صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      بخش های پیشین سایت....     مهمان مدرسه....  
 

به دليل زن بودن مجبور به استعفا شدم

11 اردیبهشت 1387

<:voir_en_ligne:> : سرمایه

رييس سابق هيات شناي استان كرمانشاه، در گفتگو با ژیلا گل عنبر و کاوه قاسمی کرمانشاهی

سوسن بارتولومه مشغول آموزش شيرجه به دانشجويان پيام نور در يكي از استخرهاي كرمانشاه بود. شايد از دور مرا ديد، اما چون دقايقي چند به وقت ديدارمان مانده بود به كارش ادامه داد. همراه همكارم بيرون استخر منتظرش شديم. پنج دقيقه از وقت ديدارمان گذشت كه با مانتو و مقنعه مشكي و با عذرخواهي بيرون آمد. چهره سبزه تندي داشت و با لهجه صحبت مي كرد، مي دانستم فيليپيني است. سوار ماشينش شديم تا جايي براي گفت و گو بيابيم. حياط استخر جاي مناسبي براي صحبت نبود. حياط كوچكي با آفتاب شديد در اواخر فروردين ماه؛ ساختمان اداري هيات شنا در ساعت 30:14پنج شنبه تعطيل بود و او هم ديگر كليد نداشت. به ناچار در همان محوطه در پاركي پر از سر و صداي ماشين ها- مشغول صحبت شديم.

مسلط صحبت مي كرد و به ندرت كلمه اي را به اشتباه مي فهميديم و او دوباره تكرارش مي كرد. سوسن بارتولومه سال 1366 سال هاي پاياني جنگ از فيليپين به ايران آمده است. شوهرش كرمانشاهي است. با وجود اين كه در دو رشته زبان انگليسي و مامايي ليسانس دارد اما همسرش موافق كار بيرونش نبوده. خودش مي گويد: «اگر مانع كارم نمي شد بسيار موفق تر بودم اما بعد از بزرگ شدن بچه هايم مخالفتي با حضورم در استخر نداشت. از دانشگاه كاتوليك فارغ التحصيل شدم. مي خواستم خواهر روحاني شوم اما ازدواج كردم. آن هم با يك مسلمان.» پرسيدم وقتي همسرت پيشنهاد كرد در منزل بماني چرا مخالفت نكردي؟ گفت: «خب مي گويند زن بايد تابع مرد باشد. » دوباره پرسيدم: در فيليپين اين طور است؟ با اشاره سر جواب مثبت داد.

سوسن بارتولومه كه حالا ورزشكاران شنا همه او را با نام فاميلي همسرش (شيرزادي) مي شناسند - از سال 1373 شروع به يادگيري شنا كرده و آن را به سرعت و در عرض يك ماه به طور كامل فرا مي گيرد و سريعا مراحل ترقي را طي مي كند و بعد از گذشت پنج سال مربيگري تيم شهرستان كرمانشاه به او پيشنهاد مي شود و سال 79 مسووليت تيم شناي استان كرمانشاه به او واگذار مي شود و در سال 83 رياست هيات شناي استان كرمانشاه را مي پذيرد. از آن زمان تا به حال 200 150 مربي زن و 50 مربي مرد را آموزش داده و در چهار رشته شيرجه، شنا، واترپلو و شناي موزون مربي تربيت كرده است. خانم شيرزادي با همه علاقه، توان و موفقيت هايي كه براي استان كسب كرده، 18 فروردين 87 تحت فشارهاي زيادي از جانب مديركل تربيت بدني استان مجبور به استعفا شد، در حالي كه رييس فدراسيون شناي جمهوري اسلامي ايران (وحيد مرادي) به شدت مخالف با استعفاي ايشان بوده است. اين مساله زمينه اي شد تا با او به گفت و گو بنشينيم.

 چطور سرانجام از منزل بيرون آمدي و به شنا پرداختي؟

 به خاطر بچه هايم علاقه مند شدم. سال 73 اصلا شنا بلد نبودم. اما سريع ياد گرفتم و آموزش را از بچه هاي خودم سارا (چهار ساله) و مريم (پنج ساله) شروع كردم. سارا از پنج سالگي وارد تيم شهر شد و توان خوبي دارد. سال 79 مربيگري تيم شهرستان را پذيرفتم و همان سال تيم شناي استان را فعال كردم. كارت مربيگري نداشتم. به صورت تئوريك هم نكات شنا را از طريق كتاب خانواده ام در آمريكا مرتب برايم كتاب مي فرستند - و سايت ها دنبال مي كنم.
سال 80 اولين ورزشكار تيم ملي شنا را آماده كردم. هيچ سابقه نداشت كسي در كرمانشاه عضو تيم ملي شنا باشد. اولين مدال




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    5 شهریور: سالگرد اعلان عمومی کمپین یک میلیون امضاء    8 مارس : روز جهانی زن    22 خرداد : روز همبستگی زنان ایران    ائتلاف علیه لایحه حمایت از خانواده    دانشگاه و زنان    دردسر جنسیت    زنان زندانی    مهمان مدرسه    همگرایی جنبش زنان در انتخابات    چالش ما(ه)    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان