صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

بیانیه کمیته من کاندیدا می شوم، از «کمپین تغییر چهره مردانه مجلس» درباره رد صلاحیت گسترده کاندیداهای زن مجلس دهم
نشست پرسش و پاسخ با چهار تن از داوطلبان زن نمایندگی مجلس دهم / گزارش: مریم جوادی
تجارب منحصر به فرد زنان در چالش برای تغییر چهره مردانه سیاست / گزارش: صبا شعردوست
بيانيه «کمیته من کاندیدا می شوم» از کمپین «تغییر چهره مردانه مجلس» در تقدير از حضور بی‌سابقه زنان برای کاندیداتوری مجلس دهم
نظارت بر روند قانونگذاری از اهداف کمپین تغییر چهره مردانه مجلس (گزارش یک نشست) / گزارش از: ندا ناجی – عکس ها: مریم جوادی
ما زنان می خواهیم و می توانیم (گزارش نشست کمپین تغییر چهره مردانه مجلس)/ گزارش: ندا ناجی - عکس ها: مریم جوادی
خواسته های یک زن دستفروش از نمایندگان زن مجلس آینده
مجموعه مقالات ویژه نامه مدرسه فمینیستی به مناسبت روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان
من اگر برخیزم، تو اگر برخیزی، می توانیم چهره مجلس را تغییر دهیم / گزارش: ندا ناجی
حضور کمپین تغییر چهره مردانه مجلس در کنگره تخصصی صلح سبز / گزارش: مریم جوادی

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      روزنامه دیواری....  
 

دامان کوتاه مادر

مینو مرتاضی لنگرودی-14 دی 1391

مدرسه فمینیستی (به بهانه روز مادر): پسرک گریه کنان همراه مادرش از مغازه خارج شد و در حالی که پا به زمین می کوفت فریاد می زد، بخر بخر ... مادر قدم هایش را تندتر کرد و از مغازه فاصله گرفت. ایستاد، رو کرد به پسرک اش و گفت: «گفتی آدامس و آب نبات می خوام، گفتم یکی که بیشتر دلت می خواد انتخاب کن تا برات بخرم، خودت آدامس رو انتخاب کردی، منم برات خریدم دیگه نمی شه هرچی بگی و بخوای که برات بخرم...»

حرف اش که تمام شد، راه افتاد و به سرعت چند متری از مغازه دورتر شد. پسرک با بغض و در حالی که بسته آدامس را در مشت می فشرد به دنبال مادر دوید. مادر قدم هایش را کند کرد تا کودک بتواند خود را به او برساند. پسرک به مادر رسید. برای چنگ زدن به دامان مادر، دستان کوچک اش را بالا برد. دستان اش هوا را شکافت ولی دامان مادر کوتاه تر از آن بود که دست پسرک به آن برسد!! پسرک ساکت شد و ایستاد. نگاهی به دستان اش و نگاهی به مانتو کوتاه مادرش انداخت و با بغض ترکیده و گریه کنان هر دو دستش را بالا برد و با التماس فریاد زد: «بغل..بغل».




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان