صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

اخلاق خشونت پرهیز در نهضت مشروطه ایرانیان

نازنین صمیمی (شیرازی)*-12 مرداد 1389

مدرسه فمینیستی : «... من کنار تر ایستاده بودم و چون مرا از شمار ایشان نمی گرفتند کاری با من نداشتند. ولی از آسیبی که بآقایان بهبهانی، طباطبایی و امام جمعه خویی میرسانیدند دلم نزدیک بود بترکد. بهبهانی و طباطبایی و خویی را چندان زدند که اندازه نداشت. یکی از اینرو سیلی یا مشت و قنداق تفنگ می نواخت و آن یک، فرصت نداده از آنرو مشت یا سیلی میخوابانید. میدیدم سر لخت آقا سید عبدالله بهبهانی در هوا این ور میرفت آن ور میگردید. در همه این آسیبها تنها سخنی که از زبان اینان بیرون می آمد جمله «لااله الالله» بود. بویژه بهبهانی که هرگز جمله دیگری بر زبان نراند. پس از آنکه از زدن سیر شدند آنزمان بکندن ریشها پرداختند. دسته دسته موها را می کندند و دور میانداختند و خون که از رویشان روان بود. در این میان کسانی را هم باشوشکه یا با ابزار دیگری زخمی ساخته بودند که از سر و یا از گردنشان خون روان میگردید. در این هنگامه دلگداز بود که حاج میرزا ابراهیم آقا تبریزی را هم کشتند.» (احمدکسروی. تاریخ مشروطه ایران. ص 645-646)

شکستن حرمت و قساوت بی نظیر عمال استبداد نسبت به مجتهدین مشروطه خواه مجلس و سرکوب عنان گسیخته ی رهبران سیاسی نهضت مشروطه پارلمانی، در آتمسفر سیاسی ای انجام می گرفت که به استناد اکثر کتب تاریخی، رهبران سیاسی نهضت از هر گونه خشونت و تحریک به زد و خورد، پرهیز داشتند و مردم به هیجان آمده را به آرامش دعوت می نمودند. اکثر رهبران سیاسی و فکری نهضت همچون: جهانگیرخان صوراسرافیل، ملک المتکلمین، سید جمال اصفهانی، شیخ احمد مدیر روزنامه روح القدس، میرزا ابراهیم آقا تبریزی، حاج محمد تقی بنکدار، محمدرضا مساوات، مستشارالدوله، قاضی قزوینی، سید حسن تقی زاده، میرزا یحیی دولت آبادی، علی اکبر دهخدا، و... که یا جزو نمایندگان مردم در مجلس تازه تاسیس شورای ملی بودند یا مدیران روزنامه های آزادیخواه، یا هر دو وظیفه را توأمان عهده دار بودند در برخورد مسالمت آمیز و صلح طلبانه با دربار شاه و قوای قزاقان روسی که خدمتگزار شاه و در رکاب ایشان قرار داشتند، متحد و هم نظر بودند. هیچ کس از این رهبران با جنگ مسلحانه با شاه و سرهنگ لیاخوف، موافقتی نداشت.

در مجلس ملی (مجلس اول)، دو کمیسیون تشکیل شده بود: «یکی کمیسیون سیاسی یا اصلاح و دیگر کمیسیون دفاع. هر کدام از دوازده نماینده تشکیل می شد. ریاست کمیسیون سیاسی را ممتازالدوله رئیس مجلس به عهده داشت. مجتهدان مجلس هم در آن حضور داشتند. در کمیسیون دفاع سه تن از بیرون مجلس هم شرکت می کردند. علاوه بر آن دو کمیسیون اصلی، هیأتی از نمایندگان انجمن ها (به ریاست میرزا محمد صادق طباطبایی) در کتابخانه مدرسه سپهسالار تشکیل می گردید که واسطه مذاکره مجلس با انجمن ها بود. سخنرانی های عمومی در میدان بهارستان می بایستی با تصویب آن هیأت باشد که از هر نوع تحریکی جلوگیری شود.» (فریدون آدمیت. مجلس اول و بحران آزادی. ص 329)

هم در کمیسیون سیاسی مجلس و هم در کمیسیون دفاع، نظر اکثر رهبران مشروطه، بر جلوگیری از تحریک، عدم درگیری با مستبدان، و پرهیز از خشونت در مبارزه بود. در کمیسیون دفاع با این که دو نظریه حاکم بود و نظریه اول بر صلح و همکاری و سازش با دربار اصرار می ورزید و نظریه دوم بر مقاومت و ایستادگی، اما هر دو گروه با جنگ مسلحانه و خشونت موافقت نداشتند. حتی موقعی که ن




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان