صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      مشق هفته....  
 

فرزاد کمانگر، مدافع تساوی حقوق زنان و مردان / رؤیا صحرایی

14 دی 1391

مدرسه فمینیستی : «مرا مزن که چرا آواز می خوانم، من کوردم، اجداد من عشق شان را؛ دردهای شان را، مبارزات شان را و بودن شان را در آوازها و سرودهای شان برای من به یادگار گذاشته اند»[1]

مسئله قومیت ها در ایران ؛ زبان مادری ، استقلال در عمل، و امثال این نیازهای عاجل و مدنی، روز به روز بغرنج تر و حساس تر می شود. برخوردهای ناروا و بسیار خشن و فراقانونی که با فعلان اجتماعی و سیاسی در شهرستان ها می شود تشدید کننده این فضای پر تنش است. نیازی نیست که پژوهشگر یا تحلیل گر مسائل قومی و اجتماعی باشی تا به این نتیجه برسی، تنها کافی است نگاهی به احکام جزائی فعالین مدنی و سیاسی در شهرستانها بیندازی تا متوجه شوی که اکثریت آنها در صورت دستگیری، با اتهامات سنگین تری مواجه می شوند و متعاقباَ احکام سنگین تری می گیرند . مثلا اتهام جاسوسی، محاربه، تجزیه طلب، و نظایر این برچسب ها افزون بر دیگر اتهامات بر آنها وارد می کنند. در بعضی از موارد بار این اتهامات چنان سنگین است که متاسفانه بسیاری از فعالین جنبش های اجتماعی و سیاسی ــ به خصوص کسانی که در داخل ایران فعالیت می کنند ــ را در اعتراض به این برچسب ها و احکام ناعادلانه ی واردشده به آنها، به سکوت، ناگزیر می کند. چرا که نوشتن برای آنان مساوی شریک شدن در جرم اثابت نشدشان خواهد بود و همین کافی است که سکوت کنند و اغلب با اشک تلخی، نظاره گر اجرای احکام ناعادلانه ی آنان باشند.

نزدیک شدن به اولین سالگرد اعدام فرزاد کمانگر و چاپ اخیر مجموعه نامه های او که تحت عنوان «فریاد های یک معلم طغیانگر» منتشر شده است بهانه نوشتن این متن کوتاه است . نامه هایی که پیش از اعدام او هر چند وقت یکبار پنهانی از لابه لای میله های زندان بیرون می آمد و به یُمن دنیای مدرن ارتباطات، خیلی سریع روی شبکه های اینترنتی به جهان منعکس می شد . تمام نامه ها با قلم زیبا و حس قوی و سرشار انسانی نوشته شده اند که ریشه در رنج و محرومیت تاریخی مردمی دارد که فرزاد کمانگر با آنها زیسته بود و معلم وار به فرزاندانشان عشق ورزیده بود. خواندن این نامه ها که هر قلب تپنده ای را به درد می آورد توجه تمام سازمانهای حقوق بشری را به خود جلب کرد و فرزاد کمانگر را به چهره ای شناخته شده در دنیا، فرای ملیت و قومیتش در میان زندانیان سیاسی در ایران بدل کرد.

«فرزاد کمانگر» معروف به «سیامند» معلم آموزش و پرورش شهرستان کامیاران بود که 12 سال سابقه تدریس داشت. او عضو هیئت مدیره انجمن صنفی معلمان شهرستان کامیاران شاخه کردستان ؛ عضو شورای نویسندگان ماهنامه فرهنگی - آموزشی رویان، و همچنین مدتی عضو هیئت مدیره انجمن زیست محیطی کامیاران هم بود. فرزاد از سال 1384 با آغاز فعالیت «مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران» به عضویت آن در آمد. او در مرداد 1385 در حالی برای پیگیری بیماری برادرش به تهران آمده بود دستگیر شد و طبق نوشته های خودش تحت خشن ترین فشارهای جسمی و روانی قرار گرفت[2] و در نهایت علی رغم تمام تلاش های نهادهای حقوق بشری و صنفی و بین المللی در 19 اردیبهشت 1389 به جرم محاربه اعدام شد.

علی رغم تمام اما و اگرها و اتهامات رنگارنگی که در پرونده فرزاد کمانگر مطرح شده بود تا به اعتقاد بعضی ها بهانه ای برای اعدام او و زهرچشم گرفتن از دیگر فعالان اجتماعی و سیاسی باشد به خصوص در منطقه




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    لوگوی هفتگی ها    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان