صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

تعمیق تحولات دموکراتیک: فردیت در دیدگاه جان دیوئی و فمینیسم عمل گرا

جودیت م. گرین / ترجمه: نریمان رحیمی-6 مرداد 1388

مدرسه فمینیستی: مقاله حاضر، بخش اول ترجمه فصل 12 از کتاب تفسیرهای فمینیستی از دیدگاه های جان دیوئی است. در این مقاله «جودیت م. گرین» به دیدگاه های جان دیویی در مورد دموکراسی و فمینیسم پراگماتیسم می پردازد.

دنیای اجتماعی ما که در آغاز قرن بیست و یکم هر چه بیشتر جهانی (گلوبالیزه) می شود در میانه ی روندهای سریع و نفس گیر "دموکراتیزه شدن" قرار دارد. روندهایی که هم مایه ی خوشحالی و هم موجب نگرانی کسانی می شود که درک آنها از دموکراسی مانند جان دیوئی است. این شامل فمینیست هایی می شود که رشد دو سویه ی بینش ها و ارزش هایی را که از تجربه ی زنان بر می خیزد به رسمیت می شناسند و از فرصت های بوجود آمده برای پیشرفت ظرفیت های آنان پشتیبانی می کنند.

ما باید از روند دموکراتیزه شدن به مفهومی که به جنبش های مردمی در نقاط مختلف جهان (مانند آفریقای جنوبی، اروپای مرکزی و جمهوری های سابق اتحاد شوروی) بر می گردد استقبال کنیم: ملت هایی که بر رژیم های سرکوبگر غلبه کرده اند. رژیم های سرکوبگری که کنترل خود را از راه خشونت ، نژادپرستی، سانسور، پارتی بازی و ترویج بی اعتمادی اعمال می کردند. با این حال بسیاری از رهبران جوامع پساتوتالیتر، دموکراتیزاسیون را با گذار سریع به اقتصاد سرمایه داری و سازمان های سیاسی لیبرال یکی گرفته اند، با این فرض که اقتصاد سیاسی کشورهای ثروتمند، قوی و نسبتا با ثبات غربی آخرین و بهترین مدل های دموکراسی و تحقق یافته ترین شکل آن هستند.

این به اشتباه یکی دانستن باید موجب نگرانی بشود زیرا ظرفیت های ضد دموکراتیک، هم در اقتصادهای پیشرفته که بعنوان الگو تلقی می شوند و هم در جوامع پساتوتالیتر، گذار به یک دموکراسی عمیق تر را دشوارتر می کنند. برای مثال، بیشتر مدل هایی که توسط متخصصان برای دموکراتیزاسیون در کشورهای پساتوتالیتر اروپای مرکزی عرضه می شوند دارای ساختار بازار آزاد بوده و از نظر مشارکتی حداقلی هستند. چنین مدل هایی فقط تغییرات اندکی را در زندگی اجتماعی و رفتارهایی که در طول زمان طولانی شکل گرفته اند ایجاد می کنند ولی از طرف دیگر موجب باز شدن این کشورها به روی سرمایه گذاری کشورهای غربی، خصوصی سازی سریع و کوچک کردن صنایع سابقا دولتی می شوند و به این ترتیب شبکه ی امنیت اجتماعی این کشورها را تخریب می کنند. معیارهای کلی از میزان رفاه اجتماعی نشان می دهند که این تغییرات به افزایش تولید ناخالص دولتی رهنمون شده اند ولی با این حال مشکلات "اقلیت ها" در همه جا ظاهر گشته است. شرکت مشتاقانه در انتخابات به سطح پایینی، در حد کشورهای غربی، رسیده و بسیاری از خانواده ها و یا کل مناطق با فقر رو به رو شده اند.

در عین حال، پایبندی موثر به تحصیل دختران و سوادآموزی زنان در سطح جهان رو به کاهش گذاشته است. یک مطالعه ی تازه از سوی یونیسف، "موقعیت کودکان جهان در سال 1999"، گزارش می دهد که نزدیک به یک ششم جامعه ی بشری هنوز قادر به خواندن و نوشتن نیست و پیش بینی می کند که نرخ بیسوادی همچنان رو به افزایش خواهد بود. در کشورهای فقیر از هر چهار کودک فقط یک نفر به مدرسه می رود و نیمی از کودکانی که از تحصیل شان جلوگیری می شود دختر هستند. این موضوع مدت هاست آشکار شده که سطح آموزش زنان رابطه ی مستقیمی با فقر، ازدیاد جمعیت، تخریب محیط زیست و شاخص های بیماری (که شامل مرگ و میر نوزد




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان