صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      بخش های پیشین سایت....     مهمان مدرسه....  
 

«مادر بودن» و «مادرانگی»

آسیه امینی-7 اردیبهشت 1387

<:voir_en_ligne:> : روزنامه کارگزاران

این نخستین بار است که در تجربه‌ای نوشتاری از پنجره «مادرانگی»، به زن، نگاه می‌کنم. پیش از هرچیز بگویم که این سطور، حاصل تجربه‌هایی که است در عین حال که دیدگاه شخصی من هستند، اما حاصل تعاملات و تاملاتی است که در کار و فعالیت‌های اجتماعی و در مواجهه با بسیاری از زنان به آن رسیده‌ام. ضمن این که «مادرانگی» و «زایش»، همان قدر که شخصی‌اند، یکی از عام‌ترین و فلسفی‌ترین مفاهیم انسانی هستند. پیش از واردشدن به بحث بگویم که بین مادر شدن و مادرانگی فاصله مفهومی وجود دارد. فاصله‌ای که مادرانگی را مفهوم تکامل یافته مادر بودن قرار می‌دهد.

درواقع مادر شدن، همه مادرانگی نیست، بلکه بخشی از آن است و مادرانگی را می‌شود جریان سیال مادر بودن دانست. جریانی که با وجود یافتن کودکی در درون زن، و تولد و زایش او تمام نمی‌شود. جریانی که قابل تسری و گسترش یافتن است. بنابراین وقتی از تجربه مادر بودن حرف می‌زنیم، باید پیش از هر چیز 2 مسئله را در نظر بگیریم. یکی این که آیا از مفهومی عام سخن می‌گوییم؟ مفهومی که غنچه دادن درخت و سبز شدن زمین را هم جزیی از تجربه مادرانگی طبیعت می‌داند، مفهومی که مدیریت ذاتی و همه سونگر در حفظ بقا و تداوم و مراقبت از طبیعت دارد و سرچشمه زاینده زندگی است، یا منظورمان از زایش، تولد انسان و تجربه‌های گوناگون زنان در مواجهه با آن است. به گمانم بحث اول، که بیشتر نگاهی فلسفی به جریان مادرانگی در طبیعت (نبات و حیوان و انسان و ...) دارد، از گنجایش این متن، به دور است.

بنابراین آنچه به آن اشاره می‌کنم و سعی می‌کنم به مصداق‌های اجتماعی‌اش در جامعه امروز اشاره کنم، مفهوم مادر بودن انسانی است که در این زمان و این مکان (جامعه امروز ایران) زندگی می‌کند. کمی مصداقی‌تر و شخصی‌تر بگویم؛ تجربه شخصی من، که هم تجربه مادر بودن دارم و هم به خاطر نوع شغل و فعالیت داوطلبانه‌ام به طور مستقیم با زنان بسیاری در جامعه در ارتباط بوده‌ام، این است که بسیاری از زنان ایرانی برای مادر شدن دید و برنامه مشخصی ندارند. مادر شدن آنها تابعی از دو موضوع است. اول نقشی است که طبیعت وجودشان به آنها داده یعنی قادر بودن به تولد فرزند، دوم نقشی که جامعه ایرانی با تقدیر عام و خاص از نقش مادری – در کانون خانواده- به ایشان محول کرده است. نقشی که زن را نه برای دارا بودن ارزش سیال مادرانگی، بلکه تنها برای دارا بودن ارزش «زایش» به معنی متولد کردن انسانی دیگر، تکریم می‌کند و ارج می‌نهد. بنابراین آن نوع مادرانگی که با زن بودن، یک فرد به طور مستقیم در رابطه است و به ذات می‌تواند برای او اقتدار ، مدیریت و به تبع آن امکانات مادی و معنوی فراهم کند، عملا در روابط فردی و اجتماعی – از سوی خود زنان نیز- نادیده گرفته می‌شود. زیرا آنها بیشتر به نقش‌پذیری و ایفای نقشی که جامعه در انتظار آن است می‌اندیشند، نه به امکان بالقوه‌ای که در وجودشان پنهان است.

از مفاهیم فاصله می‌گیرم و به مصداق‌ها رو می‌آورم: ما زنان چه قدر برای مادر شدن برنامه ریزی داریم؟ از مادر شدن چه اطلاعات و چه انتظاراتی داریم؟ آیا تولد فرزند برای ما یک قاعده مرسوم و صرفا بر اساس طبیعت وجودمان است؟ بر اساس این قاعده مرسوم چه امکاناتی به ما داده و چه امکاناتی از ما گرفته می‌شود؟ چه مسوولیت‌هایی به ما داده و چه مسوولیت‌ها




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    5 شهریور: سالگرد اعلان عمومی کمپین یک میلیون امضاء    8 مارس : روز جهانی زن    22 خرداد : روز همبستگی زنان ایران    ائتلاف علیه لایحه حمایت از خانواده    دانشگاه و زنان    دردسر جنسیت    زنان زندانی    مهمان مدرسه    همگرایی جنبش زنان در انتخابات    چالش ما(ه)    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان