صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      بخش های پیشین سایت....     مهمان مدرسه....  
 

گفتگو با فرزین وحدت: از مدرنیسم تا پسامدرنیسم (روشنفکران دهه ۴۰ و ۵۰ ایران)/ پانته آ بهرامی

5 دی 1389

رادیو زمانه: چالش بین سنت و مدرنیته در میان کوران تضادهای مختلفی که در کشورهای جهان سوم وجود دارد، یکی از اساسی‌ترین چالش‌هاست. ایران نیز از این درگیری مستثنی نیست. دکتر فرزین وحدت، جامعه‌شناسی است که تخصصش درباره‌ی مفاهیم و شرایط مدرنیته و کاربرد آنها در ایران، اسلام و خاورمیانه است.

او در یک گفت‌وگوی کوتاه به ویژگی‌های جامعه‌ی مدرن، مشخصه‌های پسامدرن و نقش روشنفکران دهه‌ی ۴۰ و ۵۰ در چالش‌های اجتماعی ایران پرداخته است.

این جامعه‌شناس، یکی از پایه‌های دنیای مدرن را به اندیشه‌های روشنگری آلمانی نسبت می‌دهد؛ آن‌جایی که انسان‌ها از انفعال درمی‌آیند و به کنشگری و فاعلیت می‌رسند و بر این مبنا ساختارهای بعدی دنیای مدرن مثل دموکراسی پدید می‌آید. این روند نیاز به انسان‌های کنشگر دارد، اما وجوه دیگری نیز دارد. این انسان کنشگر در ادامه‌ی زندگی مدرن خود به تخریب طبیعت هم می‌پردازد.

او معتقد است که قدرت معطوف به «کسی» و «چیزی» است. قدرت «انتزاعی» و در «خلا» نیست. می‌توان گفت مدرنیته دو روی دارد. یک طرف آن آزادی و دموکراسی، و طرف دیگر آن انقیاد، قدرت و استثمار دیگران است.

این بخش‌ها جنبه‌ی تاریک و سلطه‌گرای دنیای مدرن را تشکیل می‌دهد. در حقیقت پست‌مدرنیسم شورش علیه بخش تاریک دنیای مدرن است.

فرزین وحدت ادامه می‌دهد: «من فکر می‌کنم انگیزه‌ی اصلی پست‌مدرنیست‌ها این بوده که از این مسئله‌ی سلطه‌گری دنیای مدرن انتقاد کنند، ولی از این نظر ریشه‌های پست مدرن در تفکرات فلاسفه‌ای مثل نیچه و هایدگر است...

در واقع آنها هم این مسئله‌ی محوری بودن عقل در مدرنیسم را زیر سئوال برده‌اند.

البته نیچه عقل را زیر سئوال برد، ولی هایدگر اصلاً انسان- محوری را زیر سئوال برد. کسی مثل هایدگر اصولا این‌که انسان‌ها بر طبیعت فائق هستند و بر طبیعت سلطه دارند را به صورت خیلی رادیکال زیر سئوال برد و از این نظر هایدگر را می‌شود به عنوان پدر پست‌مدرنیسم دانست، ولی خودش را نمی‌شود دقیقاً پست‌مدرن حساب کرد. به‌خاطر این که وقتی شما به کنه قضیه نگاه می‌کنید، می‌بینید که آن انسان جدید با قدرت را می‌خواهند چندپاره و متلاشی کنند. این جنبه‌های مثبتی دارد، اگر به عنوان یک انتقاد از جنبه‌ی سلطه‌گرایی مدرنیته به آن نگاه کنیم.

از یک نظر دیگر به‌خصوص برای کشورهای مثل ما که در حال به وجود آمدن این انسان استوار و با قدرت هستند، این خیلی به نظر من می‌تواند مهلک باشد. به خاطر این که ما هنوز آن بن‌مایه و اساس دنیای مدرن را، که انسان مقتدر و استوار است، به وجود نیاورده‌ایم. اگر بخواهیم آن انسان را متلاشی و چندپاره کنیم، باعث مصائب بسیاری خواهد شد. برای این که همان‌طور که گفتم اساس دموکراسی بر این است که انسان‌ها به قدرت رسیده باشند و اراده‌ی مستقل داشته باشند و اگر شما این انسان را بخواهید متلاشی کنید، این مبنای دموکراسی و مبنای تکنولوژی جدید و مبنای دنیای مدرن را از بین برده‌اید. کاربرد این مسئله‌ی پست مدرنیسم به نظر من بیشتر برای دنیای غرب است که از این مراحل رد شده است.

پس اگر بخواهیم شاخص‌های پست مدرن را بشماریم، در واقع یکی از آنها به زیر سئوال بردن انسان قدرتمند و به زیر سئوال بردن عقل به صورت یکپارچه است.

بله؛ ع




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    5 شهریور: سالگرد اعلان عمومی کمپین یک میلیون امضاء    8 مارس : روز جهانی زن    22 خرداد : روز همبستگی زنان ایران    ائتلاف علیه لایحه حمایت از خانواده    دانشگاه و زنان    دردسر جنسیت    زنان زندانی    مهمان مدرسه    همگرایی جنبش زنان در انتخابات    چالش ما(ه)    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان