صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

تکرارت می کنم مادرم! شعری تقدیم به هاله سحابی

آزاده دواچی-14 دی 1391

مدرسه فمینیستی : دیروز پس از شنیدن خبر شوک آوری که همه ی ما زنان و مردان را به سوگ نشاند ، این بار تسلیت گفتن کار ساده ای نبود . اصلا به که باید تسلیت می گفتیم ؟ به خواهران در بندمان ؟ به مادران دور افتاده از فرزندانشان در گوشه ی زندانها ؟ به دختران جوان و پرآرزویی که روزهایشان در سلولهای تنگ و حصارهای بلند می گذرانند . به کجاباید صدایمان را ببریم ؟ بغض های در گلویمان را در کدام صفحه ی تاریخ بنویسم ؟ دیشب من گریستم ، مادرم گریست و خواهرم . هرکدام از سه نسل متفاوت ، از یک سرزمین ، از یک مرزو بوم و در کنارهم. . و چشم هایی که از این همه گریه و آه کم آورده اند. این شعر را به خانم هاله سحابی تقدیم می کنم. مادرصلح ، زنی از جنس محبت ، به لبخند برلبهایش ، به صبوری ها و مقاومتش ، به روزهای سخت او و پدرش و به هم نسلانم ، به مادرانم، به خواهران سرزمینم که همه در سوگ فقدان او و انسانیت فراموش شده اشک می ریزیم .

به هاله سحابی

تکرارت می کنم مادرم !

صورتت می لرزد

در نگاه این شهر

زخم می خورند پلکها

از ندیدن چشمهایت

ابری نیست که ببارد

انگار زمین نچرخد

چشمهایت را نمی بندی

آسمان کم ات می آورد

ساعتها هم

ورق می خورم

تا نبینم این تاریخ منحرف را

کدام سرباز بر نفسهایت قدم گذاشت

کدام شب دفنت کرد مادرم!

کدام روز خیره ماند نگاهت

کی بود که مضمن شدی در فریادها

تسلیتم را با کدام خط بنویسم

که نلغزد

بر کدام خطوط بخوانمت

باید تکرارت کنم مادرم!

درخوابهای پریده ام

در لالایی هایی که بویت را می دهد

در نفس های که نمی آیند

تکرارت می کنم

در بوی باروتها یشان

در پشت بامهایی بی ارتفاع

در رژه های خاموش

و خاطره های نیامده

تکرارت می کنم مادرم!

در جغرافیا یی که تو ندیدی

و این پوتین های بیمار

و گلوله های بی صدا

چه خوب صدایت را می شنوند




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان