صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

دولت های پسااستعماری و نهاد خانواده: علل پیدایی لایحه حمایت از خانواده در دولت نهم

آزاده دواچی-21 مهر 1389

مدرسه فمینیستی: لایحه ی حمایت از خانواده و مواد جنجال برانگیز آن که از سه سال پیش توسط دولت نهم مطرح شده است بار دیگر در دولت دهم به خصوص طی یک ماه اخیر با چالش های فراوانی از سوی گروههای مختلف زنان رو به رو شده است . مواردی که تاکنون راجع به لایحه ی حمایت از خانواده نوشته شده اند به نقد این لایحه و تاثیر مخرب آن بر زندگی فردی و اجتماعی زنان پرداخته اند اما آن چه که در نوشته حاضر قصد پرداختن به آن را دارم از منظر تحلیل نظری و چرایی پیدایش و ظهور این لایحه در زمان فعلی، و به ویژه دلایل پافشاری و تمایل دولت کنونی برای تصویب آن است .

از قانون حمایت از خانواده تا لایحه ی حمایت از خانواده

از سال ۱۳۳۶ خورشیدی، کمیته حقوقی سازمان غیردولتی «جمعیت راه نو» به ریاست مهرانگیز دولتشاهی، اولین سفیر زن ایران، نوشتن پیش‌نویس قانونی را آغاز کرد که ده سال بعد، با اندک تغییراتی، به نام «قانون حمایت از خانواده» به تصویب مجلس شورای ملی رسید1 . با تصویب این قانون در سال 1346 و تکمیل آن در سال 1353 امور مربوط به ازدواج و طلاق از دستور کار دادگاه‌های مدنی خارج و در اختیار دادگاه‌های جدیدی با نام «دادگاه خانواده» قرار گرفت. دکتر زیبا میرحسینی نویسنده، محقق، و پژوهشگر مسائل زنان می نویسد: این قانون در آن زمان توانست شهرتی جهانی پیدا کند چراکه رادیکال ترین اصلاح در قانون شریعت بود . در واقع این قانون بخشی از اصلاحاتی بود که درقانون شریعت از اوایل قرن بیستم آغاز شده بود " (144).

قانون حمایت از خانواده جنبه های مترقی خود را در سال 1353 با : بالا بردن سن ازدواج دختران و همجنین قانون حضانت مادر، پیگیری کرد، اما در همان زمان بعضی از مذهبیون با قوانین جدید خانواده مخالف بودند و آن را خلاف شرع می دانستند . مطابق نظر میر حسینی درسال 1342 اصلاحات بنیادینی در مفاد شریعت اسلامی ایجاد شد که حق مردان برای طلاق و چند همسری را محدودتر می کرد و به زنان راحت تر اجازه ی طلاق می داد " (145). در واقع آن طور که زیبا میرحسینی می نویسد با کمرنگ تر کردن قوانین شریعت در لایحه ی خانواده ، قانون حمایت از خانواده حقوق بیشتری را به زنان می داد ، اما پس از پیروزی انقلاب ، این قوانین به واسطه ی غیر اسلامی بودن به حالت تعلیق درآمد تا قوانین شریعت اسلامی جایگزین آن شود . پس از انقلاب دو حرکت مشهود است اول اینکه قوانین اسلامی به عنوان نجات دهنده ی زنان از کالایی شدن و استعمار غرب جلوه می کند و دوم اینکه این قوانین به جای آنکه فعالیت زنان را در جامعه ی اسلامی تسهیل کند به قوانین دست و پا گیری تبدیل می شوند که فعالیت زنان را محدود کرده و آن ها را از حقوق طبیعی خودشان محرو م می کنند ." اگرچه هیچ کدام از دو حکومت بعد از انقلاب و قبل از انقلاب اعلام نکردند که درقوانین شان به شریعت اسلامی مراجعه کرده اند اما هردوی آنها این قوانین را به کار گرفتند برای مثال در حمهوری اسلامی قوانین چند همسری ثبت نمی شد اما جریمه ای هم که برای این کار مشخص شده بود توسط دولت برداشته شد "( میرحسینی ؛ 146) در واقع با ارجاع به گذشته، در نوشتن قوانین جدید خانواده بدون در نظر گرفتن مقام کنونی زنان، بعد از انقلاب دنبال شد .

مهم‌ترین دستاورد قانون حمایت از خانواده مصوب سال ۱۳۴۶ برای زنان، تبدیل طلاق از یک امر خصوصی به یک موضوع حقوقی بود. تا قب




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان