صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      بخش های پیشین سایت....     مهمان مدرسه....  
 

توانمندی زنان یا بازی با حاصل جمع صفر/هاله ميرميري

1 آبان 1389

فرهیختگان : واژه قدرت از آن دست واژه‌هايي است كه در ذات خود پروبلماتيك است؛ چه آنهايي كه به نحوي از انحا داراي آن هستند و چه آنهايي كه در طلب به دست آوردنش تمام هم خود را به كار مي‌گيرند، با مصائبي روبه‌رو خواهند بود. ساختارهاي نابرابر جامعه عموما مناسباتي برقرار مي‌سازد تا در آن قدرتمندان، آنهايي كه از موهبت داشتن قدرت و منزلت بهره‌مندند، هماره منصب و آنچه دارايند را حفظ كنند(و گاهي براي از دست ندادن آن ابزار را قرباني هدف سازند)، و بي‌قدرتان به اندك فرصت و امكاني كه دارايند خشنود و راضي باشند. هرچند كه تصور دستي قدرتمند كه به مثابه راهبر اين نظام بيرون از ساختارهاي انضمامي جامعه ايستاده ناصواب است، اما مناسبات اجتماعي دروني هر جامعه‌اي براي وفادار ماندن به اصل كاركردي خود، اين دوتايي را حفظ خواهد كرد.

در عين حال، ساختار قدرت، همواره باوجود آنكه مايل به ثبات و گوشه‌نشيني است، نيازمند حذف گزينه‌ها و روابطي است كه امكان جايگزيني براي آنها وجود دارد و تهديدي براي تماميت نه‌چندان يكپارچه‌اش محسوب مي‌شوند. به موازات آن، ابژه‌هاي قدرت، (آناني كه قدرت در مورد آنها اعمال مي‌شود) نيز در صورت آگاه شدن از نابرابري وضع موجود، در برابر اين ساختارهاي نابرابر خواهند ايستاد و به مقاومت در قبال آنچه بر آنان روا مي‌رود، خواهند پرداخت.

از اين روي، كشمكش و نزاع اين دو هستي اجتماعي دائمي و بي‌انتها خواهد بود. پديده قدرت چه به سياق وبري،(1) در جامعه‌شناسي كلاسيك تعريف شود و چه به طريقه لوكسي،(2) راديكال باشد، در برخي ويژگي‌ها يكسان است؛ ازجمله كشيدن خط مرزي ميان خود و ديگري، (داشتن قلمرو)، وضع قوانين براي اين محدوده فرضي و اعمال اين قوانين بر سوژگان (اين سومي عموما به كنترل و نظارت مشهور است) به صورت منطقي نيز نمي‌توان قدرت داشت و از اين سه گزينه بي‌بهره بود. در نتيجه بهره‌مندي از همين موارد است كه داشتن قدرت هماره چالش‌زاست. چرا كه بحث بر سر منافع فربه و سعادت عده‌اي و بي‌نصيب ماندن عده ديگر است. اين روزها، در انتشار برخي از كتب به نكته‌اي قابل اشاره برخورد مي‌كنيم؛ و آن برگردان واژه «empowerment» به معناي توانمندي در برابر واژه «power» به معناي قدرت است. كتاب « توانمندي زنان، نقدي بر رويكردهاي رايج توسعه» يكي از اين كتاب‌هاي يادشده است كه در آن علي‌رغم آنكه بنا است مساله قدرت براي زنان بررسي شود، به شرايط و امكانات موجود براي توانمندشدن آنان پرداخته مي‌شود. گروه نويسندگان در اين كتاب، ازجمله «نايلا كبير، فريدا شهيد، ويويان وي و ديگران» با مقاله‌هاي متمايز خود سعي بر آن دارند تا در خلال نوشتارهاي خود، به مقوله قدرت‌يابي زنان بپردازند و مشكلات و موانع موجود بر سرراه آنان را بررسند. فارغ از آنكه، مساله آنان (شايد به صورت ناخودآگاهانه) تبديل به مساله توانمندي زنان يا توانمند ساختن آنها بدل مي‌شود. برخي از نويسندگان اين كتاب سعي دارند كه اركان اصلي قدرتمندي رايج را برشمارند و آنگاه به صورت سلبي بگويند زنان درصدد داشتن چنين قدرت‌هايي (كه عموما مردانه تلقي مي‌شود) نيستند. (ازجمله مقاله جنسيت و توانمندي)

در اينجا سوالاتي اذهان را به خود معطوف مي‌كند؛ آيا اساسا داشتن قدرت در ذات خود، ارزنده هست يا خير؟ كدام‌يك از اشكال قدرت مدنظر است؟




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    5 شهریور: سالگرد اعلان عمومی کمپین یک میلیون امضاء    8 مارس : روز جهانی زن    22 خرداد : روز همبستگی زنان ایران    ائتلاف علیه لایحه حمایت از خانواده    دانشگاه و زنان    دردسر جنسیت    زنان زندانی    مهمان مدرسه    همگرایی جنبش زنان در انتخابات    چالش ما(ه)    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان