صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

کمپین یک میلیون امضاء در شرایطی به غایت دشوار حرکت می کند

گفتگو با شهلا شفیق-7 اردیبهشت 1387

مدرسه فمینیستی: تعريف شما از سکولاريزاسيون چيست؟ و به طور کلی به نظر شما چه ارتباطی میان فمینیسم و سکولاریزم وجود دارد؟ و با توجه به اين تعريف جايگاه جنبش يک ميليون امضاء را در رابطه با روند سکولاريزاسيون در جامعه ايران چگونه ارزيابی می کنيد؟

شهلا شفیق: مهم ترين موضوعی که بايد از آن آغاز کنم، جا و مقام پرسش درباره «فمينيسم و سکولاريزم» در شرايط خاص جامعه ما و فراتر از آن در سطح جهان است. در اين مبحث اشاره به چند نکته ناگزير می نمايد: اول آنکه به گمان من، فقدان پرسشگری و نقد در مبحث سکولاريزم و ربط بنيادين آن با مدرنيت (که به نظرم مترادف با مقوله تجدد است) يکی از نقصان های اساسی اندیشه و عمل در عرصه روشنفکری و مبارزاتی ما _ از جمله در جنبش زنان _ بوده است. شايد بتوان گفت که تنها کسانی که با آگاهی به اهداف خود، به طور جدی به آن پرداخته اند اسلام گرايان بوده اند. امروز اما، اين مباحث، در کشور ما و در دنيا موضوع جدل فکری و عملی قرار گرفته، و اين نه از سر ادا و اصول روشنفکرانه و يا دگماتيسم و يا خشک انديشی است. گرچه در ميانه جدال کنونی، همه اين گرايشات و رفتار ها امکان ظهور و حضور دارند، اما اين نه صورت مسئله را حذف می کند و نه از اهميت طرح پرسش در اين مقولات، خاصه برای جنبش زنان، می کاهد. اتفاقا برعکس، مبارزه مشخص زنان برای آزادی و برابری، خاصه در کشور ما، چنان با اين مقولات گره خورده، که تعميق نظر در باره آن، ضرورتی است که خود را تحميل می کند.

نکته دوم آنکه، رويکرد به مقوله سکولاريزم، ما را به درک و فهم امری نزدیک می کند که غالبا ناديده گرفته می شود و آن، رابطه بنيادين و متقابل ميان مقولات فرهنگی و مقولات اقتصادی اجتماعی و سياسی است. فهم اين رابطه متقابل، از يک سو درک سلسله مراتبی از زير بنا و روبنا را در هم می ريزد، و از سوی ديگر اهميت رويکرد چند وجهی را آشکار می سازد و ما را ناگزیر می کند که نگاه جامعه شناسانه را با نگاهی از منظر فلسفه سياسی، اقتصادی، روانشناسی، مردم شناسی، زبان شناسی و ديگر علوم به هم آميزيم. در غير اين صورت، حذف ابعاد سياسی موضوع مورد بحث مثلا، تحت عنوان نگاه «علمی» و «جامعه شناسانه»، خطر يک بعدی ديدن را برطرف نمی کند، شاید فقط یکجانبه گرایی انديشه را توجيه نمايد.

در پايان اضافه کنم که رويکرد به مسئله زنان، مثالی بسيار معنا دار در اين باره است. رويکرد فمينيستی، چنان که به آن اشاره خواهد رفت، جز با در نظر گرفتن اهميت وجوه فرهنگی و سياسی توليد و باز توليد ستم جنسی ميسر نيست. و البته اين وجوه همواره در ربطی متقابل با شرايط اقتصادی اجتماعی عمل می کنند. شايد بد نباشد اشاره کنيم که پی یر بورديو جامعه شناس فرانسوی هم در نظريه خود درباره «سلطه مردانه» جای مهمی به نقش نمادين تصاوير فرهنگی «زنانگی» می دهد. او به لحاظ روش شناسانه از ضرورت اجتناب از تقابل ويرانگر ميان امر «مادی» با «ذهنی (روحی)»، يا امر «مادی» با «ايدآل» که به گمان او امروزه شاهد تداوم آن هستيم سخن می گويد. و شاهد اين امر را تقابل تحقيقات «ماترياليستی» (که روابط جنسيتی را با رجوع به شرايط توليد بررسی می کنند) با مطالعات متمرکز بر «نماد ها» میداند که به گمان او غالبا بسيار قابل توجه اما ناکافی هستند. اين گفته از جانب متفکری که جهت گيری ماتريالي




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان