صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

سونامی سرکوب: سایه مشت آهنی بر سر «جامعه مدنی» در آستانه انتخاب رئیس اجرایی دولت

محمد جم-29 اردیبهشت 1388

مدرسه فمینیستی: هستی جامعه مدنی ایران در لرزه و نوسان است. لرزش مرکزی، بالای هشت ریشتر، مشت آهنین مقامات ارشد امنیتی بر تن خسته جامعه مدنی فرود آورد. پس لرزه ها اما، دلزدگی و ریزش نیرو است، خوابیدن و خواباندن کارها، شکایت از جدایی ها، تردید به روش های مسالمت پذیر، بدگمانی به یاران، توفان تفرقه ها، ... تردید حتی به اس و اساس مبارزه هم نشت کرده است.

1. گردش سهل انگارانه و شادی بخش فعالیتها در جامعه مدنی ایران دیگر آن منظومه ی به قاعده در دوران اصلاحات را وا نهاده است. طبیعت آغازین کارها به آن دوران، هرگز مکرر نمی شود. شکستن بن بست پیش آمده را برخی نظرمندان سیاستکار، در تجدید و تجدد آرایش نیروها مراد کرده اند. پیشنهاده ی این جماعت، ارنج مجدد نیروها در صفحه شطرنج سیاست است.

2. آن سر طیف اما گروهی انرژیمند از سلاله اکتیویست های جنبش زنان و دانشجویان تحکیمی و غیر تحکیمی، به اراده و عشق، و سرسپردگی به کسب آزادی، با جهشی جسورانه در استفاده از فضای انتخاباتی، بشارت زنده کردن گردانهای مستقل دانشجویی؛ و خلق «همگرایی» فمینیستی به جهت بازسازی سلولهای مقاومت زنان را سر داده اند با هدفی تحول طلب [مطالبه محور]، مکمل آن اما طلب وحدت است با نیروهای حاشیه. برنهاده ی این طیف از زنان و دانشجویان برای عبور از بحران حاضر، در بن مایه خود، تحول در کالبد ـ فرم ـ مبارزه مدنی است. بحران موجود اما از « فرم » فراتر است. بحران های منتج از سرکوب، صرفا به کالبد و صورت، [طول و عرض روابط] منحصر نمی مانند ـ که علی الظاهر، نمانده است ـ بحران اکنونی جامعه مدنی ایران از قاعده و ظاهر و صورت گذر کرده، سیرتها و جانها حتی « غرایز فردی کنشگران» را تکان داده، پس ژرفا را نیز بسی آلوده است.

3 . اکثریت توده ی روشنفکری اما با گزینه سوم همراهند که پیشنهاده ای سهل و مغشوش و مرسوم، و آموخته ای است میراث سیاستکاران سنتی مام وطن وقتی که به مخمصه گرفتار می شوند. ارثیه ای اگر چه در ترازوی تجربه وزنی ندارد و دیگر راهی به دهی نمی برد اما به فراوانی مورد عنایت «جمعیت مدنی کارانِ پیرو سیاست» واقع شده است. اهل سیاست و دنباله های مدنی شان بنا دارند با حفظ سنت ها و ساختارها ـ تاکید بر تعاریف کهنه و باب شده در جامعه مدنی ایران ـ جلوی نوسانات را سد کنند، پس لرزه ها را به سیاق و سمتی هدایتگر شوند که موقعیت پرتزلزل شان در بافت و نسوج باقی مانده، محفوظ ماند. این هدایتگری نه با ترازوی عقل تجربی و نه از مشاهده دقیق شرائطی که به نسبت سالهای پیش ـ پیش از دولت احمدی نژاد ـ به عیان دیگرگون گشته، بل با راهبری غریزه صورت می گیرد: غریزه صیانت از نفس. معنای غنوده ی واکنش های غریزی، به هر نمود و پوششی که ملبس شوند، پاسیفیزم و انفعال است. حرکت غریزی، نابینا است. بی نهایت خشن.

در این معامله یا معادله، سن و سال کنشگر، مرجعیت ندارد. به وقت وزش توفان تفرقه ها و انشعاب های منتج از سرکوب، پیش می آید ـ در این سه سال، فراوان پیش آمده ـ که جوان ترها به نسبتِ با تجربه ترها، فروزانتر عطشی در صیانت نفس و حفظ موقعیت برتر، بهره وری از غنائم [سهم بری از لحاف ملا]، از خود متظاهر نموده اند. غریزه قدرت بمثابه اژدهایی ماند که ناگهان به وقت حلول بحران، بی اختیار از عمق وجود کنشگر سر بر می کشد، فعال می شود و مرزهای سن و جنس، و دوستی ها




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان