صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

زنان خاورمیانه: پیشروی و پس زنی

پروفسور نیکی. ر . کدی* / ترجمه: نیایش طلایی و صبا پرهام-26 دی 1389

مدرسه فمینیستی: در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم میلادی بود که گروه های زنان درگیر سیاست ها و تحولات مدرن خاورمیانه و آفریقای شمالی شدند و اولین درگیری شان هم ابتدا به واسطه ظهور و فعالیت سازمان ها و جنبش های ملی گرایانه ای که به طور مجزا دارای واحد زنان بودند، پدید آمد. اولین حرکت های سیاسی منطقه که زنان در آنها درگیر شدند، شامل واقعه تحریم تنباکوی ایران بر علیه انگلستان در سال 92 ـ 1891، همچنین تاسیس قانون اساسی و پارلمان ایران در انقلاب مشروطیت آن کشور (11 ـ 1906)، جنبش ملی گرای مصر در سال 1919 و مقاومت موفقیت آمیز ترکیه در مقابل تجزیه کشور بعد از جنگ جهانی اول می شد.

در ابتدای قرن بیستم، گروه های زنان با جدیت برای پیشبرد جایگاه زنان در جامعه تلاش گسترده ای را آغاز کردند که این تلاش های اولیه و بسیاری از کوشش های بعدی، مشخصاً بر موضوعاتی چون تحصیل و آموزش، رفاه اجتماعی، بهداشت، و آموزش شغلی زنان تاکید فراوان داشتند. این اهداف، با آنکه در حقیقت اجتماعی به حساب می آیند اما به زعم آنها سیاسی محسوب می شدند، چرا که آنها در واقع به حوزه ای که سابق بر آن تنها تحت کنترل علمای اسلام (رهبران مذهبی) قرار داشتند یا توسط بزرگان محلی کنترل می شد، نظر داشتند و در مقابل، محافظه کاران به همراه برخی از علمای دینی، غالبا با فعالیت سیاسی زنان و تحصیل دختران خارج از خانه مخالفت می کردند و چنین مقاومتی در برخی اوقات به منازعات و چالش های بسیار تند و تیز می انجامید (با این توضیح که مخالفت های آنها با استخدام زنان و تحصیل دختران، شباهتی با تندروهایی شبیه آنچه که در عصر کنونی در افغانستان با نام طالبان می شناسیم نداشتند).

گروه های زنان، بعد از جنگ جهانی اول، توانستند طعم رشد و توسعه در چندین کشور منطقه ــ از جمله مشهورترین‌شان، مصر، ترکیه و ایران ــ را بچشند که برخی از این گروه ها البته رابطه ای نزدیک با احزاب سیاسی ای چون کمونیسم، سوسیالیسم و احزاب ملی گرا داشتند. اما با همه این تفاسیر، در سال های 1930، دو تن از روسای کشورهای منطقه، هم رئیس جمهور ترکیه، مصطفی کمال آتاترک، و هم رضا شاه پهلوی در ایران، به شیوه های متفاوتی، به استقلال سازمان های زنان خاتمه دادند و همه را تحت کنترل مرکزی [دولتی] در آورند. به این ترتیب که در دهه های اخیر، با وجود آنکه سازمان های غیر دولتی اغلب برخوردار از میزان متفاوتی خودمختاری هستند، اما به واقع با انحلال گروه های زنان ناسازگار، کم و بیش کنترل مرکزی سازمانی به صورت الگوی شماری از کشورهای خاورمیانه در آمده است.

عمل گرایان و اسلام گرایان

دگرگونی های ذکر شده در روش عملگرایانه زنان، مقارن بود با تغییرات سیاسی بزرگتری که در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا رخ دادند. در دهه های اولیه، ایدئولوژی غالب، ملی گرایی بود و کمونیسم و سوسیالیزم نیز مهم و تاثیرگذار به حساب می آمدند. اما در دهه های اخیر ، بالاخص از دهه هفتاد قرن بیستم به بعد، ظهور و رشد جنبش های اسلام گرایی که بسیاری از آن ها مخالف با برابری زنان با مردان بودند، به چشم می خورد.

رشد اسلام گرایی به واقع تا اندازه ای، واکنشی در قبال سیاست های شکست خورده ملی گرایی و سوسیالیزم در غرب (به خصوص در رابطه با کشور اسرائیل) بود. همچنین این مسئله کم و بیش مرتبط با افزایش نفوذ عربستان س




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان