صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      بخش های پیشین سایت....     مهمان مدرسه....  
 

سياست پريشي و فرهنگ‏ / مهرانگيز کار

23 دی 1387

<:voir_en_ligne:> : روزآنلاين

خشونت نفرت انگيز است و باز توليد مي شود. استفاده فزاينده از شيوه هاي خشونت آميز به حکومتها امنيت و ‏ثبات نمي بخشد. عدالت و انصاف هم آن را اجازه نمي دهد. اما حکومتها عدالت و انصاف را که امروز به صورت ‏نظام ارزشي حقوق بشري تعريف مي شود دور مي زنند. تفاوتهاي فرهنگي را مطرح مي کنند. تکيه گاه شان ‏نظريه اي است که با عنوان "نسبي گرايي فرهنگي" تبليغ شده است.

حکومتها از فرصتهايي که اين نظريه براي ‏تداوم خشونت و تبعيض و ظلم ايجاد کرده بهره مي برند. خشونت بر ضد زنان، کودکان و فعالان حقوق بشر را از ‏مسير نسبي گرايي فرهنگي مي گذرانند و به آن مشروعيت مي دهند. اينک بر پايه بسياري نمونه هاي پيش رو ‏داوري مي شود که استفاده ابزاري از نظريه نسبي گرايي فرهنگي يک حيله سياسي است و به هنگام در اختيار ‏قرار گرفته تا نقض حقوق انسانها به سهولت توجيه بشود. ‏

تنوع فرهنگها يک واقعيت جهاني است. نمي توان آن را انکار کرد. فرهنگ مجموعه اي است از زير ساختهاي ‏ذهني که در گذار تاريخ از سنت، دين و تحولات اجتماعي و نرخ دانش آموختگان تأثير پذيرفته است. بنابراين ‏زيرساخت فرهنگي که به زمان شکل مي گيرد، غير قابل تغيير نيست. تحولات اجتماعي و درجات آگاهي بر علوم ‏و فنون و تحولات جهاني آنرا دگرگون مي سازد. تأکيد حکومتها بر فرهنگ سلطه مردان بر زنان، خشونت ورزي ‏به کودکان، قتل و حذف کساني که از دين برگشته اندو مانند آن هرچند ممکن است بخشي از زيرساختهاي فرهنگي ‏يک جامعه را شکل داده باشند، ولي براي حکومت حق ايجاد نمي شود تا يک چنين زير ساخت ذهني را تقويت کند ‏و متناسب با آن قوانين را از تصويب بگذراند. به نظر نمي رسد نظريه نسبي گرايي فرهنگي با هدف مشروعيت ‏بخشيدن به اين شيوه از قانون گذاري تدوين يافته باشد. مي توان نظريه را از زواياي گوناگون نگريست و تحليل ‏کرد. مثلاً از اين زاويه که حکومت مکلف است زيرساختهاي ذهني معتقد به خشونت ورزي و تبعيض را ترميم ‏کند. کار حکومت اين نيست که مثلاً اگر زيرساخت فرهنگي در بخشي از جامعه قتل فرزند به دست پدر يا قتل زن ‏به دست شوهر يا قتل مسلمان از دين برگشته را رفتار و هنجار مشروع مي شناسد، به جاي اصلاح زيرساخت، بر ‏آن صحه بگذارد. قانوني اش بکند. با سانسور توليد کالاهاي فرهنگي اصلاح زيرساخت ها را به تأخير بيندازد. ‏دست روشنفکران را که مي توانند بلندگوهاي مطبوعاتي، راديو و تلويزيون را با هدف اصلاح زيرساخت فرهنگي ‏به کارگيرند از اين امکانات کوتاه کند. عبا و عمامه و منبر را از فقهايي که مي خواهند از بينش ديني خشونت ‏زدايي کنند بازستاند و در مجموع به جاي رفتار جبراني، ارکان حکومتي تبديل بشوند به حاميان و پاسداران ‏زيرساختهاي خشونت آميز فرهنگي و عصاي دست کساني بشوند که زن مي کشند، کودک آزاري مي کنند و حقوق ‏ديگران را محترم نمي شمارند. ‏

از طرف ديگر حاميان خشونت ورزي در ايران ساليان سال است به برخي زير ساختهاي ذهني و فرهنگي استناد ‏مي جويند که ديري است بسياري ويژگيهاي آن تغيير کرده است. به فرض که "نسبي گرايي فرهنگي" از پايه و ‏اساس مخدوش نباشد و بتوان در مواردي به آن استناد جست، نمي توان بر اين نکته چشم پوشيد که هنجارهاي ‏فرهنگي ابدي و ايستا نيست. پياپي تغيير مي کند. مثلاً در ايران که گونه اي از حرکتهاي مدني زير فشارهاي ‏امنيتي راه افتاده و به صور




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    5 شهریور: سالگرد اعلان عمومی کمپین یک میلیون امضاء    8 مارس : روز جهانی زن    22 خرداد : روز همبستگی زنان ایران    ائتلاف علیه لایحه حمایت از خانواده    دانشگاه و زنان    دردسر جنسیت    زنان زندانی    مهمان مدرسه    همگرایی جنبش زنان در انتخابات    چالش ما(ه)    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان