صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

مانکن های ایرانی، برقع‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پوشان اسلامی

نوشین احمدی خراسانی-14 دی 1391

مدرسه فمینیستی: در اواخر دهه 1340 با گسترش چادر در مدارس، خانم «فرخ رو پارسای» در مصاحبه‌‌‌ با یکی از روزنامه ها که خبرنگار، از ایشان در مورد علت عدم دخالت دولت در مورد گسترش چادر سئوال می کند، خیلی روشن و صریح هشدار می دهد: «شما مثل این که باز هم مثل همیشه دنبال فشار دولت می‌ گردید در حالی که این نوع مسائل اجتماعی با فشار دولت حل نمی شود. حل این گونه مسائل، بیشتر نیاز به کوشش مطبوعات و رسانه های ارتباط جمعی دارد و فشار ما [به عنوان دولت] در محیط مدرسه نمی تواند فکر دختر دانش آموز را تغییر دهد و حتا ایجاد عادت هم برای او نمی کند» («خانم وزیر» نوشته منصوره پیرنیا)(1)

همانطور که خانم فرخ‌ رو پارسای تأکید می کند، واکنش آینده نگر و خردمندانه در برابر ظهور پدیده ها و روندهای بغرنج فرهنگی و اجتماعی، وظیفه جامعه مدنی است و نه کارگزاران دولت. زیرا تجربه‌ ی عملی جوامع انسانی به دفعات نشان داده است که اگر دولت‌ ها، وظایف جامعه مدنی را بر عهده بگیرند، ممکن است که این تداخل وظایف، بر ضد کل هستی و حیات خود جامعه مدنی، تغییر جهت ‌‌‌دهد.

اما این نقل قول از خانم فرخ رو پارسای در مورد نقش جامعه‌ مدنی و رسانه های ارتباط جمعی برای حل معضلات فرهنگی را در آغاز این نوشته آوردم تا ابتدا با تکیه به تجربه های مکتوب تاریخی مان به «روشن کردن خطر دخالت دولت در امر پوشش زنان‌« بپردازم، تا بعد شاید بتوانیم از رهگذر بررسی «قانون ممنوعیت برقع» در فرانسه و شیوه ی برخورد دولتی با آن، به آینده ی برخوردها و مجادلاتی از این دست در جامعه خودمان نگاهی بیاندازیم. چرا که در حال حاضر مسئله پوشش و «حجاب» زنان (و نه لزوماَ برقع)، در ایران و ممالک اسلامی حتا در سطح جهانی به یکی از موضوعات چالش برانگیز و بغرنج ــ با پیرنگی از سیاست ــ تبدیل شده است. ایرانیان مدافع شیوه ی برخورد دولت فرانسه در مورد «قانون ممنوعیت برقع» نیز استدلال های گوناگونی ارائه نموده اند که در ادامه سعی خواهم کرد تا حد امکان به «توجیهات مختلفی» که ارائه شده است بپردازم. اما پیش از ورود به بحث، ذکر و تأکید بر این نکته شاید لازم باشد که: بحث کانونی این مقاله اساساَ بر سر «روش» و «شیوه»ی مقابله با پدیده های فرهنگی همچون حجاب و پوشش زنان (روسری، برقع، چادر، روبنده و پیچه) است و اگر در بخش هایی از مقاله بر حواشی «قانون منع برقع در فرانسه»، تمرکز بیشتری شده به دلیل آن است که این مسئله در اروپا از دایره ی قضاوت در مورد یک نوع «نماد و پوشش زنانه» فراتر رفته و ابعاد سیاسی و امنیتی پیدا کرده تا جایی که دخالت مقتدرانه ی دولت را سبب شده است. مداخله ی دولت فرانسه در امر پوشش زنان و نمادهایی که اقلیت مسلمان این کشور مورد استفاده قرار می دهند و به خصوص جانبداری برخی از روشنفکران ایرانی ساکن اروپا از این مداخله، در واقع بهانه ی خوبی است که شاید بتوانیم بار دیگر، بحث مهم و حساس حجاب زنان و «شیوه»ی مواجهه با آن را در میان فعالان جنبش زنان، دامن بزنیم.

روش مقابله با یک «نماد اعتراضی»

برخی از روشنفکران ایرانی ساکن اروپا ـ مسلمان و سکولار ـ به درستی استدلال می کنند که «برقع» به عنوان «نمادی اعتراضی» در جوامع اروپایی، رو به گسترش نهاده و برخی نیز معتقدند که با اعمال چنین محدودیت های قانونی ـ که دولت لاییک فرانسه آغاز




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان