صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      بخش های پیشین سایت....     مهمان مدرسه....  
 

اگر بهمن تبرئه شود / ژیلا بنی یعقوب

26 دی 1388

آقای قاضی پيرعباس!

چند روز پيش همسرم، بهمن (احمدی امويی) خبر حکمی را که شما برايش صادر کرده بوديد، تلفنی از زندان به من داد: "هفت سال و چهار ماه حبس تعزيری و ۳۴ ضربه شلاق برای يک روزنامه نگار!"

راستش اين روزها شنيدن صدور چنين احکامی از سوی شما و همکارانتان آنقدر عادی شده است که اگر حکمی جز اين می داديد، شگفت زده می شديم.

عجيب تر اين که چند هفته قبل از برگزاری دادگاه بهمن، يکی از دخترهای جوان خانواده که نسبت نزديکی با او دارد، به من تلفن زد و گفت شنيده است که دادگاه انقلاب به چند نفر از متهم ها حکم برائت داده است. صدايش خيلی نگران بود و گفت: "می ترسم که بهمن هم حکم برائت بگيرد."

پرسيدم :"خب اين که نگرانی ندارد"

سرم فرياد زد: "چطور متوجه نيستی که اگر تبرئه بشود آبروی بهمن و همه خانواده می رود؟ وقتی همه زندانی های سياسی حکم های سنگين می گيرند اگر بهمن تبرئه شود و يا حتی حکم سبک بگيرد، يعنی با بازجوهايش همکاری کرده است، يعنی آن چنان که تا به حال فکر می کرديم بهمن مقاوم و مصمم نبوده است. نمی دانی اگر بهمن حکم سبک بگيرد چقدر در دانشگاه ضايع می شوم. وقتی سعيد ليلاز و احمد زيدآبادی و عبدالله مومنی چنين احکام سنگينی گرفته اند، هرکس حکم نگيرد ضايع می شود."

کشور عحيبی داريم آقای قاضی! نه؟ که حکم برائت در آن موجب شرمساری خواهد بود. همسر يکی از زندانی ها نيز که در انتظار صدور حکم شما بود، به شوهرش گفته بود: "وای به حالت! اگر کمتر از شش سال حکم حبس بگيری."

آقای قاضی! وعده انقلابی که پدران ما در سال ۵۷ کردند، اين نبود که در نظام برآمده از آن زندان های طولانی موجب افتخار باشد و حکم برائت موجب سرافکندگی.

مجبورم همين جا بگويم يکی از تهديدهای برخی از بازجوها در زندان برای برخی از زندانی ها اين بود: "اگر بخواهيم تو را خراب کنيم برايت حکم برائت می گيريم." راستی چه شده است که حتی برخی از بازجوها هم حکم برائت را موجب شرمساری می دانند.

آقای قاضی! من برای شما نامه می نويسم که بگويم حتی يک لحطه از حکمی که به بهمن داده ايد تعجب نکردم اما از يک دليل شما برای مجرم دانستن بهمن شوکه شده ام.

شما می دانيد که خانم فريده غيرت، وکيل دلسوز بهمن يکی از محورهای دفاعش را از او اين قرار داده بود: "موکلم يک روزنامه نگار مستقل و منتقد است. او بنابر وطيفه حرفه ای يک روزنامه نگار نگاهی انتقادی به پديده ها دارد. به همين دليل نه فقط در دوره چهار ساله دولت احمدی نژاد در مقالات متعددش برنامه های اقتصادی وی را نقد کرده که او بارها عملکرد رييس جمهوری پيشين خاتمی و دولتش را نيز نقد کرده است. بهمن نويسنده کتاب اقتصاد سياسی جمهوری اسلامی است که بخش هايی از آن به نقد عملکرد دولت مهندس موسوی در دوران نخست وزيری اش اختصاص دارد."

با خبر شدم شما برای محکوميت بهمن همين دفاعيات وکيل مدافعش را مورد استناد قرار داده و در حکم صادره نوشته ايد: همين که به همه ی دولت ها انتقاد می کرده نشان می دهد که مغرض است [و لابد مجرم!] (نقل به مضمون)

آقای قاضی پيرعباس!

شما واقعا منتقد بودن را دليل مجرم بودن می گيريد؟ آيا شما می دانيد که وظيفه اصلی روزنامه نگاران نظارت بر قدرت و نقد آن است. روزنامه نگار با انداختن روشنايی بر نقاط تاريک جامعه تلاش می کند به اصلاح امور کمک کند. اين يک اصل پذيرفته شده و بديهی در جهان امروز ا




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    5 شهریور: سالگرد اعلان عمومی کمپین یک میلیون امضاء    8 مارس : روز جهانی زن    22 خرداد : روز همبستگی زنان ایران    ائتلاف علیه لایحه حمایت از خانواده    دانشگاه و زنان    دردسر جنسیت    زنان زندانی    مهمان مدرسه    همگرایی جنبش زنان در انتخابات    چالش ما(ه)    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان