صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

اینجا شرق تهران است: زنی سوگوار هدی، مردانی حامل پیام زنان زندانی، و زنی نگران همسرش در اعتصاب غذا

14 دی 1391

مدرسه فمینیستی (نوشین احمدی خراسانی): امروز چهارشنبه اول تیرماه 1390 است. تهران از شدت داغی هوای چهل درجه و آلودگی شدید دی اکسیدکربن، انگار دارد خفه می شود. برای رسیدن به خانه هدی صابر باید سه کورس تاکسی سوار شوم تا بالاخره برسم به تهرانپارس، خیابان استخر... سروصدا و همهمه ترافیک و هوای آلوده و روسری و مانتو، و نبود کمترین نسیمی که هوا را اندکی جابجا کند، دارد کلافه ام می کند. صندلی عقب اتومبیل نشسته ام ، دوتا خانم مسن هم کنارم، شیشه را پایین تر می کشم ولی باد، آنقدر داغ است که پوست صورتم را ملتهب تر می کند. حدس می زنم که صورتم حسابی سرخ شده باشد یعنی گُر گرفته باشد... ساعت 5 بعدازظهر راه افتاده ام تا اگر شانس بیاورم بتوانم ساعت شش و نیم، منزل هدی صابر باشم... خدا را شکر می کنم که لااقل در قبر با روسری و مانتو دفن ام نخواهند کرد و با خودم می گویم جای شکرش باقی است. همانطور که فریده جمشیدی همسر هدی صابر گفت: جای شکرش باقی است که جسد همسرم را به ما دادند، می خواستند شبانه دفن اش کنند!

باری امروز ، آغاز فصل تابستان است و دقیقاَ 11 روز از مرگ ناباورانۀ هدی صابر ، و 21 روز از مرگ دلخراش هاله سحابی می گذرد. هاله در روز یازدهم خرداد (اتفاقاَ همین روز چهارشنبه بود که) ، جان باخت. بعداز ظهر امروز قرار است برخی از شوهران زنانی که اکنون در زندان اوین محبوس هستند به دیدار خانوادۀ هدی صابر بشتابند از جمله خانواده نسرین ستوده، بهاره هدایت، مهدیه گلرو، فاطمه درویش و... و در خانه او، با همسرش «فریده جمشیدی» ، و حنیف و شریف پسران هدی، دیداری داشته باشند و به این خانواده داغدار، تسلیت بگویند و پیام همدردی همسران دربندشان را به خانواده هدی صابر اعلام نمایند.

در این دیدار حزن آلود، «رضا خندان» همسر نسرین ستوده ـ که در نبود همسرش، دو فرزند خردسال را نگهداری می کند و انگار هر روز لاغرتر هم می شود ـ سخن را آغاز کرد: هنوز نمی توانم جای خالی هدی را باور کنم. وی با بغضی در گلو، ادامه داد: همان روز یکشنبه هفته پیش که برای ملاقات نسرین به سالن ملاقات زندان اوین رفته بودم، خبر مرگ مظلومانۀ هدی صابر را شنیدم. همین جاست که «امین احمدیان» همسر «بهاره هدایت» می گوید: آن موقع ما باور نکردیم، یعنی شک داشتیم که خبر درست باشد. وحید لعلی پور، همسر «مهدیه گلرو» هم حرف او را پی می گیرد: وقتی زمان ملاقات شد و همسران مان پشت کابین قرار گرفته بودند، نخواستیم آنها را با این خبر که فکر می کردیم شایعه است نگران کنیم. اینجاست که رضا خندان می گوید: ولی همین یکشنبه که دوباره به ملاقات همسران مان رفتیم، دیگر همه دنیا می دانستند که هدی صابر دیگر در میان ما نیست.

رضا خندان در حالی که سعی می کرد جلوی ترکیدن بغض خود را بگیرد ادامه داد: وقتی هاله سحابی آن گونه از میان رفت، خدا را شکر می کردم که به نسرین مرخصی نداده اند چون فکر کردم حداقل شاید در زندان جایش امن تر باشد، اما وقتی هدی صابر در زندان چشم از جهان فرو بست، آن وقت فکر کردم واقعا کجای این مملکت برای همسرم امن خواهد بود.

«فاطمه آیینه وند» همسر عبدالله مؤمنی نیز که در این دیدار حضور داشت ضمن تسلیت به خانواده صابر، و این که : راه آن شهید ادامه خواهد داشت، از وضعیت شوهرش عبدالله مؤمنی و وخامت حال او گفت ک




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان