صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

شکار ثانیه ها : جنبش زنان و دهمین انتخابات ریاست جمهوری

نوشین احمدی خراسانی-17 اردیبهشت 1388

مدرسه فمینیستی: به یاد می آورم روزگاری را که پس از وقایع تلخ و خشونت بار دهه 60، هر کسی حتا اگر مجوز نشریه ای ادبی ـ و نه لزوما سیاسی ـ دریافت می کرد از سوی برخی از دوستان روشنفکرمان، «مشکوک» تلقی می شد. شاید باور کردنش برای نسل جوان امروز سخت باشد اگر بشنوند که در فضای روشنفکری ترس خورده آن زمان حتا انتشار نشریه با «مجوز» جمهوری اسلامی (مجوز از وزارت ارشاد) از سوی بعضی ها، نوعی «دولتی بودن» قلمداد می شد. به طورکلی هر گونه تلاش و حرکت مستقل فرهنگی اگر در چهارچوب قوانین و مقررات جاری مملکت صورت می گرفت، باج دادن به دولت، معرفی می گردید.

در آن ایام پر ایهام و ترس خورده از سرکوب، به تدریج نگرش تاریخی و ریشه دار «توطئه بینی» و بی اعتمادی بر فضای روشنفکری ما تقریبا به طور کامل مسلط شد و در نتیجه، بقای روابط گروهی، که لازمه اش اعتماد به یکدیگر است، زیر فشار سنگین تفکر توطئه بینی ـ ناشی از ترس و انفعال ـ از نفس افتاد. بافت روابط روشنفکری به طرز ناباورانه ای هر روز گسیخته تر می شد؛ و انزوا، اتمیزه شدن، و شکل جزیره ای پیدا کردن روابط، حاصل ناگزیر آن دوران بود. حتا در جمع ها و محافل دوستانه نیز انشعاب و چند دستگی رخ می داد و انگار آدم بزرگ ها مثل بچه های کم سن و سال، خیلی زودرنج شده بودند. آنها غالبا روحیه ای تلخ و دلزده و لبریز از بی اعتمادی پیدا کرده بودند.

در چنین فضای آغشته به یاس و بدبینی، به ندرت افرادی منتقد پیدا می شدند که حاضر به ادامه مسیر باشند با این حال، مجموعه رفتارها و حرکت های فردی همین منتقدان که می خواستند ـ یا ناگزیر بودند که ـ در چهارچوب های قانونی فعالیت کنند از نظر برخی دوستان، «مشکوک» قلمداد می شدند و با شایعات و تهمت های عجیب و ناروا، مورد قضاوت قرار می گرفتند و به شدت تخطئه می شدند. (تعجب بر انگیز است که با گذشت بیش از دو دهه از آن دوران، قضاوت هایی از این دست، همچنان در پوسته و ظاهری رادیکال، بسته بندی می شود و ادامه هم پیدا کرده است!!).

بار دیگر «نو» شدیم

آری، در روزگاری چنین آغشته به ترس و توطئه بینی و سرخوردگی بود که ما زنان، بار دیگر حرکت خود را آغاز کردیم. در آن زمانه (با آغاز دهه 70 خورشیدی) پس از تحمل خشونت ها و پشت سر گذاردن سرکوب ها، در محافل امن و صمیمی خود می ترسیدیم که حتا دست به قلم ببریم و «بنویسیم» چه برسد که نوشته های مان را «منتشر سازیم». اما برخلاف رفتار «توطئه بینان»، که مدام روایت های یاس در گوشمان زمزمه می کردند و با دلایل محکم فلسفی، بیهوده بودن انجام هر فعالیت فرهنگی و اصلاحی را به ما جوان ترها تلقین می کردند، با این همه، ما زنان بر خلاف آموزه های ایشان، یعنی به جای نشستن و ایراد گرفتن و محکوم کردن دیگران، کمر همت بستیم و برای «حق نوشتن» و چاپ مطالب فمینیستی و انتشار آن در فضای عمومی، تلاش دسته جمعی مان را آغاز کردیم. کار انتشار مطالب مان را هم اتفاقا با «مجوز از وزارت ارشاد» آغاز کردیم ولی طی پروسه ای، چنان «حق نوشتن و داشتن نشریه» برای طرح مسائل زنان را جدی گرفتیم و پیگیری کردیم که سرانجام توانستیم آن را به واقع «حق مسلم» خود بدانیم، و لاجرم درونی و نهادینه اش سازیم. ویژه نامه های زنان در نشریاتی همچون «فرهنگ توسعه»، «اندیشه جامعه»، « جامعه سالم» و ایجاد نشریات فمینیستی از جمله: مجله «زنان»، «جنس دو




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان