامد (که بدون تردید بخشی از احساس رضایتی است که جامعه شناس گاه به طور پوشیده ای خواهان آن است). (1).

این وسوسه ی بزرگی است، چرا که صحبت کردن از عشق با یک زبان تحلیلی، بدون اینکه فضل فروشی مضحکی جلوه کند، کار آسانی نیست. به بیان دقیق تر پرهیز از تناقض میان حالت غنایی و شاعرانه (lyricism) با حالت خودخواهانه (cynicism)، میان قصه پردازی کردن با حکایت های خنده دار بافتن، کار آسانی نیست. آیا عشق، تنها ولی بزرگ ترین استثنا در قانون سلطه مردانه است؟ یک توقف موقتی خشونت نمادین؟ یا اینکه عشق، بخاطر ظریف و کمتر از همیشه آشکار بودن اش، عالی ترین شکل خشونت نمادین است؟

عشق می تواند شکل نوعی قبول و تسلیم به سرنوشت و تقدیر را بگیرد (amor fati)، چیزی که حداقل در جوامع بربر (Berber) و حتما، همانطور که آمار ازدواج نشان می دهد در خیلی جاهای دیگر، به بسیاری از زنان آموخته است که به آن تقدیر تن بدهند و قبول اش کنند. و یا اینکه به زنان آموخته شده که به مردی که تقدیر اجتماعی برای آنها تعیین کرده، عشق بورزند. در این صورت، عشق، یک سلطه ی پذیرفته شده و مورد تایید است، هر چند که نه در ظاهر ولی در عمل به رسمیت شناخته می شود، در یک رابطه ی عاطفی همراه با خوشبختی یا رابطه ای همراه با رنج. و درباره ی این چه می توان گفت که ضرورت یا خصلت مجبور می کند تا آدمی تن به غیر قابل تحمل ترین شرایط زندگی و پر خطر ترین پیشه ها بدهد؟

ولی بینی زیبای کلئوپاترا*، با همه ی قدرت شرارت آمیز، وحشت آور و سحرآمیز زنان در همه ی افسانه ها: اغوای حوا، دلربایی اومفیل (شهبانوی لیدیا)، جادوی زن ساحره ی شیرکه، برای این است که قدرت رازآلود عشق می تواند روی مردان هم اِعمال شود. گمان برده می شود نیروهایی وجود دارند که در تاریکی و تنهایی روابط خصوصی ("صحبت های اتاق خواب") نقش دارند و گمان برده می شود که این نیروها می توانند مردان را در جادوی روابط عاطفی نگاه دارند و موجب شوند که آنها وظایف اجتماعی خودشان را که در شان آنهاست فراموش کنند. این نیروها برای تغییر اساسی در روابط سلطه تعیین کننده هستند، یک گسست کامل با نظم عادی، معمولی و طبیعی. گسست ای که بعنوان تهاجمی به آن چه طبیعی است قلمداد می شود، طبیعی بودنی که تنها برای تقویت میتولوژی مرد مدارانه بکار می رود.

ولی این به معنی این است که ما هنوز در یک زمینه ی مبارزه یا جنگ بسر می بریم. و این امکان یک توقف روابط مبتنی بر قدرت را که به نظر می رسد برای تجربه ی عشق یا دوستی، اساسی است از میان می برد. در عین حال، در این آتش بس معجزه آمیز، جایی که به نظر می رسد سلطه ی مردان




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان