صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

خانه داری و از خود بیگانگی زنان

راحیل آشناگر-14 دی 1391

مدرسه فمینیستی :میل دارم مقاله ام را با جمله ای از هیتلر آغاز کنم: جای زنان در رختخواب، آشپزخانه و کلیساست..

احتیاجی به توضیح نیست که خانه داری چیست و چگونه کاری ست. آنچه همه به طور کلی درباره آن می دانیم تعریف جامعی ست که لزوم تبیین جزییات درباره آن را از نویسنده سلب می کند. آنچه مسلم است و از حوزه بحث خارج است این است که صرف کردن وقت در منزل برای انجام اموراتی چون پخت و پز و رسیدگی به کارهای تکراری هر روزه کاری ست که همه ما ناگزیر از انجام آنیم اما این موضوع که این کار را جنسیتی کرده و از زنان انتظار داشته باشیم هر روز به کارهای خسته کننده و ملال آور خانه بپردازند که سهم بزرگی در ایجاد افسردگی و کنار زدن زنان از صحنه اجتماع دارد، بحث دیگری ست.

برای درک انتقادهای فمینیستها از خانواده مردسالار لازم است شکاف میان مرام های زندگی خانگی و تجربیات زنان در مقام همسر و مادر را بررسی کنیم. بتی فریدان(1963( افسردگی مادران آمریکایی طبقه متوسط در دهه 1960 را (مشکلی که اسم ندارد( نامید؛ از سوی دیگر لیز استانلی و سو وایز(1983) گفته اند که بسیاری از زنان میان خانواده خودشان و نهاد خانواده تفاوت می گذارند، به این معنا که نهاد خانواده را مطلوب می دانند حال آنکه اغلب احساس می کنند خانواده خودشان با انتظاراتی که از زندگی خانوادگی دارند مطابقت نمی کند.

دخترها با این امید و آرزو بزرگ می شوند که ازدواج کنند و روز عروسی را با شکوه ترین لحظه زندگی خود می دانند. اما زندگی زناشویی به ندرت آن چیزی از آب در می آید که انتظار داشته اند حقیقت از رویا فاصله ای بسیار دارد. به گفته جسی برنارد(1973) ازدواج از نظر زن و مرد دو چیز متفاوت است و مردان بهره بیشتری از ازدواج می برند. برای زنان متاهل احتمال ابتلا به بیماری های روانی بیش از زنان مجرد و بیش از مردان مجرد است در حالی که برای مردان متاهل این احتمال بسیار کم است. زنان اغلب از سر ضرورت اقتصادی ازدواج می کنند، زیرا نمی توانند برای اداره زندگی خود پول کافی در بیاورند و بنابراین فقط از رهگذر ازدواج است که دسترسی به زندگی آبرومندانه برای ایشان امکان دارد. چنین تصور می شود که هر زن مجرد به حمایت یک مرد احتیاج دارد و همین خود فشار دیگری برای ازدواج است. از سوی دیگر، مردان با ازدواج به مزایای اقتصادی و اجتماعی دست می یابند، از آنان پذیرایی و مراقبت می شود، از کار خانگی( بدون مزد ) زنانشان برخوردار می شوند، و غالبا در زمینه وظایف شغلی خود نیز کمکهای (بدون مزد) دریافت می کنند.

به وضوح مشخص است که در این رابطه به اصطلاح برابر و همسرانه، مرد است که بیشترین سود نصیبش می شود و زن که از محیط خانه پدری ( جایی که به او آموخته اند چگونه باشد تا از عهده همه کارها به خوبی بر آید و هیچ جای کارش نلنگد!!) روانه خانه ای می شود که قرار است در آن آرامش بیابد و به آرامش برساند اما در عمل فقط بخش دوم، یعنی به آرامش رساندن است که در فهرست وظایف او قرار می گیرد( که البته بگذریم از این که، زنی که خود آشفته، خسته و افسرده است چگونه می تواند باعث آرامش شخص دیگری شود؟! ) تحلیل هایی چون این، به خوبی می تواند دلایل مشکلات میان زن و مرد در نظام خانواده و در پی آن تربیت غلط و ناصحیحی که به اندازه طول تاریخ ریشه دارد، را مشخص سازد. در این زمینه می توان مطالعه و تحقی




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان