صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

نقد خشونت با نگاهی به کتاب"ماری آنتوانت"

نسرین ستوده-1 شهریور 1389

مدرسه فمینیستی- وقتي سن سون، جلاد ماري آنتوانت، سر بريده ي او را برداشت تا به تماشاچيان نشان دهد كمتر از 4 سال از تصويب اعلاميه‌ي حقوق بشر توسط مجلس ملي فرانسه كه اعضا‌‌ء آن منتخب ملت بودند مي‌‌‌‌‌‌گذشت.همان اعلاميه كه هنوز هم در تحليل و بررسي تاريخچه‌ي حقوق بشر از جايگاهي مهم بر خوردار است.

با اين وجود كساني كه شاهد ماجرا بوده‌‌‌اند، آنقدر تعجب زده شده بودند كه به تاريخ سپرده‌‌‌اند. چشمان ماري آنتوانت هنوز پلك مي‌زد...
مجلس ملي در آن زمان خود عهده دار محاكمات انقلابي بود. به همت روبسپير بود كه لويي شانزدهم ، پادشاه فرانسه محاكمه و اعدام شد و سپس ملكه ماري آنتوانت نيز طعمه‌ي خشم انقلابي روبسپير شد. خشم انقلابي روبسپير به وابستگان سلطنت كه بي‌‌شماري از آنها طعمه ي اقدامات انقلابي و ملي!!! او شدند ختم نگرديد. معروف است بعد ها دانتون، دوست و همراه او به همان گيوتين كه در ادبيات انقلابي آن روزگار فرانسه به "پنجره ي ملي" شهرت داشت، سپرده شد و مدتي بعد روبسپير طعمه‌ي همان "پنجره‌ي ملي" گرديد.

سناريوي محاكمه و اعدام ماري آنتوانت توسط مجلس ملي‌يي اجرا شد كه چند سال پيش از آن، اعلاميه‌ي حقوق بشر را تصويب كرده بود.
آنها فقط "مجلس ملي" يا "پنجره‌ي ملي " نداشتند.نهادهايي ساخته بودند كه با پسوند ملي ، غسل تعميدش مي‌دادند. في‌المثل "گارد ملي " داشتند كه نقش سربازان مسلح انقلابي و نه چندان پاي بند قانون را بازي مي‌كرد.
در تاريخ چنين گفته اند كه لويي شانزدهم ،پادشاه مستبدي نبود. در تصميم گيريها بسيار ضعيف و ناتوان بود. بر خلاف او ملكه‌ي فرانسه، ماري‌آنتوانت زني بسيار مصمم و البته ظالم بود. او در تمام تصميم‌گيريهاي سياسي كشور مداخله مي‌كرد و در مداخلات خود آنچه را كه اصلا بدان توجه نداشت، همان خواست و اراده‌ي ملت فرانسه بود.
ملكه ماري آنتوانت كه خود دختر امپراطور اتريش بود و مادرش نيز امپراتريس اتريش بود و زني مقتدر و خوشنام و محبوب مردم اتريش بود، از اموال عمومي براي خود و اطرافيانش، دست به ولخرجي مي‌زد و به همين دليل ، خزانه‌ي ملت فرانسه را به ور شكستگي كشانده بود و البته از سوي فرانسويان به لقب ورشكست كننده نائل آمده بود.
نصايح مادر خردمندش و برادرش كه پس از پدر به امپراتوري اتريش رسيده بود، هر دو در او بي‌‌اثر بود و ناكار آمد.

وقتي اقتصاد فرانسه به ورشكستگي كامل كشانيده شد و فقر و گرسنگي به خانه هاي مردم حمله‌ور شد و لويي شانزدهم، تاليران ر ا كه داراي وجهه‌ي ملي بود به وزارت دارايي و اقتصاد انتخاب كرد، به اصرار ملكه مجبور به بركناري وي شد كه خود زمينه‌ي شورش و قيام را در فرانسه دامن زد.در تاريخ، جنبه‌ي ديگري از زندگي خصوصي ملكه‌ي فرانسه، مورد توجه مورخين قرار گرفته است و آن نرد عشقي است كه ملكه‌ي فرانسه با مردان ديگر مي‌باخته است.

البته اين كتاب هم بارها تاكيد مي‌نمايد كه هنوز معلوم نيست آيا واقعا روابط پنهان داشته است يا نه.دست كم دلايل كافي براي روابط نامشروع ماري آنتوانت با مردان ديگر جز احساسات عاشقانه‌ي او ، نيست. اما ملت فرانسه و بويژه انقلابيون، همواره او ر ا از اين بابت ملامت مي‌كردند كه با داشتن شوهري با عنوان پادشاه فرانسه،با مردان ديگر نرد عشق مي‌بازد.

اما انقلابيون فرانسه با ماري آنتوا




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان