صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      بخش های پیشین سایت....     مهمان مدرسه....  
 

قتل های ناموسی اوج خشونت غیرانسانی علیه زنان / وحید بدیعی

4 آذر 1389

اخبار روز: یکی از مشکلات بزرگ اجتماعی در ایران قتل های ناموسی است که متاسفانه با خرافه گرائی ومردسالاری مطلق نظام حاکم در ایران به یک معضل شرم آور تبدیل شده است، این مسئله ریشه در بنیاد گرائی دارد کم سوادی وبی فرهنگی بخش عظیمی از مردان وتاثیرات ناهنجار خرافات و سلطه مردان بر زنان با قوت بخشیدن براین باور که مردان به هر قیمت مدافع ناموس خانواده هستند فضائی رعب انگیز در ایران بوجود آمده است. قتل ها ی ناموسی در ایران رقم وحشتناک وغیرقابل باور ۵۰% از مجموع قتل های زنان در ایران را بخود اختصاص داده است (برگرفته شده از سایت حقوقدانان). متاسفانه با آینکه این مساله در بین مسلمانان شدت بیشتری دارد در سایر مذاهب رایج وطنمان نیز دیده شده است. واژه غیرت و فرق غیرتی بودن وبی غیرت بودن را از کودکی در ذهن ما جا داده اند و به همین سبب هم هست که تضادهای اجتماعی در محافل روشنفکرانه نیز به چشم می خورد. من با این فرهنگ قرون وسطائی از سنین کودکی آشنا شده ام زمانی که ٨ یا ۹ سال داشتم و به خاطر ماموریت اداری پدر، در شهر کوچک قصرشیرین (از توابع کرمانشاه) زندگی میکردم برای نخستین بار با پوست وگوشت واستخوان این فاجعه را لمس کردم، در همسایگی ما خانواده ای زندگی میکرد که دختری زیبارو بنام کبری و پسری بزرگتر بنام یدالله داشت که او را یدی صدا میکردند. کبری را که همکلاس وهمبازی خواهرم بود بارها در خانه مان دیده بودم اورا دیده بودم که عاشقانه گلهای شب بوی حیات ما را میچید و با ظرافت و زیبائی درلابلای دفتر خاطراتش جا میداد. کبری ۱۷ ساله بود و از زیبائی خاص دختران کرد بهره فراوانی برده بود. در یکروز غم انگیز پائیزی این شایعه که کبرای و معلم جوان از تهران آمده را در ساحل رودخانه خروشان الوند با هم دیده اند دهان بدهان و خانه بخانه گشت. پچ و پچ های زنانه خبر از یک فاجعه میداد، همه منتظر عکس العمل برادر غیرتی کبرا بودند. همان شب پدرم با لبان لرزان برای مادر تعریف کرد که یدی ابتدا چشمهای کبری را از کاسه در آورده و سپس سینه اش را دریده است! یدی را به زندان بردند ولی بچه های کوچه از او بعنوان یک قهرمان یاد میکردند و من در باور کودکانه ام هر روز به این ماجرا میاندیشیدم و آرزو میکردم ایکاش آنقدر بزرگ و قوی می بودم که با یدی در می افتادم و کبری را نجات میدادم.

جرم کبری تنها حرف زدن در خلوت با معلم جوانش بود همین! یدی یکسالی در زندان بود و بعد آزاد شد. کوچه را برایش آزین کردند، جلوی پایش گوسفند کشتند و غیرتش را ستودند اما هیچ کس نپرسید که کبرای بی نوا چرا آنچنان وحشیانه کشته شد. و کجای یک مکالمه ساده ولو عاشقانه نشانه هرزگی آن دختر معصوم بود؟ در چنین فضائی پسر بچه های ایرانی رشد میکنند و شاید که در رویایشان بدنبال لحظاتی میگردند که بتوانند با نشان دادن غیرتشان قهرمان خانواده و محله شان باشند .

در اوائل انقلاب در اوج ماجرای گروگانگیری من از طرف روزنامه اطلاعات مسول تعقیب خبری بودم که برای دومین بار من را از نزدیک با فاجعه قتل های ناموسی آشنا کرد. خبر این بود که مرد جوانی با مراجعه به پلیس اعتراف کرده بود که خواهرش آماز را حلقه آویز کرده است تا آبروی خانوده را حفظ نماید! زیرا او که دانشجوئی ۲٣ ساله بوده در ارتباط نامشروع با یکی از گروگان های آمریکائی (مایکل مولر تفنگدار ۲٨ ساله نیروی دریائی آ




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    5 شهریور: سالگرد اعلان عمومی کمپین یک میلیون امضاء    8 مارس : روز جهانی زن    22 خرداد : روز همبستگی زنان ایران    ائتلاف علیه لایحه حمایت از خانواده    دانشگاه و زنان    دردسر جنسیت    زنان زندانی    مهمان مدرسه    همگرایی جنبش زنان در انتخابات    چالش ما(ه)    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان