صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      بخش های پیشین سایت....     مهمان مدرسه....  
 

خشونت، عدم خشونت و جنبش زنان / زهرا داوری

20 دی 1388

میدان زنان: يكي از ويژگي‌های جنبش اعتراضی اخیر در ایران، حضور جدی و مؤثر زنان در آن است. اگرچه شاید هنوز برای اطلاق زنانه بودن به این جنبش، بايد محتاط بود؛ دلیل مهمي که می‌تواند اطلاق زنانه بودن را به این جنبش توجیه کند، رسیدن زنان فعال در جنبش به «آگاهی فمینیستی»، feminist consciousness) ) است.

مهم ترين مؤلفه‌های آگاهی فمینیستی عبارتند از: 1. شناخت خود به عنوان فاعل و رهایی از کلیشه‌ی تبعیت از مردان به عنوان کنشگران اصلی؛ 2. احساس مسؤولیت که نتیجه‌ی رهایی است.

زنانی که در جنبش اعتراضی امروز فعال هستند، خود را در سابه‌ی مردان تعریف نکرده‌اند و مبارزه را کاری مردانه نمی‌دانند. آن‌ها سختی‌های مبارزه را به جان خریده‌اند. در خیابان‌ می‌میرند، دستگیر می‌شوند و به زندان می‌روند؛ یعنی با آگاهی به همه‌ی مخاطرات، شیوه ی خود را «انتخاب» کرده‌اند؛ بنابراین آزادی و مسؤولیت دو ویژگی‌‌ای هستند که آگاهی فمینیستی زنان در ایران را توضیح می‌دهند. شجاعت زنان در اعتراض های اخیر، بی‌تردید ناشی از این آگاهی است که در سال‌های اخیر در نتیجه‌ی تلاش‌های جنبش زنان و به‌ویژه، تحت تأثیر جامعه‌ی اطلاعاتی جهانی در ایران نیز تکوین یافته است.

ویژگی بعدی جنبش اعتراضی اخیر، تأکید آن بر عدم خشونت است. به نظر می‌رسد، میان این دو ویژگی، حضور زنان و عدم خشونت، رابطه‌ی معناداری وجود دارد یا دست کم باید وجود داشته باشد. در این مطلب سعی خواهد شد، این رابطه به اختصار توضیح داده شود.

برای ورود به بحث، شاید بهترین نقطه‌ی شروع، توجه به این آموزه‌ی مهم گاندی در نظریه‌ی عدم خشونت است که در مبارزه‌ی مبتنی بر عدم حشونت، اساساً قدرت با «شجاعت» تعریف می‌‌شود؛ نه با نیروهای جسمانی و فیزیکی. جایی که جسمانیت، محور قدرت است، ناگزیر این خشونت خواهد بود که نتیجه‌ی معادله را تعیین خواهد کرد؛ زیرا غایت سیاست‌های مبتنی بر خشونت، حذف فیریکی مخالفان است. (نک: جهانبگلو، 1379؛34)

گاندی می‌گوید: «اگر عدم خشونت، قانون هستی ماست، آینده از آن زنان است». (همان؛ 35. ) در این عبارت، نکته‌ی اساسی‌ای وجود دارد که با نظریات فمینیستی مبتنی بر تفاوت میان رویکرد زنانه و مردانه به اخلاق، قابل توضیح است.
ریشه‌های این نگرش فمینیستی را که مبتنی بر تفاوت میان زنان و مردان است، می‌توان در کل تاریخ فمینیسم یافت، چه در موج اول که توجه به عواطف و توانایی ویژه‌ی زنان در محور آن است، در موج دوم که تفاوت‌های میان زنان و مردان به رسمیت شناخته می‌شود و مسأله، این است که این تفاوت‌ها نباید منشأ تبعیض واقع شوند و چه در موج سوم که «زنانگی» در مرکز آن است.

به‌طور کلی شیوه‌های برخورد با «دیگری» در سطح اجتماعی -که فراتر از تصمیم‌ها و برخوردهای فردی است-ذیل «اخلاق» یا اخلاق سیاسی قابل فهم است. در تاریخ نقدهای فمینیستی بر «اخلاق» سنتی، محورهای متعددی می‌توان یافت که موضوع این بحث نیست. از این میان، آن‌چه به کار این مطلب می‌آید، نقد «فردگرایانه بودن» اخلاق سنتی است که در درون خود، مستعد خشونت یا توجیه کننده‌ی آن است.

در اخلاق مورد نقد برخی نظریات فمینیستی، فردگرایی به این معناست که آن چه اهمیت دارد، حق فرد است به شرط آن که از دیگری سلب نشده باشد؛ اما اخلاق فمینیستی که به عشق نزدیک‌تر است، به چیزی بالات




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    5 شهریور: سالگرد اعلان عمومی کمپین یک میلیون امضاء    8 مارس : روز جهانی زن    22 خرداد : روز همبستگی زنان ایران    ائتلاف علیه لایحه حمایت از خانواده    دانشگاه و زنان    دردسر جنسیت    زنان زندانی    مهمان مدرسه    همگرایی جنبش زنان در انتخابات    چالش ما(ه)    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان