صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

سیمین دانشور ، یگانه نگارنده روزگار

آسیه نظام شهیدی-14 دی 1391

" هر نویسنده ای یکپا مورخ است ، منتها تاریخ نویس دل آدمی در روزگاری خاص "

سیمین دانشور . گفتگو با هوشنگ گلشیری .مجله ی مفید .سال 66

مدرسه فمینیستی: درباره سیمین دانشور چه می توان گفت که نگفته باشند؟ از کدام منظر می توان نگاهش کرد که دیده نشده باشد؟ داستانسراست. اندیشمند است. مترجم است. آموزگار است . همراه و همسر مردی که سالیان دراز بر عرصه های اندیشه ی اجتماعی و فرهنگی ایران معاصر تاثیر گذاشته . انسانی ست شریف که بخاطر بزرگترین آرمان تمام زندگیش یعنی انسان گرایی وانسان مداری رنج بسیار کشیده با قلمش دادخواهی کرده و غمگسار بسیاردرمندان بوده و هست .یک ایرانیست که بر تاریخ، ادبیات، هنر، مذهب، اندیشه ی سیاسی و اجتماعی سرزمینش نه تنها احاطه و اشراف دارد که با آنها زیسته است .ونیز پیش از همه ی اینها اما ، او یک زن است . بانویی ایرانی که اصالت و شرافت ومهر و هنرمندی وذوق و خلاقیت و وارستگی و نجابت و صبوری و آزادگی را یکسره به نام خود کرده . سیمین دانشور بانویی به تمام ، ایرانیست و در تمام عرصه ها و سویه های هستی و هویتی اش یگانه است .

آیا این نیکبختی چهره ی هنری سرزمین ما بوده که همه ی عناصر روزگار دست به دست هم بدهند تا در ابتدای قرن ، یعنی پایان دوره ی کهن و آغاز دوره ای نوین، نزدیک به صد سال پیش ، فرزندی در شیراز چشم به دنیا بگشاید (ادریبهشت 1300) ، در خانواده ای فرهیخته ، زیر سایه ی پدری فرزانه و انسان دوست ( دکتر محمد علی دانشور ) و مادری هنرمند ، نقاش و مدبر ( قمر السطنه حکمت ) پرورش یابد ، به سبب تمکن مالی خانواده و زمینه ی اشرافی آن ، دوران تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در بهترین مدرسه شیراز ( مدرسه ی انگلیسی مهر آئین ) سپری کند ، از گنجینه ی کتابخانه ی پربار پدر بهره مند شود ، با آداب و رسوم سنتی و اشرافی روزگارخود مانوس باشد ، خانواده ها و افراد خارجی مقیم شیراز را بشناسد و به جهت تسلط بر زبان بیگانه در همان ابتدای نوجوانی با آنان گفتگو و حشر و نشر داشته باشد ، در انواع ورزشهای زمان خود مثل اسب سواری و شنا مهارت داشته باشد و به جهت رشد در نقطه ی خاص جغرافیایی سرزمین مان و در زمانه ای حساس ( درست بعد از کودتای 1299 و اشغال ایران توسط نیروهای متفقین و تسلط انگلیسیها بر مناطق جنوب از جمله شیراز ) با بسیاری از مسائل سیاسی و اجتماعی پیرامونش آشنا شود؟

آیا این نیکبختی چهره ی هنری سرزمین ماست که این فرزند زمانه ی نوین دختری باشد که به جهت گوهر ذاتی و هوش سرشار و توانایی درونی به بهترین وجه ممکن از این اسباب و سامان مهیای خانوادگی بهره بگیرد تا سرانجام واز پی گذراندن فراز و نشیب ها، تاجی شود بر فراز قله ادبیات و فرهنگ معاصرایران ؟ آیا این نیکبختی چهره ی هنر سرزمین ماست که بانویی آن را آذین بسته و چراغ روشنایی بر آن تابانده و جمال و جلال آن را آراسته ؟

آیا هر دختر ایرانی دیگری که در چنین موقعیت تاریخی و جغرافیایی و در چنین محیطی پرورش می یافت می توانست اکنون چنین جایگاهی در پهنه ی ادبیات معاصر ایران داشته باشد ؟ . پاسخی نداریم . تنها در باره ی سیمین می دانیم و خوانده ایم که در سال 1316 اولین مقاله اش با عنوان ( زمستان بی شباهت به زندگی ما نیست ) در روزنامه ای محلی چاپ شد . درسال 1317در امتحانات نهایی دوره ی متوسطه شاگرد اول در سراسر کشور شد .




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان