صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      بخش های پیشین سایت....     مهمان مدرسه....  
 

نگاهی به داستان های میترا داور / سعید سبزیان م.

18 آبان 1389

رادیو زمانه: داستان‌های مجموعه‌ی «قطار در حال حرکت است» مصداق نوشتار زنانه است. نوشتار زنانه نوعی نوشتار عصیانی است که تن به معیارهای فرهنگ مسلط مردسالار نمی‌دهد، نوعی «گذر» از مرزهایی است که «مردانه»، تحمیلی یا القایی تلقی می‌شوند.

داستان «یلخی بازی کردیم، یلخی باختیم» را از منظر «متقابل‌های دوگانه» و تشکیک در اسطوره‌های مردساخته نسبت به زنان بررسی می‌کنم. با مفهوم متقابل دوگانه می‌خواهم نشان دهم که داستان میترا داور حاکی از «مردانه شدن» جهان‌بینی زنان است. متقابل دوگانه به معنی هر چیز دوگانه‌ی مبتنی بر قیاس است و زبان هم مملو از متقابل‌های دوگانه‌ی پایگانی یا سلسله مراتبی است. من با نگاه واسازی مفهوم متقابل دوگانه را در اینجا به کار می‌برم و نه مفهوم ساختارگرایی‌اش که بر مركزیت یا انتظام دلالت دارد.

در این داستان برتری قیاسی از بین می‌رود و بافت مبتنی بر تقابل برتری‌بینانه فرومی‌ریزد. متقابل‌ها معنا را بسیار ساده نشان می‌دهند و همین بسیاری را در تفسیر متن‌های میترا داور به اشتباه انداخته است به‌طوری که فقط سرکوب زنان را می‌بینند و نه عصیان نویسنده را. منظورم یک گره‌معنایی‌(aporia) است که از شکستن یک تقابل دوگانه‌ی جنسیتی حاصل شده است.

داستان «یلخی بازی کردیم، یلخی باختیم» داستانی است از نگاه مردانه ولی به روایت یک زن. من مثل ژرار ژنت میان «نگرنده‌ی» داستان و «گوینده» یا راوی تفاوت قائل می‌شوم، و در این داستان زن را «نگریسته» می‌بینم و نه بیننده (چنانکه اکثر مفسرین این داستان در جهت عکس این استدلال می‌کنند). این داستان حول دوگانه‌ی مرد عاقل/ زن غریزی شکل گرفته است. زاویه‌ی دید «نمای نزدیک» در این داستان مانع از همذات‌پنداری خواننده با شخصیت‌ها شده است.

نمای نزدیک به این معنا که شما در بطن ماجرا قرار داده می‌شوید و راوی هم فرصتی برای اظهار نظر یا قضاوت ندارد. در نتیجه این توهم ایجاد شده که نگاه عینیت‌گرا به ماجرا دارد. از این‌رو ما در داستان با زنی روبه‌رو هستیم که مثل «بیمار»ها چاق است و تحرکی ندارد و مردی که سالم است و ورزشکار. تمام ماجرا هم با همین دوگانه‌ی منطق و غریزه پیش می‌رود و مرد به زن مدام توصیه می‌کند که کم بخورد تا لاغر شود. یک خط در پایان داستان همه چیز را لو می‌دهد و مشخص می‌شود که نگرنده‌ی این داستان مرد است و نگریسته‌ی داستان زن است. داستان‌گونه‌ی پسینی (یا نمونه‌ی ثانویه‌ای) از پیرنگ وسوسه‌ی حوا به خوردن سیب و باخت بهشت است که در اینجا با پرخوری زن و اسیر غریزه بودن همین بهشت خانوادگی ویران شده است.

این داستان به معنای واقعی کلمه یک «داستان» است که درآن چیزی اتفاق می‌افتد و آن هم مأیوس شدن مرد در پایان داستان است. خط دوم و خط آخر این داستان حاکی از مقصر بودن زن است. اما با بازگشت به آن چیزی که سیکسو می‌گوید بازی‌های فرمی یا معنایی در جهتی نیست که داستان را زنانه کند. بلکه داستانی است از نگاه مرد ولی به قلم یک زن. در اکثر داستان‌های این مجموعه زنان هستند که با ابعاد غیرواقعی (مانند ارواح، و اجنه و موجودات فراطبیعی) باور دارند. از این حیث به سادگی نمی‌توان گفت این داستان صراحتاً در تقابل «غیرمنطقی بودن/منطقی بودن» یا «خرافه‌گرایی/عینیت باوری» زنان و مردان تشکیک صورت گرفته است. داس




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    5 شهریور: سالگرد اعلان عمومی کمپین یک میلیون امضاء    8 مارس : روز جهانی زن    22 خرداد : روز همبستگی زنان ایران    ائتلاف علیه لایحه حمایت از خانواده    دانشگاه و زنان    دردسر جنسیت    زنان زندانی    مهمان مدرسه    همگرایی جنبش زنان در انتخابات    چالش ما(ه)    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان