صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      بخش های پیشین سایت....     مهمان مدرسه....  
 

زن ایرانی در برزخ سنت و مدرنیته/مهرداد درویش پور

(به مناسبت 8 مارس و چاپ سوم کتاب چالشگری زنان علیه نقش‌ مردان)-16 اسفند 1386

«در ایران چند دهه است كه ایدئولوژی رسمی کشور مبتنی بر تقویت اقتدار دینی، زن‌ستیزی و تجددستیزی است. زنان با درس آموزی از تجربه انقلاب اسلامی و شرایط حاکم بر جامعه، با اشتیاق بیشتری به چالش‌ علیه سنت و ایدئولوژی رسمی جامعه روی آورده و بیش‌ از هر زمان و بیش از گروه های دیگر از گذار به مدرنیته، سكولاریسم و دموكراسی استقبال می‌كنند. دیگر آن كه طی همین چند دهه، روند جهانی شدن شتابی بی‌مانند به خود گرفته است. امری كه امكان آشنائی و بهره‌جوئی زنان ایرانی از دست آوردهای جهانی زنان را افزایش‌ داده است. آشنایی با موقعیت بهبود یافته زنان در جهان مدرن، نه تنها میل به مدرنیسم در میان زنان ایرانی را به مراتب بیش‌ از مردان افزایش‌ ‌داده است، بلكه به روند فردیت‌یابی و خودآگاهی زنانه در زن ایرانی شتاب می‌بخشد. علاوه بر آن، مهاجرت چند میلیونی ایرانیان با تأثیرپذیری از فرهنگ مدرن، ‍در انتقال ارزش‌های برابری‌طلبانه به جامعه ایران نقش‌ مهی ایفا می‌كند»


<:voir_en_ligne:> : ایران امروز

پرداختن به نمونه آرمانی ”زن مدرن” و تعیین جایگاه زن ایرانی در رابطه با آن -‌ به ویژه در طرحی مختصر و مقدماتی - از همان آغاز با خطر ارائه تصویرهای شماتیك و كلیشه‌ای به جای بررسی تجربیات زنده، مشخص‌ و متنوع زنان ایرانی روبرو است. بر این امر، می‌بایست دشواری بررسی وضعیت زنان از نگاه مردان را نیز افزود. با علم به این محدودیت‌ها كه این نوشته نیز از آن بری نیست، در این جا و به عنوان طرح مقدماتی تنها می‌توان به چند مفهوم پایه‌ای كه در روشن ساختن مفهوم زن مدرن و موقعیت زنان ایرانی می‌بایست مدّ نظر قرار گیرند اشاره نمود.

سنت و مدرنیته

نخست آن كه مدرنیته فرایندی است كه با اندیشه نوآوری و نوسازی، افسون‌زدائی از مراجع اقتداری چون سنت و مذهب، جایگزینی عقلانیت دنیوی به جای باورهای آسمانی در سر و سامان دادن به زندگی جاری، و تكیه بر علم و تكنولوژی به عنوان نیروی محركه پیشرفت عجین شده است. در واقع مسئله اساسی مدرنیته، پایان یافتن سیاست، اخلاق و فرهنگ دینی است كه تنها در پرتو آن دموكراسی به معنای دقیق كلمه موضوعیت و فعلیت می‌یابد (1). از این رو آنتونی گیدنز رویارویی با سنت را ذات مدرنیته می داند. زیرا در فرهنگ‌های سنتی، گذشته مورد احترام است و نهادها ارزش‌ دارند. فرد سنتی نیز كسی است كه در متن و بستر کردار های سنتی زندگی می كند، بی آن كه به آن بیاندیشد. اما سنت گرایی واكنشی است دفاعی كه آگاهانه با رجعت به سنت ها، در پی حل معضلاتی است كه دنیای مدرن پیش‌ روی قرار می دهد. حال آن كه مدرنیته به افسون زدایی از آن ها می پردازد.

با این وجود نقدهای پسامدرنیستی، دوگانگی بین سنت و مدرنیته را قابل مكث دانسته و حتا برخی از نحله های آن از ضرورت نوعی بازگشت و احیای سنت سخن می گویند (2). برخی از اندیشمندان ایرانی نیز به ناكارائی قطبی كردن و رویارو قرار دادن سنت و مدرنیته اشاره كردا ند. برای نمونه جمشید بهنام برآنست كه بین سنت و تجدد پیوندهای ظریفی وجود دارد. به زعم وی ”اصالت فرهنگی” را می توان حفظ كرد، درحالی كه آسان تر می توان سنت ها را رها كرد. او هشدار می دهد هرنوع تجدد بیرونی اگر با خاطره ها و تجربه های جمعی تلفیق نشود، ریشه كن خواهد شد(3). برخی نیز براین نكته تاكید می ورزند كه دوگانگی تجدد و سنت در ایدئولوژی مدرنیسم، بیشتر محصول تلاش‌ برای تعریف و فهم خود بوده است تا آن كه پیچیدگی های جامعه سنتی را شناسایی كند. از این رو این گروه بر آنند كه به مسئله تنوع جوامع سنتی، تداخل سنت و تجدد، ظهور تجدد از درون سنت ها و نوسازی سنت، به گونه ای درخور پرداخته نشده است (4). حتا برخی نیز از مدرنیته متكی بر سنت سخن می گویند. عباس‌ میلانی در بحث مشابهی از ضرورت در آمیختگی سنت و مدرنیته دفاع می كند و خلاصه نمودن تاریخ مدرنیته به غرب را خطا می داند و تا آنجا پیش می رود كه مدعی می گردد تجدد در بسیاری از زمینه ها در ایران پیش‌ تر از غرب آغاز گشت (5).

این حقیقتی است كه تجددطلبی نفی همه سنت ها نیست، هرچند بی شك بررسی نقادانه آن ها است. مدرنیته نقد نگرشی است كه سنت را به ایدئولوژی بدل می سازد. نقد كرداری است كه سنت ها را راهنما والگوی زندگی روزمره فرد می نماید و با مشروعیت بخشیدن به آن، سنت ها را دائما باز تولید می كند. این نیز حقیقتی است كه هیچ جامعه ای با نفی و گسست یک شبه از گذشته خویش‌ ب




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    5 شهریور: سالگرد اعلان عمومی کمپین یک میلیون امضاء    8 مارس : روز جهانی زن    22 خرداد : روز همبستگی زنان ایران    ائتلاف علیه لایحه حمایت از خانواده    دانشگاه و زنان    دردسر جنسیت    زنان زندانی    مهمان مدرسه    همگرایی جنبش زنان در انتخابات    چالش ما(ه)    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان