صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

جنسیت الگویی برای نظم بخشیدن به آگاهی

جودیت لاربر / ترجمه نریمان رحیمی-12 آبان 1389

مدرسه فمینیستی: مطلب حاضر، ترجمه بخشی از کتاب جودیت لاربر (Judith Lorber) است به نام "تناقضات جنسیت" (Paradoxes of Gender) از انتشارات دانشگاه ییل (1994). بخش نخست این مطلب پیشتر با نام «تناقضات جنسیت یا رفاه کافی برای خرید یک همسر» توسط آقای نریمان رحیمی ([email protected]) ترجمه و در سایت مدرسه فمینیستی منتشر شده و در ادامه بخش دوم آن را می خوانید:

برای افراد، جنسیت یعنی مطابقت و این همانی

با اینکه ترکیبات ممکن مواردی مانند آلت تناسلی، شکل و فرم بدن، نحوه ی لباس پوشیدن، طرز رفتار، گرایش جنسی و نقش های متفاوت می توانستند تفاوت های بیشماری را در انسان ها موجب شوند، با این حال نهاد اجتماعی جنسیت، تنها به تولید و استحکام تعداد محدودی از موقعیت های جنسیتی وابسته است و افراد متعلق به این موقعیت های محدود را شبیه هم می سازد. افراد انسانی با این یا آن جنس (sex) بدنیا می آیند ولی نه با یک جنسیت مشخص. مردانه (masculine) یا زنانه (feminine) بودن پس از تولد به آنها آموخته می شود. همانطور که سیمون دوبووار می گوید: "یک نفر، زن بدنیا نمی آید بلکه زن می شود...؛ این تمدن در تمامیت اش است که این موجود را خلق می کند... موجودی که زنانه (feminine) توصیف می شود".

بسیاری از فرهنگ ها در برساختن جنسیت برای فرزندان شان از حد طرز پوشش و شیوه ی رفتار فراتر می روند. این فرهنگ ها، نقش جنسیت را در تن انسان ها حک می کنند. در جامعه ی سنتی چین، مادران پاهای دختران شان را با چوبهای ده سانتی می بستند تا جذابیت جنسیتی آنها را بیشتر کنند. پدران یهودی، نوزادان پسر را ختنه می کنند تا تعهد آنها را به آفریدگار نشان بدهند. زنان در جوامع آفریقایی دختران نوجوان را ختنه می کنند، آلت تناسلی شان را تغییر می دهند و لب های شان را بطور مصنوعی بزرگ می کنند تا باکرگی شان را حفظ کرده و با این جاذبه ها موجبات ازدواج شان را فراهم بیاورند. در جوامع غربی، زنان برای رسیدن به ایده آل های زیبایی زنانه اندازه ی پستان های شان را با سیلیکون بزرگ می کنند و صورت شان را با جراحی پلاستیک تغییر می دهند.
هانا پاپانک (Hanna Papanek) خاطرنشان می کند که این تغییرات روی تن زنان، احساس برتری یا حقارت را در افراد بالغی که این اعمال را انجام می دهند و همچنین بر روی کودکانی که این اعمال روی آنها انجام می شود، تقویت می کنند: آلت تناسلی پدران و پسران یهودی نشانه های جسمی و روحی هستند برای سلطه ی مشترک دینی و خانوادگی آنها. آلت تناسلی مادران آفریقایی و دختران شان نشانه های جسمی و روحی هستند برای فرودستی مشترک آنها.

ساندرا برن (Sandra Bern) استدلال می کند که از آنجا که جنسیت یک "الگو"ی قدرتمند برای نظم بخشی آگاهی است، برای همین باید با آن به یک مبارزه ی دائمی و فعال پرداخت تا کودک، محدود به رفتارها و نگرشهای جنسیتی نگردد. در سال 1972 "مجله زن" رویای لوئیز گلد را درباره ی تربیت کودکان بدور از قالب های جنسیتی منتشر کرد. این آزمایش پیشنهاد می کند که بدن و آناتومی کودک را از پیش چشمان همه بجز پدر و مادر او پنهان کنیم و با او، نه بصورت پسر و نه بصورت دختر رفتار کنیم. کودک، که اسم اش را ایکس می گذاریم اجازه دارد که همه ی اعمال و رفتار دختران و پسران دیگر را انجام دهد. این آزمایش بقدری موفقیت آمیز است که همه ی همکلاسی های ایکس می خواهند مانند او رفتار کنند




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان