صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

درس مشروطه، با آواز «مرغ سحر» و با چشمان باز «ندا»

منصوره شجاعی -14 مرداد 1389

مدرسه فمینیستی- وقایع سیاسی اجتماعی در پایان دهه هشتاد قرن حاضر که در دوسال اخیرمنجر به پیدایش جریان دموکراسی خواهی "جنبش سبز" شد، گاه به درستی ،با شبیه سازی ها و این همانی های مستدل با وقایعی که در آغاز دهه هشتاد قرن گذشته رخ داده است تبیین می شود. وقایعی که از سال های 1280 در قالب جنبشی عمومی و انقلابی تغییراتی بنیادین را در زیرساخت های حکومت استبدادی نشانه گرفته بود.

ماهیت مدنی و دموکراسی خواهانه این هردو، در دوبستر متفاوت تاریخی، جنبش ها و جریان های سیاسی و اجتماعی درگیر خیزش عمومی اخیر را نه به مقایسه ای تام که به آموختن از خاطره ای اجتماعی –سیاسی و ضبط آن در حافظه مبارزاتی اشان و ا میدارد.

ازآن جمله میتوان به حضور زنان در مراحل شکل گیری جنبش مشروطه خواهی ، تاثیر آنان در ایجاد گفتمان برابری خواهانه ، نحوه برخورد آنان با نادیده گرفته شدن حقوق اشان از پس تدوین قانون اساسی مردانه مشروطه و چگونگی برقراری مناسبات حقوقی با نهادهای تصمیم گیر ومهار کننده جامعه اشاره کرد.

در سده گذشته و به طور مشخص دراوایل دهه هشتاد آن سده و مراحل تمهید انقلاب مشروطه ، شرکت و حضور مستقل زنان در تظاهرات و اعتصاب ها و تحریم های عمومی به نوعی نشانه هایی از زمینه سازی برای ایجاد دموکراسی و بسترسازحضور مطالبه محور زنان بود . بدین ترتیب زنان سرخوشیِ رهایی از چهاردیواری خانه و حضور آزادانه درخیابان را وقف مبارزات دموکراسی خواهانه و ضداستبدادی عام کردند. در این زمینه می توان به جریانی که موسوم به " شورش نان " بود اشاره کرد که زنان در اوایل دهه 1280 متاثر از تبلیغات رهبران مذهبی و با اطمینان ازهاله امنیتی شرعی و عرفی پیرامون اینگونه رفتار بیرونی به طور گسترده در آن شرکت داشتند: "تعدادزیادی از زنان به واسطه حمایت روحانیت ، برای شرکت درتظاهرات یا سردادن شعارهای ملی – یا هررفتاردیگری که غیر " زنانه " تلقی می شد- احساس آزادی می کردند. (1)"(ساناساریان.ص.39)

در میانه استبداد حاکم و بی قانونی محض، و سرگردانی مردم برای استفتا از جریان های مردم منتخب و حمایتی، نهادهای معتبر و مشروعی که مردم اعم از زن ومرد برای دادخواهی بدان تمسک می جستند، نهادها وچهره های مردم ساختی بود که عمدتا متعلق به طیف هایی ازروحانیت بودند. چهره هایی که قرار بود درطرح حکومت قانون یعنی ایجاد نهادهایی در نظارت و مهار قدرت مطلقه درکنارمردم گام بردارند.به هرروی آنچه که مشروطه می خواست حکومت قانون بود و نه حکومت فرد . که این فرد خود چه درهیبت حاکمی مستبد ویا روحانی معتبر و یا روشنفکری مهربان و خوش خو میتوانست در معرض انحراف ویا انهدام قرارگیرد. کما اینکه ازمیان روحانیون ، برخی نیز پس از آنکه محمد علی شاه فرمان مشروطه را ملغی کرد،متعاقب تنش ها و بلوای به توپ بستن مجلس، در اضطراب تضعیف مشروعیت اسلام و در مقابله با روشنفکران به هواداری از سلطنت روی آوردند. اما زنان پیش از این دعوا طرف خویش بسته بودند و درسایه حمایت شرعی و عرفی آنان به خیابان آمده بودند و سربازگشت هم نداشتند.

زنان مشروطه خواه، درمقابله با روحانیت درباری بی شک سلوکی متفاوت داشتند: "روزی در جریان شکنجه و آزارمشروطه خواهان در یکی از محلات مرکزی تهران یک ملای هوادار درباردر برابر جمعیت زیادی علیه مشروطه سخن می گفت




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان