صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

سیمین دانشور "عیال فاضله " عصر مردان فضل فروش

گفتگوی منصوره شجاعی با هما ناطق-14 دی 1391

مدرسه فمینیستی: نه ! نمی شد که مصمم به انتشار ویژه نامه زنان اهل قلم و ادبیات و سخن باشی و شماره ای را به "سیمین دانشور" اختصاص ندهی که قلم اش هنوز فخر قلم زنان است وکلام ادیبانه اش آوازی است زنانه به لهجه شیرین شیرازی تا که "واسونک "(1)های زنان فارس را به آهنگی دیگر جاودان سازد.

نه! نمی شد که از زنان داستان نویس بگویی واز سیمین دانشورنگویی که "سووشون" اش ازاولین چاپ خود در سال 1348یعنی بیش از چهل سال پیش تا به امروز همچنان خوانندگان بسیاری از اهل ادب وسخن را به خود جذب می کند و هنوز تجدید چاپ می شود. و مجموعه داستان های او چون " آتش خاموش" ، شهری چون بهشت" ، " به کی سلام کنم" و رمان دیگرش " جزیره سرگردانی" همچنان بحث ها و نقدهای زیادی را به دنبال دارد.

نه! نمی شد که در اولین دوره جایزه ادبیات داستانی زنان ، گوش به سخنان رایج و گلایه های سطحی از این دست دهیم که... ادبیات زنانه چیز دیگری است و این همانی نیست که دانشور بدان مشغول بوده است.. ویا حتی تاآنجا پیش روند که .... آنچه هم بود از برکت مردی چون جلال آل احمد بود(!!) ....آن زمان نیز گوش ندادیم و کارخویش پی گرفتیم . پس به سال 1387 در اولین دوره جایزه ادبیات داستانی زنان "کتابخانه صدیقه دولت آبادی" با نام او آغاز کردیم تا بدان آستان از نسل های بعدی زنان داستان نویس تجلیل شود.

پس راه گوش به گلایه هایی که اینجا و آنجا می شنیدیم خوب بستیم وبه ناشنیدنی عمدی، کار خویش پی گرفتیم. گلایه ها بدین قراربود و هست که درحصرو حدود تنگ سانسور و درغیبت قلم های تیزمانده درحصار ، چه می خواهید بنویسید که از سخن آزادی خوش تر افتد ؟؟..

و ما که خود هیچ گاه خوش تر از سخن آزادی نیافتیم ،بالاخص به ادبیات روی آوردیم که حتم ، هنر سخن گفتن زیرتیغ تاریخ بوده و هست . خوش تر آنگاه که از ادبیات زنان سخن بگویی...

باری، نوشتیم و گفتیم و شد...که ادیبانه سخن گفتن میراث شهرزاد قصه گوی مان بوده که از چکاچاک تیغ تاریخ مردان به هزارو یک شب به چنگ اش آورده ایم .

هرچند از سیمین دانشور بگوییم که در سووشون اش از " زری"(2) گفت که درنبود مردان خاندان خویش از شوهر و پسر و برادرشوهر و....بیهوش و یخ زده واززبان افتاده به عزای مردش از حال و نا رفت....لیک هشدار ! که درنهایت توانی دوباره یافت و برخاست و آن کرد که باید می کرد...و "جلال" اش کجا بود آن موقع ؟؟

القصه ، سراغ زنانی رفتیم که از دور ونزدیک آشنای او وآشنای قلم اش بودند و پای سخن شان نشستیم . خوش آن هنگام که زنان از ادبیاتِ زنان بگویند که قند مکرر نصیب مخاطب می سازد وچه شیرین آن ساعت که "هما ناطق" درگوشه ای از" پاریس" رویایی از سیمین دانشور بگوید....

" این زن هیچوقت مثل شوهرش نبود.... تفاوت شان زمین تا آسمان بود ....البته دعوایی با "جلال" نداشت مقابل اش جبهه گیری هم نمی کرد....اما کاری به کارش نداشت .... سیمین ادیب بود و جلال سیاسی .... بی ربط بودند ...."

خسته بود و گفت که پانزده سالی است در پی تحقیقی درباره مشروطه به اسناد و مدارکی و شواهدنوین دست یافته که ذهن و زبان خویش را مگربه سخن با آن باز نخواهد کرد ....یاد آوری کردم که هرچند فقط به مشروطه سرگرم است اما از اولین زنان مورخی است که با کارنامه ای درخشان در باب تاریخ قاجار و دوران مشروطه در حوزه های اجتماعی زنان نیزقلم زده و خیلی




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان