صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      اخبار....  
 

نامه سرگشاده ژيلا بنی‌يعقوب به محمدجواد لاريجانی

10 اسفند 1388

آقای محمد جواد لاريجانی
رييس ستاد حقوق بشر قوه قضاييه

مصاحبه خانم کريستين امانپور ،خبرنگار" سی. ان. ان" را با شما را ديدم و خواندم.بخش هايی را که مربوط به نظرات شما در باره روزنامه نگاران زندانی بود ،بارها و بارها خواندم و هربار بيشتر از بارقبل متعجب شدم.شايد شما از پرونده های روزنامه نگاران زندانی کاملا بی خبريد و شايد هم خبر داريد اما ترجيح می دهيد که واقعيت را آنطور که خودتان لازم می دانيد بيان کنيد.

خانم امانپور در اين مصاحبه به شما می گويد که در ايران هم اکنون بيش از ۹۰ روزنامه نگار و خبرنگار که بالاترين آمار خبرنگاران زندانی در جهان هستند ،در زندان اند. بعد هم می پرسد چرا اين اتفاق در حال رخ دادن است؟ و شما می گوييد : دليل زندانی شدن آنها اعتراض نبوده بلکه خشونت آنها و وارد کردن خسارت به اموال مردم بوده است.

دوباره امانپور می پرسد:"خيلی ها از جمله روزنامه نگاران فقط به خاطر حضور در خيابانها و برخی نيز فقط به خاطر آمدن به خيابانها و نظاره کردن اوضاع زندانی شدند. "

و شما اين بار پاسخ می دهيد :

خير! هيچ خبرنگار يا روزنامه نگاری به خاطر روزنامه نگاری زندانی نشده اما اگر روزنامه نگاری تحريک به خشونت کرده توسط دستگاه قضايی تحت پيگرد قانونی قرار گرفته اند.

اين نامه را برای شما می نويسم که آدرس پرونده خودم ،همسرم و تعدادی از همکاران روزنامه نگارم را به شما بدهم .برويد به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب در خيابان شريعتی ،سری هم به شعبه ۱۵ در همين دادگاه بزنيد.شما رييس ستاد حقوق بشر قوه قضاييه هستد و حتما قاضی های محترم اين شعبه ها پرونده های من و همکارانم را در اختيارتان می گذارند.

پرونده همسرم بهمن احمدی امويی را در شعبه ۲۶ ورقی بزنيد .ببينيد کی و کجا دست به تخريب اموال عمومی زده است؟نگاهی هم به پرونده مسعود باستانی در شعبه ۱۵ بيندازيد.پرونده هنگامه شهيدی ،بدرالسادات مفيدی ، لی لی فرهادپور ،سعيد ليلاز و احمد زيد آبادی را هم فراموش نکنيد .سری هم به شعبه سه بازپرسی اوين بزنيد و پرونده شيوا نظر آهاری را درخواست کنيد.کداميک از اينها خشونت کرده اند يا دست به تخريب اموال عمومی زده اند؟ روزنامه نگارانی که فقط به خاطر فعاليت حرفه ای شان در زندان اند محدود به اين چند نام نمی شود.

اگر وقت داشتيد نگاهی هم به پرونده خودم که در حوادث پس از انتخابات ،شصت روز در زندان بودم و اکنون منتظر برگزاری دادگاه هستم ،بيندازيد. پرونده ای که نمی دانم درکدام شعبه است اما پيدا کردنش نبايد کار سختی باشد. اگر حتی يک نشانه کوچک بياوريد که دست به تخريب و خشونت زده ام و يا حتی تحريک به خشونت کرده ام ،داوطلبانه همه باقيمانده عمرم را در زندان اوين خواهم گذراند.

يکی از بازجوهای پرونده روزی در مذمت تخريب هايی که در خيابان ها صورت گرفته با من سخن می گفت که گفتم من هم اين تخريب ها را محکوم می کنم اما نکند منظورتان اين است که من و يا همسرم دست به تخريب زده ايم که حالا در زندان هستيم؟

بازجويی که خوشبختانه برخلاف بسياری از بازجوهای بند ۲۰۹ هميشه خوشرو بود وخنده رو و در مقايسه با برخی از همکارنش تا حد زيادی مودب ،با خنده ای گفت :

"نه بابا !منظورم اين نبود .تو و همسرت عرضه آتش زدن و تخريب نداری "

و من گفتم :"خدا را شکر می کنم که عرضه چنين کارهايی را نداريم ."

همه اتهاماتی که در پرونده ب




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان