صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

دختران دانشجو فضای مردانه تعریف شده تشکل ها را شکسته اند

مصاحبه سعیده اسلامی با عبدالله مومنی -1 بهمن 1387

مدرسه فمنیستی :عبدالله مومنی چهره آشنایی در فضای رسانه ای ایران است ، دبیر سابق دفتر تحکیم وحدت با اینکه چندین سال است فارغ التحصیل شده و اکنون سخنگوی یک حزب سیاسی است ، ولی هنوز به عنوان سمبل جنبش دانشجویی شناخته میشود .
گفتگوی سعیده اسلامی با ایشان در مورد طرح بومی گزینی جنسیتی را می خوانید :

سعیده اسلامی :تلقی عمومی در بین فعالان اجتماعی این است که طرح بومی گزینی جنسیتی در جهت انقلاب فرهنگی دوم هست ، شما چه فکر میکنید ؟

عبدالله مومنی : در پاسخ به این سوال ابتدا باید دید در دانشگاههای ایران انقلاب فرهنگی به چه معنا و مفهومی بوده است. در سال 1359 بر اساس تصمیمات اتخاذ شده و فضای حاکم بر کشور، تعطیلی 3 ساله تمامی دانشگاه ها با تشکیل ستادی با نام "ستاد انقلاب فرهنگی" که برای رسیدگی به وضعیت دانشگاه ها به تعبیر آن زمان مامور " اسلامی کردن" دانشگاهها شده بود انجام گرفت. این تلاش ها برای تغییر فرماسیون موجود و به صورتی کاملا "مکانیکی"به دانشگاه اعمال شد و موجبات تغییرات اساسی در بسیاری از کتب علوم انسانی دانشگاه ها و همچنین تسویه اساتید دگراندیش دانشگاه و اخراج بسیاری از دانشجویان گردید. فراموش نکنیم که تمامی این اعمال با یک نگاه کاملا ایدئولوژیک و فارغ از یک دید علم محور و یا حتی برنامه محور صورت گرفت. در واقع نگاه افرادی که انقلاب فرهنگی را مدیریت و اجرا کردند و به نوعی این تعبیر مائوئیستی بعد از یک انقلاب اسلامی وارد ادبیات سیاسی و دانشگاهی کشور کردند ،دیدگاهی بود بر اساس اسلام حداکثری که نه تنها حل تمام مشکلات دنیا را در فقه اسلامی جستجو می کرد بلکه اساسا معتقد بود با وجود فقه و احکام فقهی نیازی به علوم انسانی و تجربی کلاسیک نیست و مباحثی نظیر جامعه شناسی اسلامی و حتی فیزیک و شیمی اسلامی را پیش می کشیدند و این نگاه حداکثرگرایانه که اسلام را در تقابل با علوم مدرن تعریف می کند همان دیدگاهی است که بسیاری از نواندیشان دینی و به طور خاص شادروان بازرگان آن را "اسلام فقاهتی" لقب داده و نقدش کرده و می کنند. با این حال این تلاشها برای "علم زدایی" از دانشگاهها با همه ی لطماتی که به توسعه و نظام آموزش عالی کشور زد آن اهدافی را که متولیان و تئوریسین های انقلاب فرهنگی می خواستند تامین نکرد و از دل همین دانشگاهها بار دیگر اندیشه های مدرن و آزادی باور سر بر آوردند و حتی نواندیشان دینی هم به رد و نقد این دیدگاههای حداکثر گرایانه پرداختند و بر خلاف انتظار حاکمیت٬ دانشگاهها بار دیگر شاهد حضور اساتید و دانشجویانی شد که هیچ همدلی با ایدئولوژی رسمی نداشتند. حالا با چنین زمینه ی تاریخی می توان نتیجه گرفت که آنها که در دور اول انقلاب فرهنگی به نتیجه نرسیدند به دنبال انقلاب فرهنگی دوم باشند منتهای مراتب در این مرحله از بستن دانشگاهها خبری نیست و این بار استراتژی تحقق انقلاب فرهنگی دوم ، حذف تدریجی و گام به گام است که از حذف و تصفیه ی استادان و دانشجویان دگر اندیش آغاز شده و به تغییر مجدد در محتوای کتابهای درسی ، خصوصا در زمینه ی علوم انسانی تسری یافته است .بنابراین جدای از شرایط زمانی کشور وتحلیل وضعیت برآمده از انقلاب اگر بخواهیم به تحلیل محدودیت ها بپردازیم بی آنکه اغراقی صورت بدهیم هرگونه تلاش برای ایجاد تغییرات مکانیکی و مهندسی شده در نحوه ورود




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان