صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

سیمین دانشور، خالقی که باید تکرار شود

آزاده دواچی-14 دی 1391

مدرسه فمینیستی: ادبیات زنان ایران در دوره های مختلف اجتماعی و سیاسی، راه های پرفراز و نشیبی را طی کرده است که دستاوردهای هر دهه از رشد و بالندگی اش را مرهون زنانی است که پا به صحنه ی ادبیات گذاشتند و برای اولین بار با حضور مشخص خود مرزهای تنیده شده به دور بسیاری از گفتمان های غالب ادبی همانند گفتمان های سیاسی و اجتماعی را از میان برداشتند ،کسانی همچون عاملتاج قائم مقامی ، فروغ فرخزاد ، سیمین دانشور ، سیمین بهبهانی ، شمس کسمایی و بسیاری دیگر از نویسندگان و شاعرانی که هر روزه به صف پیشروان ادبیات زنان ایران پیوسته اند .

به طور کلی می توان گفت که حضور زنان در ادبیات از دوران انقلاب مشروطه و به واسطه ی رشد و پیشرفت زنان در حوزه های مختلف اجتماعی رقم خورده است. زنانی که در انقلاب مشروطه توانستند سهم مهمی در مشارکت های سیاسی و اجتماعی داشته باشند، رفته رفته از فضای خانه هایشان بیرون آمدند و وارد عرصه اجتماعی و گفتمان های روشنفکری و مبارزاتی ایرانی شدند . ادبیات زنان هم به واسطه ی همین حضور، مسیر رشد خود را طی کرد. گرچه که هر دوره به دلیل حضور پرقدرت مذهب و سنت، نهال های کوچک اش آن طور که باید و شاید آبیاری نمی شد . با این حال حضور زنان در مشارکت های اجتماعی و سیاسی پس از مشروطه زمینه را برای بروز استعدادهایشان در شعر و ادبیات باز کرد .

البته در آن زمان هنوز نوشتن برای زنان نوعی تابو محسوب می شد و بودند شاعرانی همچون عالمتاج قائم مقامی که شعرهایشان را در پستوی خانه هایشان نهان کرده بودند . اما به تدریح با پیشرفت زنان در عرصه های مختلف آموزشی و سیاسی ، حضور متفاوت تری از آنان در صحنه ی ادبیات ایران رقم خورد . با این حال و با وجود آن که شاعران زن از دوران مشروطه به این سو در فضای ادبی ایران پدیدار شدند اما به دلیل آن که گفتمان غالب مردسالاری حتی بر فضای روشنفکری و ادبی ایران سایه افکنده بود، عموماَ ادبیات زنان به صورتی مستقل بررسی و نقد نمی شد، چرا که فضای ادبیات ایران هم مانند دیگر فضاهای اجتماعی تحت سیطره ی همین روابط بود . دکتر فرزانه میلانی در این خصوص می نویسد : " قیود دست و پاگیر همراه با سنتی مردسالار مانع از آن بودند که دانه های خلاقیت زنان رشد کرده به درختی تنومند و بارور تبدیل شود . نویسندگی که تعهد و فعالیت مستمر و پیگیر می طلبد کمتر در قاموس زندگی روزمره ی زن راه یافته است . عوامل بازدارنده ی بسیاری ( ازقبیل داشتن نقشی حاشیه ای در اجتماع ، فقر و عدم استقلال مالی ، امکانات محدود و جوی نامطلوب) از گسترش ظرفیت های فکری و ادبی زن جلوگیری کرده ، کمتر این امکان را به وجود آورده است که قلم به دست زن برسد" (5) .

بنابراین نه تنها حضور زنان در مشارکت های ادبی ــ مانند حضور در عرصه های سیاسی و اجتماعی ــ دیده نمی شد ، بلکه در موارد بسیاری نفی شده و یا بی ارزش شمرده می شد . ادبیات زنان هم در سایه ی روابط مردسالاری که مدام تن زنان را در کنترل خویش داشت، مبحث حضور آن ها را به بحثی حاشیه ای می کشاند . با وجود آنکه ادبیات ایران بعد از انقلاب مشروطه، شاهد پیشرفت های چشمگیری در بالا بردن آگاهی های عمومی و همینطور مشارکت دادن نویسندگان و شاعران در جریانات سیاسی و اجتماعی ایران بازی کرد اما هنوز «نوشتار زنان» تحت تاثیر زوایای آشکار و پنهان م




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان