صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      بخش های پیشین سایت....     مهمان مدرسه....  
 

حمید دباشی در گفتگو با شهرگان؛ جنبش سبز اخیر، بازدریافت اعاده‌ی فرهنگ جهانشهری است

8 مرداد 1389

سایت شهرگان: هـ‌ .الف: شما جمعه گذشته در دانشگاه UBC پیرامون جنبش دموکراتیک در ایران سخنرانی‌ای به زبان انگلیسی داشتید. می‌توانم خواهش کنم که خلاصه‌ی موضوعاتی را که عنوان کردید، بیان کنید؟

پروفسور حمید دباشی: اسم و عنوان سخنرانی من بود؛ «مقدمات تاریخی و جهت حرکت جنبش سبز» و در واقع سعی کردم یک بحث جامعی را - حداقل مقدماتش را - بگویم. بعد در مورد تاریخ مبارزات مردم ما و تاریخ جنبش‌های اجتماعی از اواسط قرن ۱۹ میلادی به این طرف برای حقوق دموکراتیک ما. از جنبش باب در واقع من شروع کردم تا برسیم به جنبش سبز.

در مراحل مختلفی ارتباطی را که بین مسائل داخلی ایران هست و افکار و حوادثی که در پیرامون ایران می‌گذرد، در ارتباط بین این دو جنبه من صحبت می‌کردم. از آنجا تا برسیم به جنبش تنباکو، به انقلاب مشروطه، ملی شدن نفت و تا برسیم به انقلاب بهمن ۵۷ . در آن مقطع، در واقع خلاصه حرف من این بود که آن انقلاب آمیزه‌ای بود از جناح‌های مختلف، تفکرات سیاسی مختلف، نوعی ناسیونالیسم که در زمان محمد مصدق به عنوان ناسیونالیست ضد استعماری ما این را می‌شناسیم، تفکرات سوسیالیستی که از اوایل قرن بیستم در ایران در واقع نهادینه شده است و تفکرات اسلام سیاسی. بعد از آن بحث من متوجه این می‌شود که در عرض ۳۱ سال گذشته، هم و غم جمهوری اسلامی در واقع قلع و قمع تمام افکار و نهادهای فرهنگ سیاسی ما است که با تفکر اسلام سیاسی مغایر است. در نتیجه یک فرهنگ سیاسی تک ساحتی‌ای را این‌ها خلق کردند که در آن قهرمان‌های سیاسی ما - حالا شما از مصدق بگیرید تا دیگران - بیگانه قلمداد می‌شوند. و نظر من این است که با جنبش سبز اخیر، کاری را که ملت ما دارد در واقع می‌کند، بازدریافت و در واقع اعاده‌ی آن فرهنگ جهانشهری است که در عرض بیست سال گذشته، به تدریج شکل گرفته و به بهترین وجه، مبیین فرهنگ سیاسی ماست. نقصان این فرهنگ چند صدایی و چند ضلعی به هیچ کدام از جنبه‌هایش در این مورد ۳۰ سال گذشته، جنبه‌ی اسلامی‌اش برای کلیت فرهنگ سیاسی ما قابل قبول نیست و برعلیه آن طغیان می‌کند، کما این که ما می‌بینیم الان مردم ما برعلیه آن طغیان کرده‌اند.

ممنونم از شما. آقای دباشی در ما همیشه یک گریزی هست - آگاه یا ناخودآگاه - که جائر بودن رهبران ایران را به نژاد دیگر منتسب می‌کنیم. یا قاتل بودن و سنگدلی را به دیگر ملیت‌های خارج از ایران ارجاع می‌دهیم. شما در مقاله‌ی «فرهنگ ایران‌شهری ما» به مقوله راسیسم ایرانی پرداختید. می‌توانم از شما خواهش کنم که به چند نمونه از آن اشاره کنید؟

ـ راسیسم ایرانی چیز منحصر به فردی نیست و در بسیاری از فرهنگ‌های دیگر هم هست. ما در این مورد باید به معالجه‌ی خودمان بپردازیم، در موارد مختلفی چه در موارد اطراف اکناف خود ایران، کردها، بلوچ‌ها، مازندرانی‌ها، خوزستانی‌ها، این جوک‌های سخیفی که معمولا راجع به این‌ها گفته می‌شود و بعد در مورد خارجی‌ها. یعنی فرض بفرمائید، لفظ عرب، لفظ ترک، لفظ هندی، این‌ها همیشه جزو فرهنگ راسیسم هست که خود ما باید به آن بپردازیم و به آن توجه کنیم. منتها نه فقط به این شکل که این را ما یک مرضی بدانیم که فقط ما منحصرا به آن مبتلا هستیم و کسان دیگر به آن مبتلا نیستند و یا این ک




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    5 شهریور: سالگرد اعلان عمومی کمپین یک میلیون امضاء    8 مارس : روز جهانی زن    22 خرداد : روز همبستگی زنان ایران    ائتلاف علیه لایحه حمایت از خانواده    دانشگاه و زنان    دردسر جنسیت    زنان زندانی    مهمان مدرسه    همگرایی جنبش زنان در انتخابات    چالش ما(ه)    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان