صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

ستاره فرمانفرماییان: رفرمیستی بی ادعا و انسان دوست

فاطمه فرهنگ خواه-4 بهمن 1389

مدرسه فمینیستی: برای مصاحبه وارد دفتر کارش شدم. زنی میانسال با موهای جوگندمی، لاغراندام، صورت و بینی ای کشیده و نگاهی تاثیرگذار و مصمم در برابرم قرار داشت. به صندلی ای که نزدیکش بود اشاره کرد تا بنشینم. در حین بررسی پرونده ام چند سئوال معمول پرسید و خداحافظ. پرسیدم قبولم؟ گفت: اسامی را بعدا اعلام می کنیم. با نگرانی از دفترش خارج شدم، آیا پذیرفته خواهم شد؟

وی خانم ستاره فرمانفرئیان رئیس مدرسه عالی خدمات اجتماعی بود که بعدها به دانشکده خدمات اجتماعی تبدیل شد. کسی که بنیان علمی خدمات اجتماعی را در ایران گذاشت. به جای ماهی دادن، ماهیگیری آموخت.

روال پذیرش در این مدرسه عالی این بود که پس از قبولی در آزمون کتبی و مصاحبه با چند کارشناس، تصمیم نهایی با شخص خانم فرمانفرماییان بود.

در دو دوره فوق دیپلم و لیسانس هر ترم یک واحد درسی با وی می گذراندیم. در طول ترم تلاش می کرد ما را با مسائل اجتماعی، منابع و نهادهای موجود در جامعه آشنا کند. ما را تشویق می کرد در مورد سازمان ها و امکانات اجتماعی تحقیق و بررسی کنیم و یافته ها و نتایج بدست آمده را با سایر دانشجویان کلاس در میان بگذاریم. ما را به دیدن فیلم هایی با موضوعات اجتماعی ترغیب می کرد تا در کلاس مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. بدین ترتیب در انتهای هر ترم با منابع، سازمانها و موضوعات بسیاری آشنا شده بودیم. آشنایی دانشجویان با مشکلات اجتماعی و منابع موجود و شناخت جامعه، اصلی ترین دغدغه اش بود. همواره کیفیت آموزش در انتخاب واحدهای درسی و اساتید آن را با حساسیت دنبال می کرد. به همین دلیل اکثرا استادان برجسته ای برای تدریس انتخاب می شدند. در دوران آموزش، کار عملی در فیلد، از امتیاز خاصی برخوردار بود. اکثرا از اساتید خارجی کار آزموده برای کارورزی استفاده می شد. و همه مراحل کار با دقت مورد ارزیابی و رفع اشکال قرار می گرفت. یافتن سازمان هایی که حاضر به پذیرش دانشجو باشند و این حرفه را باور داشته باشند خود داستانی داشت که زمان و نیروی انسانی بسیاری را به خود اختصاص می داد. برای شروع هر کاری ابتدا تحقیق و نیازسنجی می کرد و سپس برنامه ریزی. خلاصه این که محیطی گرم، صمیمی و با امنیت خاطر برای ما تدارک دیده شده بود.

پس از انقلاب اما، نه تنها این دست آوردها پاسداری نشد، که عده ای تا سر حد حذف این رشته پیش رفتند. شاید تقدیر این بود که این رشته بماند و کور سوی امیدی باشد برای نیازمندان و محرومین در حال افزایش کشور. ولی کسانی (ای بسا همان هایی که اسلحه بر روی ایشان کشیدند) از چند پاره کردن آن ابایی به خود راه ندادند. هر گروه پاره ای را برداشت و نامی بر آن نهاد. امروز این رشته بسیار از محتوا ی اصلی خود دور افتاده است.

تا اینجا شرح مختصری بود از شرایط رشته ای که در آن تحصیل کردم. اینک اجازه می خواهم وارد اصل مطلب شوم که به خاطر آن دست به نوشتن برده ام. تهیه ویژه نامه بزرگداشت 90 سالگی خانم ستاره فرمانفرمائیان توسط دوستان خوبم در «مدرسه فمینیستی» تلنگری شد برای مروری در ذهنم از گذشته و عاملی برای کندوکاو در تاثیری که این زن بزرگ به عنوان معلم ، پیشرو و با اندیشه های بلند برای کشورش بر من گذاشت. اگرچه او سالهاست در ایران و بین ما نیست ولی اثر کارهای بزرگی که انجام داد و بنیان های نیکویی که گذاشت نه تنها هرگز ا




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان