صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

بیانیه کمیته من کاندیدا می شوم، از «کمپین تغییر چهره مردانه مجلس» درباره رد صلاحیت گسترده کاندیداهای زن مجلس دهم
نشست پرسش و پاسخ با چهار تن از داوطلبان زن نمایندگی مجلس دهم / گزارش: مریم جوادی
تجارب منحصر به فرد زنان در چالش برای تغییر چهره مردانه سیاست / گزارش: صبا شعردوست
بيانيه «کمیته من کاندیدا می شوم» از کمپین «تغییر چهره مردانه مجلس» در تقدير از حضور بی‌سابقه زنان برای کاندیداتوری مجلس دهم
نظارت بر روند قانونگذاری از اهداف کمپین تغییر چهره مردانه مجلس (گزارش یک نشست) / گزارش از: ندا ناجی – عکس ها: مریم جوادی
ما زنان می خواهیم و می توانیم (گزارش نشست کمپین تغییر چهره مردانه مجلس)/ گزارش: ندا ناجی - عکس ها: مریم جوادی
خواسته های یک زن دستفروش از نمایندگان زن مجلس آینده
مجموعه مقالات ویژه نامه مدرسه فمینیستی به مناسبت روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان
من اگر برخیزم، تو اگر برخیزی، می توانیم چهره مجلس را تغییر دهیم / گزارش: ندا ناجی
حضور کمپین تغییر چهره مردانه مجلس در کنگره تخصصی صلح سبز / گزارش: مریم جوادی

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      روزنامه دیواری....  
 

بی خبر از دوستی که همه وقت از همگان خبر داشت (برای هاله سحابی)

فیروزه صابر-25 مرداد 1388

مدرسه فمینیستی: روز سوگند در خانه ملت، سوگند به پرهیز از خودکامگی و حمایت از آزادی و حرمت اشخاص و رعایت قانون، هاله سحابی عزیز نیز به جمع بازداشت­شدگان پیوست. بازداشتی که هنوز کسی نمی­داند کجاست. او که همه وقت و در همه حال از همگان خبر داشت، اینک همه در بی خبری محض از اویند.

اما خبر، سرگرمی­اش نبود که با چهره همیشه آرام و معصوم خویش هرجا مشکلی بود، هاله نیز حاضر بود. پیشتاز در دلجوئی­ها، پیشگام در هم دردی ها و همراه با غم و شادی ها. او تعهد خود را نسبت به جامعه بس سنگین می داند، گوئی آفریده شده که مسئول همگان باشد.

در خاطره های ایام دستگیری های سال 80، آنگاه که خانواده ها در جوار مراجع قانونی با عکس های عزیزان دربند خود به اعتراض می نشستند، تنها هاله بود که عکس دانشجویان گمنام را با خود همراه داشت و به بلندای قامت خود حمل می کرد. آن هنگام که به او گفته می شد چرا عکس پدرت را به دست نمی گیری، می گفت: پدرم را همه می شناسند، اما این دانشجویان کسی را ندارند و صدایشان به جائی نمی رسد. پس ما در برابر آنان مسئولیم.

سنگینی حس مسئولیت، او را به اعماق آیات قرآن نیز برد. قلب پر مهر و حس صلح جویانه او، گردش در آیات را به سمت و سوئی برد تا زیبائی توحید و آزادمنشی پیامبر را در تحقیقات[1] خود ترسیم کند. نشانی از دوستی، نشانی از صلح و نشانی از وحدت.

اما هاله نشان دیگری هم دارد، صدق و پاکی نگاهش، صمیمیت و صفایش، بی آلایشی و تواضعش. هرگاه در جستجوی تصویری از صداقت و پاکی هستیم، ناخودآگاه سیمای پرمهر و معصوم هاله در ذهن خانه می کند. با دیده مهربان خود ، همه را خوب می بیند و گوئی هیچکس رنگی از بدی ندارد.

هاله عزیز، به راستی چشمه پرجوش مهربانی هایت چقدر می تواند نگاه خشن و قلب کینه توزانه آنان را که تو را به بند کشیده اند، تکان دهد. اما نیک می دانم در تنهائی مطلق، خداوند به گرمی در آغوشت خواهد کشید و سرمست او خواهی شد. همان که خود نیز در جمله آخر کتابت «دستیابی به رضوان خدا» خواندی.

پانوشت:

[1] اشاره به کتاب احد قله بحران، قله مدیریت




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان