صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

قرار نیست شاخ غول را بشکنیم، ملکه تن و فکر خود باش

فاطمه بیرانوند-10 تیر 1389

مدرسه فمینیستی: خیلی خوش ندارم سرم را پائین بیندازم و با تاسف از بدبختی های خود و از گرفتاری های دنیای زنانه صحبت به میان آورم. ترجیح می دهم نام نجمه علوی ها ،طوبی رشدیه ها و محترم اسکندری های وطنم را به یاد آورم و به تاریخ مبارزه نسوان وطنم ببالم و چون شاگردی وفادار باشم در حقشان.

ترجیح می دهم با سرافرازی و خرسندی یاد کنم از زنانی که در آن شرایط سخت و عقب مانده روزگار خود، سینه شان را سپر بلا کردند و پیش تاختند تا "اکنون" ما در شرایطی – نه ایده آل اما- مساعدتر از دوران آنان زندگی کنیم. راه در حدی باز گشته است که دیگر کسی توی کوچه خیابان به سمت ما سنگ پرتاب نکند و این عالی است!!!

حال ما می توانیم قدردان پیشگامان برابری خواه و فمینیست های پیشکسوت سرزمین مان باشیم و قدردانی صد البته در کلمه نیست بلکه در پویایی ،تحرک و عمل ماست. ما می توانیم همچون فرزندانی خلف، زنانی را که صد سال پیش به میدان پیکار آمدند و برای حقوق اولیه خود، از جمله تحصیل علم و درس خواندن تلاش کردند مادر خود دانسته و وارثان آنان باشیم. راه موفقیت ما از بر بودن شجره نامه یمان است – شجره نامه ی ما تاریخ مبارزه زنان ایران است – راه موفقیت ما پاسداری و پربار کردن این شجره نامه است.راه موفقیت ما تراش دادن پیله ایی ست که دور ما بسته اند و بسته ایم.پیله ایی به نام سرسپردگی و عادت. پیشینیان هم همین کار را کردند .به جنگ عادتها و رسوم بازدارنده رفتند.ما مثل یک فرد عصبی که به جویدن ناخن هایش عادت دارد، مثل کسی که مدام مچ پایش را تکان می دهد، با ریشه ی موهایش بازی می کند و یا پلک هایش را تند به تند بر هم می زند،عادت کرده ایم و این عادت، بیماری ماست.یک بیماری مزمن که باعث گشته ما به "اکنون" تن بدهیم."اکنون" شیوه زندگی ماست که من معتقدم بیش از هر نهاد و شخصی خود ما رقمش زده ایم.

عادت کرده ایم که سر خم کنیم و به جای قدم برداشتن و به جلو رفتن ،گوشه نشینی اختیار کنیم – حال گوشه نشینی از نوع سنتی و خانه داری اش و یا از نوع مدرن آپارتمان نشینی اش- عادت کرده ایم به زنانگی هایی که بر ما بسته شده اینجا مجال دانه دانه شمردن این زنانگی ها نیست.... باید گلایه را دور ریخت، از شمردن ناتوانی های تحمیلی فاصله گرفت و به بار مثبت و زندگی بخش فعالیت ها افزود. بار مثبت و شادکامی باعث می شود که بتوانیم با قدرت و انرژی، پیله ی قرون و اعصار را پاره کنیم. قدرت را ما خود باید به دست بیاوریم، هیچ کس به ما تقدیم اش نخواهد کرد، نه پدر، نه برادر، نه همسر و نه هیچ مرد یا زنی دیگر! ما می توانیم کنترل بر تن، بر زندگی و بر اقتصاد خود را داشته باشیم. سقف خانه خود را داشته باشیم و نه اینکه به سقف خانه کسان و ناکسان دل بندیم. انرژی را ما خود باید به دست بیاوریم یعنی به جای گلایه از نهادها و شرایط حاکم بر اجتماع به تشویق خود بپردازیم،روح خود را به اوج برسانیم و دل نسپاریم به روح جمع سیاستگذاران. چند سال است که این کار را کرده ایم؟؟

هیچ حکومتی و هیچ نهادی و هیچ شخصی برای ما اسب سپید آرزوها نمی شود. فعالیت جمعی و بیان انتظارات از دستگاهها و جامعه به جای خود اما ، اولویت خود فرد است، آری، دنیای درون، نیروی عظیم و سرشار از انرژی درونی فرد. زیرا این تنها راه باقی مانده برای ماست . فرد، فرد ما ناگزیریم که زندگی را بسازیم و به هم متصل شویم و این ساخ




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان