صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

جنگ علیه فمِینیسم

آزاده دواچی-3 بهمن 1388

مدرسه فمینیستی: چندی پیش ، پس از نمایش های تلویزیونی و حمله شدید و نامنتظر صدا و سیما به فعالیت های فرهنگی و مسالمت جویانه زنان در عرصه های مختلف، متوجه مصاحبه ها ی گوناگون خبرگزاری ایسنا با شاعران زن شدم . این مصاحبه ها پس از اعلام اولین مرحله برگزیدگان جایزه خورشید صورت گرفت . مصاحبه هایی که طی آن، مصاحبه کننده سؤال های متفاوتی را از شاعران زن می کرد. در چند مورد از شاعران زن خواسته شده بود که در مورد شعر زنانه و حضور زنان در ادبیات نظرشان را ابراز کنند که در یک مورد ، تیتر مصاحبه مغایر با متن ارسالی بود، چند نفر دیگر هم از شاعران زن متذکر شده بودند که در شعر، جنیست مطرح نیست و درآخرین مورد یکی از شاعران زن در گفتگویش آگاهانه و یا نا آگاهانه جنبش های فمینیستی را مانع اصلی پیشرفت شعر زنان قلمداد کرده بود. خانم آذر مانی خاطرنشان کرده بودند که طرفداران این جنبش ها عموما زنانی هستند که در ایران زندگی نمی کنند و چون درد دیگری ندارند از این جنبش ها جانبداری می کنند و آسیب هایی که از طرفداران این جنبش ها به شعر زنان وارد شده، فراوان است .

هر چند که ممکن است خانم آذرمانی تنها نظر خود را ابراز کرده باشند اما به نظر می رسد که انجام این نوع مصاحبه ها و انتشار آن از خبرگزاریهای رسمی ، با اهداف خاصی صورت می گیرد که شاید به نوعی تمایل به وارونه جلوه دادن فعالیت ها و رشد چشمگیر حضور زنان در عرصه های مختلف اجتماعی و ادبی و سیا سی داشته است، و به همین منظور این بار از خود زنان شاعر برای رسیدن به این هدف استفاده می شود .

به راستی آیا دلیل این همه عناد و مخالفت با حضور جنبش ها و نظریه های فمینیستی در ادبیات و در اجتماع، آگاهانه است و یا ناآگاهانه ؟ آیا برخی از شاعران زنِ هموطن ما از واکنش ِ منفی نسبت به این جنش ها واقعا هدف روشن و مسئولانه ای دارند و آیا همسویی آنها با سرکوب و کوچک شمردن فعالیت در عرصه کسب برابری و استقرار عدالت و اعتدال خواهی ، با نوعی آگاهی و تعهد نسبت به سرنوشت میلیونها زن دردمند سرزمین شان همراه است ؟

در ابتدا شاید لازم است به این نکته اشاره کنم که ریشه ی همه ی این موضع گرفتن ها در قضاوت و درک ناصحیح از مبانی نظریه فمینیستی در حوزه ادبیات و در موازین اجتماعی است . متاسفانه بنا به شرایط خاص در جامعه ایران و فرهنگ ارزش هایی که از طریق رسانه های جمعی القاء می شود، فمینیسم تنها به عنوان تئوری و جنبش مردستیز و منشأ جنگ جنسیتی در نظر گرفته می شود . عدم درک صحیح از این نظریه و به کارگیری آن در نقد ِ آثار زنان باعث واکنش منفی و موضع گیری علیه آن در عرصه های مختلف شده است.

در ایران ، متأسفانه عامه مردم بر این باورند که فمینیست ها ضد مرد و یا خواهان برتری زنان بر مردان هستند. همین برداشتِ غلط نیز در سطح تئوریهای ادبی هم وجود دارد و متاسفانه برخی از نظریه پردازان ادبی همین درک وارونه از مفهوم پیکار فمینیستی را با خود حمل می کنند و اندیشه های نقاد فمینیستی را سلطه جویی زنانه می پندارند. آنان تصور می کنند که نقد فمینیستی تنها می خواهد نسبت برتری زن به مرد را نشان دهد و یا نویسندگان و منتفدان این نظریه اغلب زنانی هستند که در مسائل عاطفی با جنس مخالف خود شکست خورده اند و در نتیجه از مردان




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان