صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      بخش های پیشین سایت....     مهمان مدرسه....  
 

همایون کاتوزیان: عقب‌ماندگی شدید سیاسی کل جامعه دلیل ناکامی مشروطه بود

12 مرداد 1389

ایلنا: محمدعلی همایون کاتوزیان که در مجامع علمی به نام هما کاتوزیان شناخته می‌شود، با وجود آنکه آسیب‌های وارده به جامعه از پس هرج و مرج سال‌های پس از مشروطه را به خوبی بازمی‌شمارد و این عامل را سبب بازتولید استبداد تاریخی در ایران می‌داند، اما با این حال ما را از سیاه و سفید دیدن مطلق پدیده‌ها منع کرده و تاکید می‌کند که مشروطیت دستاوردهای خود را نیز به همراه داشت.

به گزارش ایلنا، وی ظهور استبداد از پس آن همه شور و فداکاری برای مشروطه را نتیجه هرج و مرجی می‌داند که رهبران مشروطه نخواستند یا نتوانستند نسخه‌ای برای حل آن ارائه کنند. در همین حال وی تاکید دارد که با وجود گذشت ۱۰۴ سال از آن اتفاق تاریخی، جامعه ایران هنوز شکل جامعه‌ای منظم را هم نیافته است تا چه رسد به یک جامعه مدرن و مدنی.

نهضت مشروطه بدون تردید آغازی برای استقرار مردم‌سالاری در ایران معاصر بوده است. به نظر شما چه وجوهی بر این نظر مترتب است؟

اجازه فرمائید بدوا عرض کنم که اگر خوانندگان تحلیلی مفصل و دقیق اینجانب را از استبداد و مشروطه و آنچه در پاسخ به این مصاحبه‌ می‌آید خواسته باشند، می‌توانند به ویژه به سه عنوان زیر از کتاب‌های بنده رجوع فرمایند: تضاد دولت و ملت، نظریه تاریخ و سیاست در ایران، ترجمه علیرضا طیب، نشر نی. دولت و جامعه در ایران، انقراض قاجار و استقرار پهلوی، ترجمه حسن افشار، نشر مرکز، اقتصاد سیاسی ایران، ترجمه محمدرضا نفیس و کامبیز عزیزی، نشر مرکز.

نهضت مشروطه نهضتی بود بر ضد استبداد تاریخی ایران، یعنی بر ضد حکومت خودسرانه، برای استقرار حکومتی که منوط و «مشروط» به قانون باشد. استبداد با حکومت‌های مطلقه اروپایی ـ که فقط چهار قرن دوام آوردند و نیز رژیم‌های دیکتاتوری اروپایی (‌از ژول‌سزار گرفته تا ژنرال فرانکو) یکسان نیست. همه نظام‌های گوناگون اروپایی ـ از جمله دو نظام نامبرده ـ کم یا بیش مشروط به قوانینی بودند که قدرت دولت را به حدودی محدود می‌کرد. حال آنکه رژیم استبدادی ـ چنان‌که از نامش برمی‌آید ـ خودسرانه و در نتیجه به هیچ قانونی که خارج از اراده خودش باشد محدود نبود. در نتیجه همه مردم از صدراعظم گرفته تا روستایی رعیت شاه بودند و در تحلیل نهایی شاه می‌توانست جان و مال آنها را فقط به اراده خود و بدون هیچ‌گونه تشریفات قانونی بگیرد. به عنوان یک مثال ساده، در اروپا، حتی در دوره کوتاه Despotism دپوتیسم یا سلطنت‌ مطلقه، شاه نمی‌توانست دستش را بر هم زند و فرمان دهد که سر پسرش را ببرند یا وزیرش را با خانواده‌اش نیست و نابود کنند، یا اموال یک زمین‌دار یا تاجر را ضبط کند یا به دیگری بدهد. در حالی که در ایران قدرت پادشاه نه محدود به قانون بلکه فقط به میزان قدرت فیزیکی او محدود می‌شد؛ یعنی مثلا اگر شاهی نمی‌توانست ایل و عشیره‌ای را در هم بکوبد نه بر اثر محدودیت‌های قانونی بلکه به این دلیل بود که زورش نمی‌رسید.

از اواسط قرن نوزدهم میلادی روشنفکران ایرانی در مقایسه با رژیم‌های ایرانی و اروپایی دریافتند که تفاوت اساسی و بنیادی بین این دو این بود که در ایران قدرت دولت به قانونی خارج از اراده خود محدود نمی‌شد. به همین دلیل بود که میرزا ملکم‌خان نام روزنامه‌ای را که در لندن منتشر می‌کرد و مخفیانه به ایران می‌فرستاد قانون گذاشت و میرزا یوسف‌خان مستش




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    5 شهریور: سالگرد اعلان عمومی کمپین یک میلیون امضاء    8 مارس : روز جهانی زن    22 خرداد : روز همبستگی زنان ایران    ائتلاف علیه لایحه حمایت از خانواده    دانشگاه و زنان    دردسر جنسیت    زنان زندانی    مهمان مدرسه    همگرایی جنبش زنان در انتخابات    چالش ما(ه)    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان