صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      مشق هفته....  
 

با خاطره «همیشه جاوید» هاله سحابی / ناهید توسلی

14 دی 1391

مدرسه فمینیستی: هاله سحابی، یکی از فعالان شناخته شده جنبش زنان، امروز دیگر در کنار ما نیست. بسیاری از یاران او تلاش کرده اند تا برای زنده نگاه داشتن یاد و خاطره هاله قلم شان را به خدمت بگیرند و بر آنچه که غیرمنصفانه بر او و خانواده اش رفته شهادت دهند. در ادامه این یادها، دل نوشته ناهید توسلی، از فعالان جنبش زنان و از یاران هاله سحابی را می خوانید:

هاله عزیزم

از خوابی که از عمو عزت مان دیدم و پس از آن، دریافتم که در روز تولدش 19 اردیبهشت بوده است، روزها می گذرد. خوابی که، سحر همان روز آنرا نوشتم و خیلی ها در «جرس»[1] خواندند. من دیگر هیچگاه، به یاد آن بانوی سبزپوشی که بالای سر پدر نشسته بود و او پس از آنکه چشم هایش را گشود و لبهایش حرکت کرد و سرش کمی بالا آمد، اما ناگهان بر دامن آن بانوی سبزپوش افتاد، نیقتادم. انگاری همه چیز از یادم رفته بود. در بیداری و یادآوری آن در ذهنم، تنها آن آیه قرآن تداعی می شد که می گوید بهشتیان سبزپوش اند. ([بهشتيان را] جامه‏هاى ابريشمى سبز و ديباى ستبر در بر است. «الانسان آیه۲۱») همین. یقین کردم پدر، آنگاه که به ابدیت بپیوند از بهشتیان خواهد بود، که هست.

دیروز، در آشفتگی از بهت و حیرت سرنوشت جاودانه ات، ئی میلی از زنی ناآشنا به نام «نگار. ح» دریافت کردم. دوست دارم بخشی از متن آن را که با رنگ سبز و شکل نوشتاری شعرگونه بود، اینجا برایت بیاورم:

[دوست دور و نادیده

سرکار خانم ناهید توسلی عزیز

سلام

شهادت خانم هاله سحابی را به شما تسلیت میگویم

وقتی خبر این اتفاق تلخ را شنیدم، ناگهان یاد نوشته ی شما افتادم. مطلبی که چندی پیش در مورد خواب یا رویای صادقانه تان در جرس خوانده بودم. سریع به سایت جرس رفتم و در بخش جستجو، توانستم مطلب شما را پیدا کنم. آن را که با عنوان «خواب سحابی» در تاریخ 20 اردیبهشت منتشر شده بود دوباره خواندم. چقدر رویای تان صادق بود.

آن زمان که برای اولین بار مطلب تان را خواندم، حس عجیبی از خواب شما پیدا کردم. اما آن حس غریب، مانند خیلی دیگر از ناشناخته های زندگی، لابلای دلمشغولی های زندگی روزمره گم شد و من نوشتهی شما را از یاد بردم.

آن زمان نه شما و نه هیچ خواننده ای فکر نمیکرد آن بانوی سبزپوش که مرحوم سحابی سر خود را بر دامانش گذاشت کسی نیست جز دختر وفادارش هاله سحابی. هیچکس نمی دانست تعبیر خواب شما، پیوستن این دو مبارز سبز آزادگی به یکدیگر است تا ابد. کسی نمیدانست ... حتی خود شما!

نمی دانم آدم ها دراین لحظه ها چه به هم میگویند. تنها میتوانم رویای صادقه تان را تبریک بگویم، هرچند در سوگ آن دو بزرگوار، هیچ تبریک و تهنیتی شایسته نیست مگر شادباش به هر دو آنها که از قفس تنگ این جهانی [...] برای همیشه رها شدند و دست در دست یکدیگر به سوی آزادی راستین و جاودان پر کشیدند. [...]

برای شما و برای ایران عزیز روزهایی بهتر آرزو دارم

بااحترام نگار.ح ساعت 11 نیمه شب

چهارشنبه 1 می 2011]

تا بدانی که نه تنها دوستان ات بلکه بسیاری ناآشنایان نیز در سوگ اینسان عروج تو گریسته اند و بدانی چگونه حس «انسانی»ات به دیگر انسان های دور دست نیز منتقل و غم رفتن ات در همه جا گسترده شدهست. تا بدانی – که می دانم بی شک می دانی – روح انسانی انسان های انسان صفت، چونان موج نور به همه جا روان است و گسترده. تا بدانی مادرِ زمین که دیشب این




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    لوگوی هفتگی ها    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان