صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

وصيت نامه

آريل دورفمان/ترجمه باقر مومني-3 شهریور 1388

مدرسه فمينيستي: آريل دورفمان شاعر شيليايي (Ariel Dorfman)‏ (۶ مه ۱۹۴۲، بوئنوس آیرس - ) نویسنده، نمایشنامه‌نویس، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر است. وی در سال ۱۹۹۶ برنده جایزه Writers’ Guild of Great Britain Award شده‌است. محل تولد او آرژانتين است اما پس از تولد ، خانواده‌اش به ایالات متحده و سپس شیلی نقل مکان کردند. يادگارهاي ادبي بسياري درباره وقايع كشورهاي تحت حكومت هاي ديكتاتوري از او به جاي مانده است . قطعه شعر " وصيت" توسط باقر مومني مترجم و پژوهشگر سیاسی ایران ترجمه شده است .
شعر و ادبيات متعهد،همواره بارِ سخن گفتن زيرتيغ را برعهده داشته است . اين بار نقالِِ ِ نغزگو و راوي اعترافات "دورفمان" است كه سخن مي گويد....

وقتی به تو می‏گویند، که من در زندان نیستم،باور مکن!

باید روزی این را اعتراف کنند!

وقتی به تو می‏گویند، که من آزاد شده‏ام، باور مکن!

روزی باید اعتراف کنند که دروغ گفته‏اند

وقتی به تو می‏گویند، که من به خودم خیانت کرده‏ام،باور مکن!،

روزی باید اعتراف کنند که من به حزبم وفادار بوده‏ام

وقتی به تو می‏گویند که من در فرانسه بوده‏ام،باور مکن!،باور مکن،

وقتی به تو نشان می‏دهند شناسنامه‏ی جعلی مرا، باور مکن!، باور مکن،

وقتی که به تو نشان می‏دهند، تصویر جنازه‏ی مرا.، باور مکن،

وقتی به تو می‏گویند که ماه، ماه است، که این صدای من است بر نوار، که این امضای من است بر کاغذ،

اگر به تو بگویند که یک درخت، درخت نیست، باور مکن!،

باور مکن هیچ چیز را،

از هر آنچه به تو می‏گویند.،

هیچ چيز را از آنچه به تو قول می‏دهند،

هیچ چیز را از آنچه به تو نشان می‏دهند.،

و سرانجام روزی می‏رسد،

که از تو می‏خواهند بیایی، جنازه‏ی مرا شناسایی کنی،

و تو در پیش روی خویش مرا می‏بینی،

و صدایی به تو می‏گوید: او از شکنجه جان به در برده است،

او مرده است!

وقتی که به تو می‏گویند

که من، به تمامی،

مطلقن

برای همیشه مرده‏ام ..

باور مکن!، باور مکن!، باور مکن....




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان