صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

سمبل گرایی و نمادهای زنانه در رمان کولی کنار آتش نوشته منیرو روانی پور

آزاده دواچی -6 اسفند 1388

مدرسه فمینیستی- رمان کولی کنار آتش نوشته منیرو روانی پور از مجموعه داستانهایی است که هر روز بر ارزش آن افزوده می شود . تا کنون نقدهای زیادی در مورد این کتاب نوشته شده است که هر کدام در جایگاه خود اهمیت ویژه ای دارند اما با توجه به مسائل روز زنان و نیازهای جامعه امروزِ زنان به بازنمایی و شناخت سمبلها و نمودهای زنانه در داستانهای نویسندگان ِ زن ایرانی برآن شدم که نقد سمبل گرایی زنانه را بر این رمان بنویسم . رمانی که جدا از مسائل مهم تکنیکی و ارزشهای ادبی اش می تواند یکی از رمانهای مشخص در حوزه سمبل ها و نشان دادن نمادهایی باشد که تماما منشا زنانه دارند و به خوبی در جامعه مردسالاری چون ایران به تصویر کشیده شده اند .

کولی آینه ی زنی که باید باشد : آینه و سمبلهای حضورش

کولی کنار آتش با رمز گرایی و رجوع آن به دنیای حقیقی پرده از واقعیتهایی برمی دارد که خاستگاه زنانه دارند . در این داستان چند اسم مرجع سمبولیک دارند به این معنی که نویسنده از بیان هرکدام از آنها هدف و منظور خاصی داشته است.
کولی ( آینه): کولی یا همان آینه که کولی و سرگردانی هایش نمادی از زن امروز است . زنی که برای رسیدن به خواسته هایش از تابوهای جامعه مردسالار باید بگذرد. کولی نماد زنی است که در بستر تابوها رشد می کند و برای یافتن و رسیدن به عشقش در دنیای مجازی وارد دنیای حقیقی می شود . کولی در ابتدا نامی ندارد اما پس از آن نویسنده او را آینه می نامد . رنج کولی و مرحله گذر او از بیابان و از چادرها و نشان دادن زندگی او و دربه دری ها و آوارگی هایش سمبل حضور زن در جامعه سنتی و مردسالار امروز است . تمامی استعاره ها برای نشان دادن فضاها و باورهای زنانه به کار می رود . " دیر زمانی بود که روز را فراموش کرده بود . روزها همیشه در خواب می گذشت حتی به هنگام کوچ که پیاده بود و با سواره براسبی هوشیار" ( ص3). از سوی دیگر نویسنده کولی بودن را حرفه ای موروثی توصیفی کرده است . میراثی که از مادر به دخترمی رسد . همین میراث به جامعه ای مردسالاری بازمی گردد که دختران در آن میراث مقاومت و سرسپردگی به جامعه را از مادرانشان می آموزند . قبیله و قوانیننش ، دختر کولی و پدرش نماد جامعه مردسالاری است که تنها دختران را به رقص در مقابل آتش وامی دارد . کولی ، آتش ، مردان و سپس رقص کولی ها در برابر آتش هرکدام سمبل و نمادی است که به دنیای حقیقی بازمی گردد . کولی نماد زنی سنتی است و آتش همان سنتی است که زنان باید از آن بگذرند. رقصیدن زنان در برابر آتش و برای مردان نماد تسلیمِ شدن و پذیرش باورهای آنها و در واقع به نوعی تن دادن به خواسته های آنان است. " خیلی دیر ، وقتی قافله رقص او را دیده بود ، مادر با پاهای ورم کرده در چادر افتاده بود و مردان گریز پای شهری با آوازه ی نام او به چادرها می آمدند و جیبهای پدر پر از پول می شد : " برقص می خواهی مادرت بمیرد ؟" (ص5). همچنین آینه سمبول معصومیت و حضور زنان در جامعه حقیقی است .

نویسنده ازآینه به عنوان نمادی برای رسیدن به هدف خود استفاده کرده است . نوع برخورد با آینه و نحوه واکنش مردان نبست به او ، مناسباتِ اجتماعی شکل گرفته در جامعه مردسالار را آشکار می سازد ؛ روایتی که برای بیان نقصهای همین جامعه از آن استفاده میِ شود . " این پول را بگیر . شاید لازمت بشه ... " این جمله را نانوایی گفت وقتی هیچ کس توی دکان ن




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان