صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      بخش های پیشین سایت....     مهمان مدرسه....  
 

افزايش يافتن زنان در آموزش عالي؟ مساله اين نيست! / سارا شريعتي

6 فروردین 1387

زماني که موضوع اين جلسه-علل و پيامدهاي افزايش مشارکت زنان در آموزش عالي-را با من در ميان گذاشتند، از خودم پرسيدم، چرا همايشي در اين خصوص و با اين لحن؟مگر افزايش يافتن زنان در آموزش عالي، يک مساله ي اجتماعي است که برايش همايش مي گذاريم و آسيب شناسي مي کنيم؟ اما به نظر مي رسد اين موضوع اذهان را درگير کرده و در حاليکه هنوز تعداد زنان بي سواد 5/1 برابر مردان است، برخي را نگران ساخته است.

در اين خصوص دو ديدگاه وجود دارد: ديدگاهي که از نظر اجتماعي، افزايش زنان را در آموزش، بحران زا توصيف مي کند و ديدگاهي که بالعکس معتقد است اين افزايش به رشد فرهنگ عمومي کمک مي کند.

استدلال گروه نخست اينست که افزايش تحصيلات زنان، مرد راخانه نشين و زن را کار سالار مي کند، سن ازدواج زنان را بالا مي برد، نقش زنان را در خانواده تقليل مي دهد و به شکنندگي خانواده ها منجر مي شود و استدلال گروه دوم اينست که مشارکت هر چه بيشتر زنان شاخص توسعه ي اجتماعي است.

هر دو ديدگاه، موضع خود را بر آمار و ارقامي مبتني مي کنند و از آن دفاع مي کنند.

موضوع صحبت من اما زير سوال بردن اين مساله است. از طرفي مي خواهم، بدبينانه از اين عنوان يا اين واقعيت اجتماعي که همان مشارکت هر چه بيشتر زنان در آموزش عاليست، افسون زدايي کنم و تاکيد کنم که اين نه ورود زنان به آموزش عالي بلکه خروج زنان از آموزش است که مي بايست مورد بررسي قرار گيرد و اين نکته که در نهايت اين بازار کار است که انتخاب مي کند و در اين ميدان زنان همواره در آخر صف ايستاده اند و در نتيجه جاي هيچ نگراني نيست! و از سوي ديگر، خوشبينانه اظهار اميدواري کنم که در آينده، آموزش وسيع زنان بتواند يکي از مهمترين شاخص هاي توسعه نيافتگي را در جامعه ي ما از بين ببرد.

براي اينکار در آغاز به تحقيقي اشاره مي کنم که در زمينه آموزش و پرورش در فرانسه انجام شد و مي تواند الگوي مناسبي براي طرح اين بحث باشد.

استفان بو، يکي از جامعه شناسان آموزش و پرورش در فرانسه است و کتابي دارد تحت عنوان " 80% موفقيت در کنکور...و بعد؟". اين کتاب به گفته ي خودش به فرزندان سياست دمکراتيزاسيون وسيع آموزش اختصاص دارد، کساني که به طبقات محروم جامعه تعلق دارند و اغلب کارگران مهاجران خارجي اند که به يمن سياست دمکراتيزاسيون آموزش اجباري و رايگان، امکان دسترسي به تحصيلات را يافته اند و آموزش عالي برايشان ميسر شده است. در اين کتاب استفان بو، به عنوان خبر روزنامه ها اشاره دارد که 80% در صد از شرکت کنندگان از همه قشر، در کنکور قبول شده اند و اين نشان دهنده ي موفقيت سياست دمکراتيزاسيون آموزش است و نشان از تحرک اجتماعي دارد. فرد ديگر زنداني طبقه و منشا خانوادگي اش نيست و آموزش دمکراتيک به همه ي شهروندان جامعه اجازه مي دهد که در اين مسابقه اي که جمهوري برايشان آزادانه برقرار کرده است، مشارکت کنند. استفان بو، در اين کتاب نشان مي دهد که چطور سياست دمکراتيزاسيون توهمي بيش نيست چرا که به تعبير بورديو، اين ورود نيست که اهميت دارد اين بقا است و بقاي فرزندان خارجي طبقات محروم جامعه، بسيار شکننده است. هر لحظه در معرض ترک تحصيل و شکست تحصيلي هستند و در نتيجه بله! 80% در کنکور قبول مي شوند اما تنها چند درصد از دانشگاه فارغ التحصيل مي شوند. و از اين تعداد کمتر جذب بازار کار مي شوند. در نتيجه اگر در جا




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    5 شهریور: سالگرد اعلان عمومی کمپین یک میلیون امضاء    8 مارس : روز جهانی زن    22 خرداد : روز همبستگی زنان ایران    ائتلاف علیه لایحه حمایت از خانواده    دانشگاه و زنان    دردسر جنسیت    زنان زندانی    مهمان مدرسه    همگرایی جنبش زنان در انتخابات    چالش ما(ه)    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان