صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

فمینیسم اسلامی؛ موافقان و منتقدان آن (بخش پایانی)

دکتر والنتین مقدم / ترجمه‌‌‌ی شیرین بهرامی‌‌‌راد-20 آبان 1389

مدرسه فمینیستی: مقاله «فمینیسم اسلامی: موافقن و مخالفان آن» به قلم دکتر «والنتین مقدم» در دو بخش تنظیم شده است که بخش اول آن، پیشتر در سایت مدرسه فمینیستی منتشر شده که آن را می توانید در لینک زیر بخوانید:

http://www.iranianfeministschool.eu/spip.php?article5978

و بخش دوم و پایانی آن نیز هم اکنون پیش روی خوانندگان محترم سایت مدرسه است:

بحث فمینیسم اسلامی در جنبش زنان ایران، شاید ناشي از اضمحلال چپ‌‌هاست (و به احتمال زیاد این روند را تشديد مي‌‌‌كند). جملاتي كه در ابتداي بخش نخست این مقاله از يك فمینیست‌ آمریکای لاتین نقل شده، می‌‌‌تواند به‌‌‌‌خوبی بحران کنونی چپ‌‌‌ ایران و شرایط تبعید را بیان کند. با اين حال، این بحث را مي‌‌‌توان در پس‌‌‌زمينه‌‌‌ي سه واقعیت سیاسی یا بحث‌‌‌هایي گسترده‌‌‌تر و در برخی موارد هم‌‌‌پوشان، بهتر فهمید: نخست بنیادگرایی اسلامی (ریشه‌‌‌ها، دینامیک جنسیتی‌ و تضادهایش)، دوم جمهوری اسلامی ایران (رژیم جنسیتی و تحولات سیاسی‌‌‌اش) و سوم مفهوم فمینیسم (و طبیعت جنبش‌‌‌های زنان در سرتاسر دنیا).

بنیادگرایی، جمهوری اسلامی و فمینیسم

در دهه‌‌ی شصت و هفتاد خورشیدی، اغلب کسانی که با پدیده‌‌ی بغرنج بنیادگرایی اسلامی کلنجار می‌‌رفتند زنان دانشگاهی خاورمیانه‌‌اي (همچون خود من) بودند که در آمریکای شمالی و اروپا دست به قلم داشتند. رويكردهاي ما متأثر از سیاست‌‌ها و آموزش‌‌های حرفه‌‌اي‌مان بود. ما مسئله‌ي بنیادگرایی اسلامی را از زاويه‌‌ي سياست (خواه مارکسیستی، سوسیالیستي، فمینیستي و یا لیبرال) بررسي مي‌‌كرديم اما به دنبال فاصله‌‌گرفتن از رويكردهاي اروپا‌محور و شرق‌‌شناسانه نیز بودیم. بنابراین بسیار مهم بود که نادرستی تهمت‌‌هاي شرق‌‌شناسانه را مبني بر اين که بنیادگرایی اسلامی بيان اجتناب‌‌ناپذير سیاسی دنیای اسلام است ثابت کنیم و مخالفت خود را با استدلال‌‌هاي نسبی‌‌گرایان فرهنگی نشان دهيم كه خرده‌‌گرفتن بر رفتارهاي جنسیتی در فرهنگ‌‌های غیرغربی را نادرست مي‌‌دانستند و تحميل ارزش‌‌های غربی به شمار مي‌‌آوردند.

در همين حال، بسياري از ما كه در حيطه‌‌‌ي علوم اجتماعی كار مي‌‌كرديم ابزارهاي رشته‌‌‌ی خود را برای تحلیل روابط، سازمان‌‌ها و فرايندهاي جوامع مسلمان به كار مي‌‌برديم. برای مثال، روش‌‌های تاریخی و تطبيقي، تشابهاتی را بین بنیادگرایی اسلامی خاورمیانه در پایان قرن بيستم و بنیادگرایی پروتستان آمریکایی در ابتدای همين قرن نشان داد. هر دو جنبش در شرایط تقابل مدرنیته و مدرنیسم که شامل حركت به سوي سکولاريسم و تغییر ساختار خانواده می‌‌شد، اتفاق افتاد؛ با این تفاوت که بنیادگرایی اسلامی در پس‌زمينه‌‌ي سیاست‌های منطقه‌‌‌ای خاورمیانه و رکود اقتصادی بین‌‌المللی و رشد بي‌‌عدالتي‌‌ها رخ داد. دانشمندان هم‌‌‌چنین به تفاوت‌ ميان جنبش‌‌‌های مختلف اسلامی (برای مثال در ایران، افغانستان، ترکیه و الجزایر) و هم‌‌‌چنين تحولات اسلام سیاسی علاقمند بودند. در اواخر دهه‌‌ی هفتاد اعتقاد عام بر اين بود که موج جنبش‌‌های اسلام سیاسی که خاورمیانه و آفریقای شمالی را فراگرفته بود فروکش کرده، اگرچه تبعات بنیادگرایی اسلامی هنوز به طور کامل




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان