صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

صیغه، امتداد منطقی ‌نهاد ازدواج در ایران

دکتر حسین باقر زاده-26 دی 1387

مدرسه فمینیستی: خانم نوشین احمدی خراسانی‌ در «صیغه و عقوبت رابطه جنسی» نكات مهمی را درباره این رابطه جنسی پیش كشیده‌اند كه قابل توجه است. ایشان هم‌چنین خواسته‌اند كه «ابعاد ناشناخته یا كمترشناخته شده این موضوع» با مشاركت دیگران باز شود. این نوشتار در پاسخ به این دعوت تنظیم شده است. در این نوشتار، صیغه نه به صورت یك پدیده مستقل و بلكه به عنوان بخشی از كلیت ساختار رابطه جنسی زن و مرد در ایران مورد بررسی قرار گرفته است - حسین باقرزاده

خلاصه: صیغه بخشی از ساختار رابطه جنسی زن و مرد در ایران را تشكیل می‌دهد. برای ‌بررسی پدیده صیغه باید به شناخت و كالبدشكافی این ساختار كه سیاست جنسی‌ حاكم را بر اساس سنت/فقه/قانون تعریف كرده است پرداخت. در این ساختار به جنسیت زن و مرد دو نقش كاملا متمایز در رابطه جنسی‌ با یكدیگر داده شده است. نهاد ازدواج تعریف شده در این ساختار یك رابطه كاملا یك طرفه است، رابطه ای‌ كه از سوی زن بسته است و از سوی‌ مرد باز. در هر زمان ‌زن فقط با یك مرد می‌تواند رابطه داشته باشد ولی مرد می‌تواند با چند زن رابطه جنسی برقرار كند. تعدد زوجات یكی از لوازم این ساختار است. ولی‌ محدود كردن آن به عدد دلبخواهی «4»، اصل «باز بودن» رابطه جنسی از سوی‌ مرد را نقض می‌كند. صیغه یكی دیگر از لوازم این ساختار است كه تناقض اخیر را نیز رفع می‌كند. نهاد صیغه اصولا برای ‌تأمین آزادی جنسی نامحدود مرد تعبیه شده است و نمی‌توان از آن به عنوای وسیله‌ای محترمانه برای به قاعده درآوردن روابط جنسی خارج از ازدواج بین زن و مرد بهره گرفت.

ازدواج از دید سنت/فقه/قانون بر خلاف مفهوم لغوی و متعارف آن به معنای پیوند زناشویی یك «زوج» نیست. این جا دو انسان برابر نیستند كه به هم می‌پیوندند و یك زوج را تشكیل می‌دهند. زن و مرد دو نقش كاملا متفاوت در این به هم پیوستن ایفا می‌كنند. مرد جنسیت زن را به مالكیت خود در می‌آورد و زن جنسیت خود را به مرد واگذار می‌كند. این رابطه كاملا یك طرفه است. نقش مرد مفهوم باز بودن را در خود دارد و نقش زن مفهوم بسته بودن. یعنی زن به وفاداری ‌جنسی در برابر مرد متعهد می‌شود، ولی از سوی‌ مرد هیچ تعهدی‌ بر وفاداری جنسی وجود ندارد. زن تنها با یك مرد رابطه جنسی برقرار می‌كند، ولی مرد می‌تواند با زنان متعدد رابطه داشته باشد. نامیدن این رابطه به عنوان «ازدواج» یك نام‌گذاری غلط است. این رابطه بر خلاف آن چه كه ازمفهوم متعارف ازدواج بر می‌آید، یك رابطه از دو طرف بسته نیست. اصطلاح ازدواج حتا در مواردی به كار می‌رود كه ممكن است ما با یك «زوج» روبرو نباشیم (مرد می‌تواند با چند زن به اصطلاح «ازدواج» كند).

این واقعیت كه نهاد ازدواج بر اساس سنت/فقه/قانون بر باز بودن رابطه جنسی مرد و بسته بودن رابطه جنسی زن بنا شده به خوبی در خطبه عقد ازدواج منعكس شده است. ازدواج با اجرای خطبه عقد رسمیت می‌یابد. ازدواج «قراردادی» است كه بین زن و مرد صورت می‌گیرد و بر اساس آن زن در برابر ارزش مالی‌ معینی خود را به مرد «نكاح» می‌كند، و مرد این قرارداد را می‌پذیرد. وقتی زن خود را در مقابل مهر به نكاح مرد در می‌آورد عملا تمامیت خود را در اختیار او گذاشته است. در صورتی كه پذیرش آن از سوی مرد هیچ به معنای در اختیار گذاشتن تمامیت متقابل خود به زن نی




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان