صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

برای مجله «زنان» که «مردان» اش را به سخن گفتن درباره «زنان» واداشت

نوشین احمدی خراسانی-15 بهمن 1386

پس از شانزده سال فعالیت نفس گیر و پراشتیاق، مجله «زنان» توقیف شد. این نشریه که به قولی اولین پایگاه کاغذی بخشی از جنبش زنان و آخرین پایگاه کاغذی باقی مانده در این جنبش بود، نمادی از فعالیت منطقی، غیررادیکال و رفتاری بخردانه همراه با شناخت از شرایط هر دم متحول موجود به حساب می آمد. هم از این روست که توقیف نامنتظر آن، در میان اکثر فعالان جنبش زنان تکانه ای از بهت و حیرانی ایجاد کرد و این پرسش را مطرح ساخت که: «چرا مجله زنان؟».

پاره ای محافل سیاسی اذعان می کنند که توقیف نشریه زنان بی ارتباط با فضای بغرنج «انتخابات مجلس هشتم» نیست زیرا بستن هر روزنه ای که مستقیم یا غیرمستقیم ممکن است بتواند تریبونی باشد برای مخالفت با نتیجه ای که قرار است از صندوق رای بیرون آید ، با همین سرنوشت مواجه می شود. برخی نیز بستن مجله زنان را به «درگیری های جناحی» نسبت می دهند و برخی دیگر نیز مدعی هستند انتشار «زنان»، نشانه «آغاز دورانی بود که از بعد از جنگ واقعی ایران و عراق» آغاز شد و با شروع «جنگ روانی» کنونی، پایان یافته است. یعنی نشریه «زنان» در بین دو «جنگ»، ظهور و بروز یافته بود و اکنون آن دوران بسر آمده است. و بالاخره گروهی نیز مانند همیشه به دنبال «دلیل واقعی»!! یعنی «عنصر نامطلوب» در مجموعه ای که به سرکوب و توقیف محکوم می شود می گردند و به دنبال آن هستند که غیرتمندانه «کشف کنند»، «کدام حرف و حدیث رادیکال و نامربوطی» از سوی مجله توقیف شده سر زده است!! البته این «قصه قدیمی» گویا سردراز دارد و گریبان همه ما را گرفته و در آینده نیز خواهد گرفت. چون ما «زنیم» و به این حجت است که لباس و چکمه مان، جسم مان، حتا فعالیت ها و نشریه هایمان، «عامل گناه» اند و برانگیزاننده آنچه بر سرمان می آید!!

تاکنون هر حرکت و فعالیت جدی و موثر که در بخش های مختلف جنبش زنان انجام گرفته به نوعی سایه اتهام و یا شبهه رادیکالی بر سر خود داشته است و تیغ انتقاد را از «سرکوبگران» به سوی «سرکوب شدگان» برگردانده است. از سال ها پیش به یاد می آورم که وقتی برای آزادی مهرانگیز کار و شهلا لاهیجی که در پی شرکت در کنفرانس برلین بازداشت شده بودند امضاء جمع می کردیم، اتفاقا همین بحث وجود داشت که «آنان تند رفته اند» و متاسفانه با همین واکنش های غیرمنصفانه، آن برگه حمایتی هیچگاه نتوانست به موقع به کمک آن دو یار جنبش زنان بشتابد. از همان زمان ها بود که به تدریج به چنین واکنش هایی عادت کردیم و حالا شاید راحت تر می توانیم بفهمیم که چگونه و با چه سازوکاری در جامعه ما می توان جای «تقصیرپیشگان» و «قربانیان» را به طرفه العینی جا به جا کرد و با وجدان آسوده از زیر بار حمایت از کسانی که «سرکوب می شوند» شانه خالی کرد، چه اگر چنین نبود ما در جنبش زنان از پی 100 سال کوشش و تلاش، می توانستیم حداقل چندرغاز حقوق پیش پا افتاده مان را بگیریم و اینگونه شرمنده نسل دختران جوان امروز نباشیم که برای حق حضانت و طلاق و انتقاد به تعدد زوجات و چندهمسری زندانبان شان، به حبس محکوم می شوند. به هر روی، این سنت کوبیدن بر سر کسی که «سرکوب شده»، ارثیه جامعه ماست که گویا باید با آن بسازیم و بسوزیم و دم نزنیم!

قضیه توقیف و انسداد مجاری فعالیت زنان، قضیه ای سرراست و روشن است زیرا به مجرد گسترش و اعتلای فعالیت های حق خواهانه زنان و عمومی شدن مطالبات




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان