صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      مشق هفته....  
 

آنکه او امروز در بند شماست، در غم فردای فرزند شماست / آزاده دواچی

28 مهر 1389

مدرسه فمینیستی: حدود یک ماه از اعتصاب غذای نسرین ستوده می گذرد. در طول این مدت، شخصیت های مختلف فرهنگی، حقوقی، سیاسی ، اجتماعی، فعالان حقوق زنان، و موکلان وی با انتشار بیانیه ها و مصاحبه ها و گزارش های متعدد، ادامه ی بازداشت این وکیل متعهد و حق خواه را محکوم کرده اند و خواستار آزادی هر چه سریعتر او شده اند . بیشتر از یک ماه است که فرزندان خردسال نسرین (مهراوه و نیما) چشم به راه بازگشت مادرشان نشسته اند، بهانه می گیرند و دیوارها، اشیاء و هر کنارگوشه ی خانه شان، جای خالی مادر را به آنها یادآوری می کند .

بیشتر از یک ماه است که شریک زندگی نسرین ـ رضا خندان ـ در تلاش است تا از طریق تلفن، دقایقی ـ آره، دقایقی که اتفاقاَ با یک چشم بر هم زدن سپری می شود ـ با همسرش صحبت کند. بیشتر از یک ماه است که خبرهای متفاوت از وضعیت نسرین می شنویم : خبر شنیدن فریادهای شبانه اش را، خبر اعتصاب غذایش را، صدای تن نحیف او که حتی نگذاشته اند مکالمه اش به یک دقیقه، طول بکشد... همه ی این اتفاقات را به ناگزیر باید شنید، و سپس نوشت و پرسید که این اتفاقات برای چه کسی افتاده است . آیا نسرین مجرم است ؟ جرم او چیست ؟ چگونه است که یک وکیل ، هم وکیل است و هم موکل ؟ چگونه است که یک مادر نمی تواند فرزندان خردسالش را در این یک ماه حتی برای یک بار هم ملاقات کند . آیا فرزندان او معنای حصر و حصار و اعتصاب را می فهمند؟ آیا به دایره ی لغات آنها در کنار واژه مادر، واژه زندان و اعتصاب و اعتراض هم اضافه شده است ؟ چه قدر زود وارد دنیای واژه های خشن و عبوس بزرگترها شده اند. آیا مگر مهراوه و نیما بیشتر از کودکان خردسالی هستند که دلشان برای لالایی های مادرشان تنگ شده است ؟ آیا همسر نسرین توانسته برای فرزندان خردسالش توضیح بدهد که مادرشان واقعا کجاست و در چه شرایطی قرار دارد که حتی نمی توانند صدای او را بشنوند ؟

از همه ی اینها گذشته هنوز مشخص نیست که جرم نسرین حقیقتاَ چیست که خانواده اش باید نزدیک به یک ماه در بی خبری مطلق از او به سر برند و حتی او نتواند به اندازه ی چند دقیقه با خانواده اش صحبت کند . چرا تعاریف در کشور ما و در نظام قضایی ما معانی شان را از دست داده اند؟ چرا دیگر نمی توان به هیچ تعریفی اعتماد کرد. چرا حوزه های مختلف سیاست و وکالت و عدالت با هم قاطی شده اند؟ چرا وکلا نیز همانجایی می روند که موکلان شان رفته اند ؟
اگر نسرین ستوده وکیل است پس چرا هم اکنون در زندان کنار موکلانش است؟ اگر موکل است پس چرا نمی تواند با وکیل اش ملاقات کند ؟ اگر بی گناه است چرا آزادش نمی کنند؟ اگر گناهکار هست چرا متناسب با جرمش با او برخورد نمی شود و در سلول انفرادی نگه اش داشته اند و اجازه هیچ تماسی با خانواده اش را به او نمی دهند؟... می بینیم که همه ی تعاریف جای خودشان را از دست داده اند. در کجای دنیا سراغ دارید که با متهمان جنبش زنان این گونه برخورد شود که بدون محاکمه و بدون داشتن مدرک مستدل، فرزندان اش یک ماه از مادرشان در بی خبری مطلق باشند و حتی نتوانسته اند برای چند دقیقه هم که شده صدای او رابشنود .

نسرین ستوده تنها یک وکیل مسئول و متعهد به کار وکالت اش بوده که سالهای سال با تلاش خستگی ناپذیر خود به دفاع از موکلین اش پرداخته است . هیچ کس، هیچ گاه، و در هیچ کجای دنیا تصور نمی کرد که روزی یک وکیل متعهد و سر




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    لوگوی هفتگی ها    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان