صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      بخش های پیشین سایت....     مهمان مدرسه....  
 

«رهبران» به گاندی نیازمندترند * / یوحنا نجدی

20 آبان 1389

بامداد خبر: زندگی و سلوک موهانداس کارمچاند گاندی علیرغم سادگی اما از چنان ظرافت هایی برخوردار است که امروزه شصت و دو سال بعد از ترور «مهاتما: روح بزرگ»، همچنان می توان جذابیت ها و لایه های کشف ناشده ای را در آن جستجو کرد که شگفتا اینک نیز بسیاری از ملت ها و تمدن های کنونی در حسرت کاریزمایی همچون گاندی هستند. اگرچه مفاهیم متعددی را می توان در زندگی و رفتار سیاسی گاندی برجسته ساخت اما از هر دریچه ای که بنگریم پایتخت فکری گاندی را باید «عدم خشونت» دانست؛ آنچنانکه اکثر جنبش های طرفداران صلح و مخالفان جنگ افروزی در سراسر جهان، گاندی را قبله گاه خود در نظر می گیرند.

قدیس یا رهبر سیاسی؟

اما قبل از هر چیز باید پاسخ مستدل و مشخصی برای این پرسش ارائه کنیم که گاندی براستی یک رهبر سیاسی بود یا یک قدیس؟ عارف بود یا عاشق؟ به باور وی، زندگی یک «مجموعه واحد» متشکل از مفاهیم اخلاقی و چارچوب های معرفتی است و از این رو، عرصه سیاسی و سیاست ورزی نیز در این منظومه اخلاقی قرار می گیرد. بنابراین گاندی نه تنها خود را در قامت یک رهبر سیاسی معرفی نمی کند بلکه از سیاست و کنش سیاسی نیز به مثابه نوعی وسیله برای عینیت بخشیدن به اخلاق مذهبی مورد نظرش استفاده می کند. به بیانی صریح تر، تلقی گاندی از عرصه سیاسی اساسا به دموکراسی و ساز و کارهای دموکراتیک نمی انجامد آنچنانکه نه تنها مفهوم «رقابت» در منظومه فکری وی از جایگاهی برخوردار نیست بلکه به جای آن بر مفهوم «تعاون» و نوعی همکاری متقابل تاکید می کند و تمام عالم و جهانیان را به مثابه خانواده ای واحد در نظر می گیرد. حال آنکه، رقابت عنصر کلیدی حوزه های اقتصادی و سیاسی در نظام های دموکراتیک محسوب می شود. اگر دموکراسی محصول شهرنشینی و مستلزم حداقلی از توسعه اقتصادی است اما گاندی هیچگاه از چنین متغیرهایی سخن به میان نیاورد و برعکس، تمام زندگی و آرمان و تلاش هایش را در جوامع روستایی هندوستان بنا کرد.

گاندی اساسا به دنبال رمز گشایی از مناسبات عرصه سیاسی نیست و استدلال می کند که سیاست، سرشار از متغیرهاست اما وی در پی قوانین تغییرناپذیر و ماندگاری است همچون «قانون عدم خشونت» که به تعبیر گاندی اساسی ترین قانون جوامع انسانی و دارای قدمتی به درازای عمر کوه ها است: «سیاست ها می توانند تغییر کنند و اغلب نیز چنین اند اما عدم خشونت، آئینی تغییرناپذیر است، باید آن را در هنگامه خشونتی که در اطرافتان بیداد می کند، به کار گیرید.» بنابراین گاندی قطعا یک رهبر سیاسی نیست و خودش نیز چنین تلقی از خودش نداشت؛ این مسئله را می توان یکی از بنیادی ترین نقاط مشترک گاندی و عیسی ناصری(ع) دانست به گونه ای که اغلب اندیشمندان دینی و غیردینی نخست به این پرسش می پردازند که آیا مسیح (ع) یک رهبر سیاسی بود و آرمانی سیاسی داشت یا خیر؟ گاندی نه هرگز کتابی نوشت و نه شباهتی به فیلسوفانی همچون کانت و هگل دارد؛ با این همه فراتر از این چارچوب در منظومه دیگری سیر می کند و به همین دلیل بارها تاکید کرد: «پیام من زندگی من است.»
عدم خشونت: هم تاکتیک، هم استراتژی

عدم خشونت یا مبارزه غیرخشونت آمیز هسته مرکزی زندگی و اندیشه گاندی را تشکیل می دهد. لغت «آهیمسا» متشکل از «هیمس» به معنای «میل به کشتن و نابود کردن» و پیشوند منفی کننده «آ»، عملا مفهومی فراتر از معنای لغوی آن




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    5 شهریور: سالگرد اعلان عمومی کمپین یک میلیون امضاء    8 مارس : روز جهانی زن    22 خرداد : روز همبستگی زنان ایران    ائتلاف علیه لایحه حمایت از خانواده    دانشگاه و زنان    دردسر جنسیت    زنان زندانی    مهمان مدرسه    همگرایی جنبش زنان در انتخابات    چالش ما(ه)    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان